<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155</id><updated>2012-01-19T15:38:32.648+03:30</updated><title type='text'>یادداشت های پراکنده</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>47</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-7382365306733493039</id><published>2009-03-15T16:22:00.003+03:30</published><updated>2009-03-15T16:39:49.914+03:30</updated><title type='text'>فرهنگ لغات دولت از ابراهیم نبوی</title><content type='html'>میدونم که خیلی وقته اینجا رو به روز نکردم . نمیدونم چه بلایی سرم اومده . چندین بار شده که اومدم یه چیزی بنویسم ولی حوصلم نشده و دوباره هیچی ... :- . نه ایکه چیزی نداشته باشم برای نوشتن . اتفاقا موضوع زیاده ولی فکر میکنم به اندازه کافی تمرکز ندارم. حالا به هر جهت امروز اومدم اینجا که حداقل برای خالی نبودن اینجا یه چیزی بزارم . داشتم ایمیل هام  رو چک میکردم، یکی از ایمیلها توجهم رو جلب کرد . گفتم بزارم اینجا شما هم استفاده کنید . اینجوری که گفته شده این مطلب از "&lt;a href="http://seiedebrahimnabavi.blogfa.com/"&gt;سید ابراهیم نبوی &lt;/a&gt;" هست :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سخنگو: منبع الهام، کسي که از طريق او الهام مي شود. کسي که آنقدر شغل هاي مختلف دارد ‏که خبر ندارد که وزير کابينه اش عوض شده يا نه. ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;انرژي هسته اي&lt;/strong&gt;: نوعي انرژي که به جاي گرم کردن همه جا، فقط سر آدم را گرم مي کند. ‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دولت&lt;/strong&gt;: يک گروه که بصورت دسته جمعي و تمام وقت تمام پول کشور را تبديل به آشغال مي ‏کنند. ‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مجلس&lt;/strong&gt;: گروهي که نماينده مردم هستند، ولي نه مردم آنها را مي شناسند، نه آنها مردم را مي ‏شناسند. ‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;سفر استاني&lt;/strong&gt;: نوعي سفر تبليغاتي که تا چند سال پس از پايان انتخابات هنوز ادامه دارد.‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نامه به رئيس جمهور&lt;/strong&gt;: تعدادي کاغذ که آدمها به جاي اينکه توي صندوق پستي بيندازند، ‏مستقيما آن را به رئيس جمهور مي دهند تا در صحنه عکاسي حضور آنان ثبت شود.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نامه رئيس جمهور&lt;/strong&gt;: يک روش که قبلا توسط پيامبر اسلام تجربه شده بود و به نتيجه هم رسيده ‏بود. براي تکرار اين اقدام 1400 سال تاخير مدت زيادي بود.‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دانشجوي عدالت خواه&lt;/strong&gt;: نوعي دانشجو که براي شنيدن سخنان رئيس جمهور دعوت مي شود و ‏برخلاف بقيه دانشجويان حرف رئيس جمهور را گوش مي کند.( کلمه عدالت خواه در اين ‏عبارت اضافي است.)‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دانشجوي بسيجي&lt;/strong&gt;: تعدادي مرد کاسب و زن خانه دار که سعي مي کنند مثل دانشجوهاي حزب ‏اللهي لباس بپوشند، بي توجه به اينکه دانشجوهاي حزب اللهي مثل کاسب ها لباس مي پوشند. ‏آنها پس از اينکه فيلمبرداري تمام شد به سر خانه و کارشان برمي گردند.‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;سازمان مديريت&lt;/strong&gt;: مهم ترين دشمن دولت، جايي که همه چيز در آن برنامه دارد.‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;لبنان&lt;/strong&gt;: کشوري که مردمش آنطور که ما دوست داريم زندگي مي کنند، و مورد حمايت دولت ما ‏هستند، ولي ما حق نداريم مثل آنها زندگي کنيم.‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;سياست خارجي&lt;/strong&gt;: مجموعه اي از رفتارهاي کنترل نشده و جالب يک بندباز که چون هنوز ‏سقوط نکرده است، براي ما هيجان آور است. ‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;تورم&lt;/strong&gt;: تنها بخش اقتصاد که روز به روز بزرگتر مي شود.‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ديدار سر زده&lt;/strong&gt;: يک نام صميمانه روي يک رفتار بدون برنامه و بي نتيجه.‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مافيا&lt;/strong&gt;: يک فيلم تخيلي تکراري که هر وقت شام نداريم و گرسنه مان است، پخش مي شود. ‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ملاقات&lt;/strong&gt;: محلي براي گرفتن عکس با آدمهاي سرشناس.‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;بانک&lt;/strong&gt;: يکي از دشمنان اسلام و عوامل مزدور استکبار که نابودي کامل آن بيش از چهار سال ‏طول مي کشد. ‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;برف&lt;/strong&gt;: يک چيز سفيد که وقتي از آسمان مي آيد برق و آب و گاز کشور قطع مي شود و براي ‏جلوگيري از آمدن آن هيچ دعاي خاصي وجود ندارد.‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;صلح آميز&lt;/strong&gt;: چيزي است شبيه شرافت سياسي، نوعي دروغ که همه از گفتن آن لذت مي برند، ‏ولي مي دانند دروغ است.‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;‏قله هسته اي&lt;/strong&gt;: مکاني به ارتفاع پنج هزار متر که در عرض سه روز تا ارتفاع دو قدمي آن قله ‏بالا مي رويم و به مدت سه سال در همان دوقدمي درجا مي زنيم.‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;خبر خوش&lt;/strong&gt;: نوعي روانگردان براي فراموش کردن مشکلاتي که در ماه گذشته اتفاق افتاده ‏است. در اثر مصرف زياد اثر واقعي خود را از دست داده و عوارض جانبي ايجاد مي کند.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ابرقدرت&lt;/strong&gt;: ما. خودمان. نوعي جهان سوم که براي افزايش اعتماد به نفس به خودش دروغ مي ‏گويد.‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مانتو&lt;/strong&gt;: يک لباس زنانه که همزمان با افزايش بحران سياسي در کشور دراز و در اثر کاهش ‏بحران کوتاه مي شود. يک نمودار براي سنجش ميزان آرامش در جامعه.‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;پروژه:&lt;/strong&gt; واحد شمارش دروغ هاي اقتصادي دولت.‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;طرح هاي اقتصادي زودبازده&lt;/strong&gt;: يک راه سريع براي از دست دادن پول و به دست آوردن ‏نمودار و آمار. نوعي طرح که با افزايش تعداد آن مي فهميم که در دراز مدت کارمان خراب ‏است. روشي که در آن مقداري پول به تعدادي آدم مورد اعتماد مي دهيم که بعدا آمار کارهايي ‏که نمي خواهند بکنند، را به ما اعلام کنند.‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;قيمت&lt;/strong&gt;: نوعي نردبان که دائما از آن بالا مي رويم و هر چه بالاتر برويم از ارتفاع بيشتري ‏سقوط مي کنيم. اين نردبان يکطرفه است.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;پول&lt;/strong&gt;: چيزي که دولت دارد، ولي نمي داند با آن چکار کند و ملت مي دانند با آن چکار کنند، ‏ولي ندارند. ‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دشمن&lt;/strong&gt;: کليه کساني که از ما اطلاعات دقيق و کافي دارند.‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;بودجه&lt;/strong&gt;: يک وسيله براي کنترل رفتارهاي دولتي که هيچ علاقه اي به کنترل رفتارهايش ندارد. ‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اقتصاد&lt;/strong&gt;: يک چيز مربوط به الاغ که غيرقابل کنترل است و در وضعيت راست افراطي مي ‏تواند خانواده ملت را آبستن حوادث کند. ‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;رسانه&lt;/strong&gt;: وسيله اي براي جلوگيري از خبررساني.‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ملي مذهبي&lt;/strong&gt;: يک گروه سياسي که همان اعتقادات و علائق دولت را دارد، منتهي دليلي براي ‏دروغ گفتن ندارد. ‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هزار فاميل&lt;/strong&gt;: اليگارشي. خانواده سالاري. نوعي سيستم حکومتي که بوسيله خانواده آنها اداره ‏مي شود، در حالي که خانواده ما خيلي بهتر از آنها هستند.‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ميثاق&lt;/strong&gt;: عهدنامه اي که رئيس جمهور با وزرايش مي بندد، بعدا هر کدام کار خودشان را مي ‏کنند. ‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دبير دولت&lt;/strong&gt;: مسوول نظم دادن به دولتي که قصد دارد هر نظمي را از بين ببرد.‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;انتخابات&lt;/strong&gt;: روش انتخاب نمايندگان مردم توسط شوراي نگهبان.‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ميراث فرهنگي&lt;/strong&gt;: مجموعه اي از آثار باقي مانده از گذشته اي که به وجود آن آثار افتخار مي ‏کنيم ولي از سازندگانش متنفريم.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دکتر حسين فاطمي&lt;/strong&gt;: کسي که دوستان ما ترورش کردند و دوستانش را ما زنداني مي کنيم. ‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;گوجه فرنگي&lt;/strong&gt;: يک علامت قرمز خطر براي اقتصاد که مثل ساير خطرات با آن شوخي مي ‏کنيم.‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;بوليوي&lt;/strong&gt;: يکي از معشوقه هايي که گول ما را خورد و به انتظار ما نشست.‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دولت چپ&lt;/strong&gt;: تصوير بيروني راست افراطي.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-7382365306733493039?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/7382365306733493039/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2009/03/blog-post.html#comment-form' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/7382365306733493039'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/7382365306733493039'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2009/03/blog-post.html' title='فرهنگ لغات دولت از ابراهیم نبوی'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-4939081588101188440</id><published>2009-02-23T22:02:00.003+03:30</published><updated>2009-02-23T22:47:03.940+03:30</updated><title type='text'>درد دل</title><content type='html'>از وقتی سر کار میرم زندگیم یه جورایی عوض شده . خیلی کارهایی که قبلا انجام میدادم رو الان دیگه نمیرسم انجام بدم . مثلا قبلا خیلی کتاب میخوندم ، ولی الان تقریبا میتونم بگم هیچی نمیخونم . :- .  قبلا هر از چند گاهی یه فیلم میدیدم ، الان 2-3 تا فیلم خریدم همینجوری موندن منتظرن تا من برم ببینمشون . قبلا روزنامه و خبر زیاد میخوندم الان از فرط خستگی فقط میرم تیتر بعضیهاشون رو میخونم . قبلا وبلاگ زیاد میخوندم ولی الان فقط شده 1 وبلاگ که میخونم . و ...&lt;br /&gt;حتی همین وبلاگ در پیت خودم رو هم قبلا بیشتر میرسیدم به روز کنم . ولی الان ... :-(&lt;br /&gt;کم کم دارم نگران میشم که اگر زندگیم بخواد به همین شیوه ادامه پیدا کنه تبدیل میشم به یه ربات که صبح ساعت 7:30 سر کار حاضر میشه ، عصر ساعت 6-7 از سر کار برمیگرده و در این فاصله تا ساعت 11-12 شب که وقت استراحت شبانه برسه مشغول رکاور کردن خودشه تا فردا صبح دوباره سر حال و شاداب بتونه بره سر کار و دوباره در خدمت سیستم باشه و باز روز از نو روزی از نو .&lt;br /&gt;نمیدونم من به این نو زندگی هنوز عادت نکردم یا واقعا زندگی همینه و همه اینجوری زندگی میکنن . تازه من مجردم ، حالا تصور کنید یکی متاهل باشه و برگرده خونه تازه باید با یه سری مشکلات دیگه هم دسته پنجه نرم کنه.&lt;br /&gt;الانم که تازه از ماموریت 2 روزه برگشتم و احساس کسی رو دارم که حساب کتک خورده باشه. فکر کنم بیشترش بخاطر این ونی بود که ما رو رسوند تا تهران . من بدبخت نشسته بودم درست روی یکی از چرخها . این ماشین هم که مدام میفتاد تو دست انداز و من بدبخت 2 متر پرت میشدم بالا . حالا تصور کنید 3 ساعت همین وضع ادامه دشته باشه . :- . آآآآآآآآخ بدنم درد میکنه .... :-&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یه جک بگم ؟ ... باشه میگم ولی بگم اینی که میگم عین واقعیته :&lt;br /&gt;یه روزی از همین روزا (مثلا 22 بهمن همین امسال) رئیس جمهور محبوب و و مردمی ما ، آقای احمدینژاد داشتن در میدان آزادی سخنرانی میکردند. حرف زد و زد و زد تا رسید به آمریکای جهان خوار. ظاهرا ایشون خیلی دوست دارن تا قبل از پایان این دوره ریاست جمهوریشون یه گپی با آمریکاییها بزنند . داشتن شرط هاشون رو میگفتن که ما چجوری با آمریکا سر میز مذاکره میشینیم . مثلا اینکه فضای گفتگو باید عادلانه باشه ، آمریکا از موضع بالا با ما حرف نزنه ، گفتگو در فضای همراه با احترام متقابل باشه و در آخر اینکه ملت ما !!! اهل گفتگو هستند و از گفتمان استقبال میکنند و از این جور حرفها ... آقا یهو ما دیدیم ملت سلحشور و همیشه در صحنه برای تایید حرف رئیس جمهورشون با صدای بلند شعار میدادن : "مرگ بر آمربکا ، مرگ برآمریکا" .&lt;br /&gt;آقا ما مونده بودیم پای تلویزیون حیرون که این ملت سلحشور چقدر بجا ، به موقع و با شعار مناسب حرف رئیس جمهورشون رو تایید کردند. واقعا آدمهای جالبی هستند که میرن راه پیمای ، یه جورایی با مزه هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راستی شنیدین یه مبلغ ناچیزی در حدود  1.5 میلیارد دلار از پولهای مملکت گم شده ؟ البته آقای احمدینژاد در مصاحبه تلویزیونی که داشتن رفع ابهام کردند . ایشون صراحتا گفتند که این مبلغ ناچیز اشتباه محاسباتی دوستان در سازمان محاسبات بوده . !!! البته لازم به یادآوریه که ظاهرا این اشتباه محاسباتی مربوط به زمانی هست که آقای رحیمی معاون ایشون رئیس این سازمان بودند !!! راستی فکر نمیکنید اگر این ماجرا در هر کشور دیگه ای اتفاق میافتاد نماینده های مجلسش بابای رئیس جمهور رو در نمیآرودن ؟ !!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به عنوان حسن ختام یه سوال مطرح میکنم ، جوابش رو هم به هر صندوق پستی که خواستید پست کنید.&lt;br /&gt;به نظر شما نماینده های ما در مجلس شورای اسلامی کارکرد مفیدتری دارند یا یک گوسفند ؟&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-4939081588101188440?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/4939081588101188440/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2009/02/blog-post_23.html#comment-form' title='6 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/4939081588101188440'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/4939081588101188440'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2009/02/blog-post_23.html' title='درد دل'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>6</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-6841314952244120646</id><published>2009-02-16T11:21:00.003+03:30</published><updated>2009-02-16T14:40:38.100+03:30</updated><title type='text'>چگونه از خدمت مقدس سربازی معاف شدم !</title><content type='html'>خیلی خب ، بالاخره فرصتی پیش اومد تا ماجرای معاف شدنم از خدمت مقدس !!! سربازی رو بنویسم. بالاخره این چشمهای ضعیف ما یه جایی به درد خورد و البته کار خودشون رو هم خوب انجام دادن. من یه مدت بود که هی پشت سر هم میرفتم چشمهام رو چک میکردم و همش در حسرت این بودم که چی میشد چشمای من 1 - 1.5 شماره ضعیفتر میشد . :-( . خلاصه یه روز که رفته بودم خونه عموم حرف بر سر این موضوع شد و پسر عموم گفت : چرا نمیری پیش فلانی (یه متخصص چشم آشنا) بهش بگی یه جوری چشمهات رو ضعیفتر کنه. منم گفتم بد فکری هم نیست ها. همون موقع این پسر عموی ما زنگ زد به این دکتر و ماجرا رو بهش گفت . دکتر هم گفت فردا صبح بیا بیمارستان . . . یه قطره بهت میدم چشمهات رو بطور موقت ضعیف میکنه. منم فردا صبحش شال و کلاه کردم رفتم بیمارستان و این آقای دکتر ما رو دید و یه قطره برام نوشت و گفت روزی 4 بار بریزم تو چشمام !!! :-( . حالا این قطره چی بود . یک قطره مزخرفی بود که تا حالا ندیده بودم . 1-2 روز اول که میریختم تو چشمهام ، چشمها و سرم (وسط پیشانی و بین ابروها ) چنان درد میگرفت که نمیدونستم چیکار کنم ولی خوشبختانه از روز سوم دیگه دردش تمام شد. فقط یه مشکل کوچیکه دیگه داشتم با این قطره . اینکه 6 ساعت یکبار باید میریختم و وقتی هم میریختم دیگه از شدت تاری چشمهام هیچ جا رو نمیدیدم و تنها کاری که میتونستم بکنم خوابیدن بود . احساس خیلی بدی بود امیدوارم هیچوقت تجربش نکنید. تمام روز جلوی چشمهام تیره و تار بود. اونم نه یک روز و 2 روز . یه چیزی در حدود  1 ماه . :- .  در همین 1 ماه هم 2-3 بار رفتم چشمهام رو چک کردم . بار اول خیلی خوشحال شدم چشمهام به مرز معاقی رسیده بود  (: دی ) . بعدش یه وقفه پیش اومد بخاطر سفری که به یزد داشتم (شاید بعدا در موردش نوشتم) . دوباره چشمهام برگشت سرجای اولش :-( . دوباره شروع کردم به قطره ریختن و دیگه یه جوری شده بود مثل اینکه با خودم لج کرده باشم . گفتم اینقدر قطره میریزم تا چشمهام بشه شماره 15 !!! . بعد از یه مدت دوباره رفتم پیش دکتر خودم معاینم کنه ببینم موقث شدم خودم رو کور کنم یا نه !!! اون روز چشمهام رو چک کرد و دیدم بعد از اینهمه مصیبت چشمهام تغییر چندانی نکرده . دست از پا درازتر برگشتم خونه و نا امیدانه برگشتم و گفتم فوقش معاف از رزم میشم دیگه .&lt;br /&gt;خلاصه فردا پس فرداش رفتم بیمارستان رسول اکرم که وقت بگیرم برای دکتری که نطام وظیفه معرفی کرده بود برای معاینه چشم . رفتم اونجا نوبت بگیرم ، نوبت 1 ماه آینده رو بهم داد . چنان عصبانی شدم اونجا که در جا 2 تا فحش نمیدونم به کی دادم و برگشتم خونه . (: دی) . خب  1 ماه بعد شد و رفتم بیمارستان که معاینه بشم و نمره چشمم رو در بیارن. نامردا 3 مدل قطره ریختن تو چشمم قبل از اینکه شماره چشمم رو با دستگاه در بیارن. مردمک چشمم اونقدر گشاد شده بود که احساس میکردم تمام نورهای اطراف داره وارد چشم من میشه . یه نکته دیگه در مورد این قطره اینه که ، این قطره برای این که مردمک چشم رو گشاد کنه فشار آدم رو اینقدر میاره پایین که اگر قبلش یه بعدش یه شیرینی نخورده باشین حتما غش میکنین. حالتی که تقریبا به من دست داد. یهو احساس میکنید که سرتون داره گیج میره و میفتید. خاک بر سرها مثل اینکه آزار دارن ، شماره چشم آدم رو با این قطره ها در میارن که همیشه نزدیک به 1 نمره کمتر از مقدار واقعیش رو نشون میده.  شانس بزرگی که در این بین آوردم این بود که به یه دکتر خوب و انسان برخوردم . دکتری که قرار بود سرنوشت 2 سال آینده من رو با 2 کلمه نوشتن رقم بزنه یه نگاه به نمره چشمم انداخت و گفت اینجوری معافت نمیکنن. گفت مدرکت چیه ، گفتم  . . .  . گفت شنبه بیا بگو بدون قطره نمره چشمت رو در بیارن ببینم چجوری میشه .&lt;br /&gt;شنبه رفتم که دوباره نمره چشمم رو در بیارن . به اون خانمه که پشت دستگاه نشسته بود گفتم خانم برای نظام وظیفه میخوام نمره چشمم رو در بیاری ، لطفا یکم رعایت کن . اولش گفت نمیشه و دستگاه خودش میزنه و ... . گفتم حالا سعی خودت رو بکن . خلاصه  جوری شد که خانمه 4 بار نمره چشم من رو در آورد تا بالاخره در بار چهارم مجموع 2 تاش + آستیگماتش شد 10.25 . یعنی 0.25 از مرز بالاتر. :-) .  دکتر هم بدون معاینه دیگه ای همون رو برام نوشت در برگه و وعده داد که اینجوری معاف میشی . منم ازش کلی تشکر کردم .&lt;br /&gt;خب شد 21 بهمن روز کومیسیون پزشکی در نظام وظیفه که طبق چیزهایی که شنیده بودم همین جا بود که 3-4 نفر پرونده پزشکی من رو میدیدن و تشخیص میدادن که من معاف میشم یا نه . :- . صدام زدن و رفتم تو با تعجب دیدم بجای 3-4 نفر جناب سرهنگ و اخمو و بداخلاق ، یه خانم دکتر خوش سیما :-) نشسته و پرونده های ملت رو یکی یکی میبینه و یه چیزهایی زیرش مینویسه و میگه برو بیرون منتظر جوابش باش. من مونده بودم همچین خانم دکتر خوش تیپ و خوشگلی اینجا چیکار میکنه !!! .&lt;br /&gt;هیچی دیگه ما رفتیم پشت اون پنجره کذایی ایستادیم و منتظر شدیم تا تکلیفمون رو مشخص کنند. اونجا صحنه های جالبی رو میدیدم . یکی اومده بود میگفت سرع دارم ، یکی میگفت دیسک دارم یکی مغز و اعصابش ناراحت بود ، یکی میگفت 1 سالم که بود ضربه مغزی شدم ، یکی کف دستش عرق میکرد ، یکی باباش مریض بود اومده بود خودش و معاف کنند  . . .    . همه هم ایستاده بودن پشت اون پنجره با رنگ و روی پریده ، اعصاب خرد ، با حرکات عصبی و همه هم چشمشون به اون در کوچیک بود که باز بشه و تکلیف زندگی 2 سال آیندشون رو مشخص کنند . (یاد اون صحنه ای افتادم که در کتابهای تعلیمات دینی برای ما ترسیم میکردن که مردم در روز قیامت نامه عملشون رو میدن دستشون :-)  ) .  یه پسره اومده بود معافیت چشم بگیره فکر کنم 4-5 تا سیگار رو همونجا پشت هم کشید . یه پنده خدایی بود اموده بود بخاطر سرع معافی بگیره گفت یک سال و نیم هست که میام و میرم . چندین بار اعتراض زده بود. بیچاره صورتش شده بد مثل گچ سفید . تفریح من هم شده بود رصد کردن حالات چهره و حرکات این آدمهای جورواجور در این لحظات بحرانی :-) . (نمیدونم چرا خودم زیاد استرس نداشتم ، مثل اینکه از قبل میدونستم معاف میشم !!!) . &lt;br /&gt;لحظه موعود فرا رسید ، اون پنچرع فسقلی باز شد و یهو همه هجوم آوردن به طرف پنجره . برای اولین بار احساس کردم صدای تپشهای قلبم ر میشنوم . آقاهه اومد شروع کرد به خوندن اسمها و گفت اینهایی که اسمشون رو میخونم معاف از رزم هستند . خدا خدا میکردم که اسم من در بین اینها نباشه . هی اون میخوند هی همه نفس میکشیدن . بالاخره تمام شد و اونهایی که مونده بودن یه نفس راحت کشیدن . بعد گفت اینهایی که میخونم معاف دائم هستند . ایندفعه خواستم ر از خدا فورا عوض کردم و گفتم خدا کنه اسمم در بین اینها باشه.&lt;br /&gt;فکر کنم خدا صدای من رو شنید ، چون نفر 4 یا 5 بود که اسم من رو خوند . :-) .  آآآآآآآآآآخیییییییشششش یه نفس راحت کشیدم و این معنی دقیقترش این بود که حکم آزادیم رو دادن دستم . (دلم میخواست بپرم آقاهه رو یه ماچ کنده بکنم .... اااییییشش : دی ) .&lt;br /&gt;این بود ماجرای معاف شدن من از خدمت مقدس سربازی . فقط من موندم که این چجور خدمت مقدسیه که همه بابای خودشون رو در میارن که گرفتار تقدسش نشن و حتی وقتی این تقدس شامل حالشون نمیشه دلشون میخواد به همه شیرینی بدن . :-)&lt;br /&gt;و اینجوری بود که من بعنوان نابینای 40% معاف شدم . حالا هم فقط منتظرم کارتم بیاد دستم برم لیزیک کنم . : دی&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-6841314952244120646?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/6841314952244120646/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2009/02/blog-post_16.html#comment-form' title='29 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/6841314952244120646'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/6841314952244120646'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2009/02/blog-post_16.html' title='چگونه از خدمت مقدس سربازی معاف شدم !'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>29</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-6762742810732414817</id><published>2009-02-09T23:27:00.003+03:30</published><updated>2009-02-09T23:30:29.291+03:30</updated><title type='text'>آزاد شدم :-)</title><content type='html'>هوراااااااااااااااااا بالاخره معاف شدم . به عبارتی آزاد شدم . :-)  . از 2 سال علافی رها شدم .&lt;br /&gt;فعلا در همین حد بدونید کافیه . مشروح خبر رو در پستهای آینده دنبال کنید .&lt;br /&gt;هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا :-)&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-6762742810732414817?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/6762742810732414817/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2009/02/blog-post.html#comment-form' title='7 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/6762742810732414817'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/6762742810732414817'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2009/02/blog-post.html' title='آزاد شدم :-)'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>7</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-5293507245148730544</id><published>2009-01-30T21:35:00.006+03:30</published><updated>2009-01-31T19:54:15.593+03:30</updated><title type='text'>قطار بهتر است یا هواپیما</title><content type='html'>&lt;div style="TEXT-ALIGN: right;font-family:arial;" &gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;امروز بعد از ظهر رفتم تو خیابون قدم بزنم . همیجوری که داشتم میرفتم از جلوی شرکت رجا (راه آهن) رد شدم. تعطیل بود ولی چراغش روشن بود و میشد جلوی در ورودیش رو دید. یه جمله ای اونجا روی یه پستر به قطع بزرگ نوشته شده بود. گفتم خوب این بیان ارزشمند و باریک بینانه رو برای شما هم بنویسم و همه با هم فیض ببریم : &lt;?xml:namespace prefix = o /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Font Definitions */  @font-face  {font-family:Wingdings;  panose-1:5 0 0 0 0 0 0 0 0 0;  mso-font-charset:2;  mso-generic-font-family:auto;  mso-font-pitch:variable;  mso-font-signature:0 268435456 0 0 -2147483648 0;} @font-face  {font-family:"B Nazanin";  panose-1:0 0 4 0 0 0 0 0 0 0;  mso-font-charset:178;  mso-generic-font-family:auto;  mso-font-pitch:variable;  mso-font-signature:24577 -2147483648 8 0 64 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal  {mso-style-parent:"";  margin:0cm;  margin-bottom:.0001pt;  mso-pagination:widow-orphan;  font-size:12.0pt;  font-family:"Times New Roman";  mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} @page Section1  {size:612.0pt 792.0pt;  margin:72.0pt 90.0pt 72.0pt 90.0pt;  mso-header-margin:36.0pt;  mso-footer-margin:36.0pt;  mso-paper-source:0;} div.Section1  {page:Section1;}  /* List Definitions */  @list l0  {mso-list-id:379399302;  mso-list-type:hybrid;  mso-list-template-ids:-1043581606 -331439760 67698691 67698693 67698689 67698691 67698693 67698689 67698691 67698693;} @list l0:level1  {mso-level-start-at:0;  mso-level-number-format:bullet;  mso-level-text:-;  mso-level-tab-stop:36.0pt;  mso-level-number-position:left;  text-indent:-18.0pt;  font-family:"Times New Roman";  mso-fareast-font-family:"Times New Roman";  mso-bidi-font-family:"B Nazanin";} ol  {margin-bottom:0cm;} ul  {margin-bottom:0cm;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN-RIGHT: 36pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: rightfont-family:arial;" &gt;&lt;span dir="rtl"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA"&gt;اگر قرار باشد بین هواپیما و راه آهن یکی را انتخاب کنید ، راه آهن را انتخاب کنید. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: rightfont-family:arial;" &gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-size:+0;"&gt;&lt;/span&gt;مقام معظم رهبری&lt;span style="font-size:+0;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-size:+0;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;:-)&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: rightfont-family:arial;" &gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;(یه موقع فکر نکنید جک گفتم ، باور کنید عین عبارت همین بود !!!)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: rightfont-family:arial;" &gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;خب از این محل گذشتم و رفتم. رفتم تا رسیدم سر خیابان قائم مقام (هفت تیر) اونجا دیدم یه آقایی رو نقاشی کردن روی دیوار پشت میله های زندان یه قرآن هم تو دستشه و بلند کرده و مثل اینکه داره داد میزنه ، بالای سرش هم این عبارت نوشته بود&lt;span style="font-size:+0;"&gt; &lt;/span&gt;: &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN-RIGHT: 36pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: rightfont-family:arial;" &gt;&lt;span dir="rtl"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;من فرعون مصر را کشتم &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: rightfont-family:arial;" &gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;اینجا بود که فهمیدم این بابا همین خالد (اسلامبولی) خودمونه. (همونی که انور سادات رئیس جمهور مصر رو ترور کرد) . حالا کاری نداریم. من فقط اون لحظه به یه چیز فکر میکردم که این بابا احمدی نژاد چقدر پر رو بود که چند وقت پیش برداشته بود تو بوق و کرنا کرده بود که : آقا ما میخواییم با مصر ارتباط برقرار کنیم اونها خودشون نمیان جلو. آخه یکی نیست بره برای ابن بابا روشن کنه که مگه مصری ها مغز خر خوردن که بیان با کشوری که عکس تروریست رئیس جمهور کشورشون رو قاب کردن زدن به در دیوار و حتی اسم طرف رو گذاشتن روی یه خیابون پایتخت ، بیان ارتباط برقرار کنن . از کجا معلوم شاید فردا دوباره یکی اومد رئیس جمهور جدیدشون رو ترور کرد و باز ایران عکس طرف رو قاب کرد زد به در رو دیوار. گرچه همین 2-3 هفته پیش در ماجرای غزه که دانشجویان !!!!! در فرودگاه مهر آباد تحصن کرده بودن یه جایزه 1 میلیون دلاری برای ترور حسنی مبارک تعیین کرده بودن. خدا وکیلی کشورهای دنیا حق ندارن ایرانیها رو .... بدونن . ؟!!! . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: rightfont-family:arial;" &gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;ولی شما غصه این چیزها رو نخورید، مهم اینه که امروز فهمیدیم که باید قطار رو بر هواپیما ترجیح بدیم.&lt;span style="font-size:+0;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-5293507245148730544?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/5293507245148730544/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2009/01/blog-post_30.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/5293507245148730544'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/5293507245148730544'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2009/01/blog-post_30.html' title='قطار بهتر است یا هواپیما'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-6250402575981422234</id><published>2009-01-26T00:38:00.002+03:30</published><updated>2009-01-26T01:21:05.896+03:30</updated><title type='text'>مهندس!!!</title><content type='html'>خودم میدونم ، یه مدت زیادی بود که نبودم. خب دلیلش هم این بود که یه 10 روزی هست که مثلا شاغل شدم و یا وقت نمیکردم و یا خسته بودم و حوصله نداشتم که بیام اینجا رو به روز کنم. آره بالاخره بعد از مدتهای زیاد یه جا رفته سر کار. کارش بد نیست ، جاش هم ای بدک نیست. حتما دلتون میخواد بدونید کجا کار میکنم . :-) . نمیگم ، به دلیل مسائل امنیتی. :دی  . بگذریم.&lt;br /&gt;من تازه فهمیدم که تو کار هیچ خبری نیست و تمام دنگ و فنگ این شرکتهای بزرگ همش الکیه. مدرک مهندسی رو هم باید گذاشت در کوزه آبش رو بخوری . چون در شرکتهای ایرانی حداقل (حالا خفن ترین جاش رو هم در نظر بگیریم) برای رضای  خدا یک محاسبه ساده هم انجام نمیشه (کلا همه کارها سر و تهش رو که بزنی دلال بازیه). شاید باورتون نشه ولی نقشه های طراحی و ساخت حساس ترین قسمتها رو هم همینجوری کتره ای و بصورت شهودی و کیفی (و نه کمی) نقشه رو میدن بره  برای ساخت !!!  اصلا یه موقع این اشتباه  رو نکنید که مثلا درسهای تئوری که خوندید در عمل هم بکار میاد ، ابدا این اشتباه رو نکنید. تو شرکتی که من هستم با این همه عظمتش و کارهای حساسش، رو هم رفته فکر کنم 4 تا ماشین حساب هم پیدا نشه که اونها هم بدون استفاده موندن :-) . شما فقظ کافیه یه نرم افزار نقشه کشی بلد باشین و بلد باشین از 4 تا جدول استاندارد استفاده کنید . در این صورت در اون شرکت و محل کارتون به شما میگن مهندس !!!&lt;br /&gt;گفتم مهندس یاد یکی از مشکلات جدیدم افتادم. بله در این 10 روزی که رفتم سر کار بدجوری به کلمه مهندس حساسیت پیدا کردم. تو این شرکت همه بجز آبدارچی (که اتفاقا بیشتر از همه کار مفید انجام میده) به همدیگه میگن مهندس. شما تصور کنید که در همین بخش کوچیک ما مثلا 10-15  نفر هستن که همشون به هم میگن مهندس. اصلا مثل اینکه هر کسی میاد اینجا اسم شناسنامه ایش دیگه بدردش نمیخوره و اسم همه میشه مهندس!! . تصور کنید یکی میخواد یه بنده خدایی رو صدا بزنه میگه : مهندس ... یهو میبینی 15 نفر برمیگردن نگاه میکنن (آخه همه خودشون رو مهندس میدونن :-) )  حالا مشخص نیست ایشون با کدوم یکی ار این مهندسها کار داشته. خلاصه وضعیت مضحکیه. اصلا من نمیدونم این چه عادت مزخرفیه که ما ایرانیها داریم که اینقدر روی همدیگه لقب میزاریم. مثلا تا یکی دانشگاه قبول میشه تو یه گرایش مهندسی همه بهش میگن مهندس. طرف تازه قبول شده دکتری همه بهش میگن دکتر. مخصوصا من دیدم مردم به مهنس و دکتر نصب دادن به اطرافیانشون خیلی علاقعه دارن. بزارنشون به صفور محل هم میگن مهندس (گرچه به نظر من کار ایشون از کار یه مهندس تو این مملکت خیلی با ارزشتره  ) . اتفاقا از همین مهندس و دکتر گفتنهای ما بود که در این جو کسانی مثل "دکتر کردان "  رشد کردن و میکنن. من نمیدونم چرا ما فکر میکنیم وقتی به کسی میگیم مهندس داریم بهش احترام میزازیم . آخه مگه مهندس چیه بجز این که یه نوع کارگره ؟ !! آخه شاید طرف اقتصاد خونده باشه ، معلم باشه یا ... چرا چپ و راست به همه میگیم مهندس. من که خودم شخصا حساسیت دارم کسی من رو مهندس صدا بزنه. آخه مگه من خودم اسم و فامیل ندارم . چرا همه فکر میکنن که در محل کار همه باید همدیگه رو مهندس صدا بزنن ؟ آیا این واقعا احترامه . هنوز که من تازه رفتم سر کار یه خورده رودربایستی دارم باهاشون . بزار یه مدت بگذره یه جلسه میزارم باهاشون که توجیحشون کنم که حداقل من رو به اسم کوچیک یا فامیلیم صدا بزنن  :-) .&lt;br /&gt;والا به خدا ، چه معنی داره یکی میگه مهندس 15 نفر برمیگردن . حتما این خارجیها رو دیدین (البته من تو فیلم دیدم :-) ) با رئیسشون هم که میخوان حرف بزنن به اسم کوچیک صدا میزنن. اصلا به نظر من اینجوری هم بهتره و هم محترمانه تره .&lt;br /&gt;نه مهندس ؟ !   :-) ;-)&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-6250402575981422234?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/6250402575981422234/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2009/01/blog-post_26.html#comment-form' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/6250402575981422234'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/6250402575981422234'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2009/01/blog-post_26.html' title='مهندس!!!'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-1025991465710482204</id><published>2009-01-18T20:33:00.002+03:30</published><updated>2009-01-18T20:50:30.471+03:30</updated><title type='text'>وقتی کاغذ پاره ها با ارزش میشوند</title><content type='html'>یه سوالی اخیرا برای من مطرح شده و ذهن من رو به خودش مشغول کرده . اونم این قطعنامه ایه که شورای امنیت سازمان ملل میخواد برای صلح بین اسرائیل و فلسطین تصویب کنه و حکومت ایران اینقدر داره خودش  رو(گلاب به روتون روم به دیوار) جر میده که این قطعنامه تصویب بشه. حالا سوال من اینه که مگر این شورای امنیت همون شورای امنیت سازمان ملل نیست ، مگر اعضاش کما بیش همون اعضا نیستند ، مگر همین شورای امنیت تا حالا 3 تا قطعنامه بر علیه ایران صادر نکرده که احمدیمژاد به هیچ جاش نگرفته این کاغذ پاره ها رو ؟ مگر احمدینژاد پیش بینی نکرده بود که قطعنامه دان شورای امنیت داره می ترکه ؟ حالا چی شده که این کاغذ پاره ها اینقدر مهم شدن که حکومت ایران و منجمله احمدینژاد داره خودش رو جر میده برای تصویبش من نمیدونم . اصلا مگر از نظر احمدینژاد این قطعنامه ها ضمانت اجرایی دارن یا اصلا اعتباری دارن ؟&lt;br /&gt;اصلا من اعتراض دارم به این حرکت ، چرا باید توان و انرژی دولت مردان ایرانی برای همچین کاغذ پاره هایی که ارزش اجرایی و اعتباری هم ندارند تلف بشه ؟ !!! یکی نیست به احمدینژاد بگه ، ای هلو ای شفتالو ، ای ... خودت رو خسته نکن برای همچین کاغذ پاره های بی ارزشی ، بزار قطعنامه دانشون که پاره شد ، اونوقت خودشون حساب کار دستشون میاد که باید به حرفهای تو که دلسوز همه جهانیان هستی گوش میدادند. عزیز دلم ، ای رئیس جمهور مردمی تو انرژیت رو برای گسترش عدالت در میان ایرانیان و جهانیان نگه دار. محمووود ما منتظر گسترش عدالت تو هستیم ، این کاغذ پاره ها رو ول کن محمود.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-1025991465710482204?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/1025991465710482204/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2009/01/blog-post_18.html#comment-form' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/1025991465710482204'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/1025991465710482204'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2009/01/blog-post_18.html' title='وقتی کاغذ پاره ها با ارزش میشوند'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-3400684913994450056</id><published>2009-01-16T10:54:00.003+03:30</published><updated>2009-01-16T11:02:54.255+03:30</updated><title type='text'>هستم ولی نیستم</title><content type='html'>این روزها هر کاری میکنم دستم به نوشتن نمیره . یعنی حالش رو ندارم :-)&lt;br /&gt;خب شاید همین امروز یا فردا یا پس فردا برگشتم یه چیزی نوشتم . فعلا همین رو بنویسم شاید یخ دستم باز شد . :-)&lt;br /&gt;موفق و پیروز باشید .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راستی آغاز به کار تلویزیون فارسی بی بی سی رو به عموم ملت شهید پرور و انقلابی تبریک و شاد باش میگم. دیروز برای اولین بار این تلویزیون رو دیدم ، واقعا کارشون حرف نداره. با اینکه 2 روز بود کارشون رو شروع کرده بودند واقعا حرفه ای بودند. کیفیت تصویرش هم فوق العاده است. اینجوری که من فهمیدم صدا و سیمای مهندس (ضرغامی) با راه افتادن این تلویزیون کلی به هراس افتاده . :-)&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-3400684913994450056?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/3400684913994450056/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2009/01/blog-post_16.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/3400684913994450056'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/3400684913994450056'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2009/01/blog-post_16.html' title='هستم ولی نیستم'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-6094877120086317810</id><published>2009-01-04T22:38:00.008+03:30</published><updated>2009-01-05T00:42:50.846+03:30</updated><title type='text'>انسانها وحشی شده اند؛ این هم نشانه اش : غزه</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SWEijAmETCI/AAAAAAAAAKg/PFKl8Oh78rI/s1600-h/gaza_by_latuff.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5287545422360103970" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; HEIGHT: 238px" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SWEijAmETCI/AAAAAAAAAKg/PFKl8Oh78rI/s320/gaza_by_latuff.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; اینجا زمین است. اینجا خاورمیانه است. اینجا سرزمینی است که به آن فلسطین میگویند. این روزها جایی که به آن غزه میگویند را به آتش کشیده اند. غزه این روزها بوی خون میدهد. آتشی که در غزه این روزها زبانه میکشد سرخ تر از هر آتش دیگریست زیرا این آتش با خون کودکان و زنان و مردمان بی دفاع غزه شعله ور شده است. اینجا انسانها که روزی اشرف مخلوقات بوده اند بربریت را از سر گرفته اند. خدایا آیا هنوز هم به آفریده خود افتخار میکنی و او را اشرف مخلوقات مینامی؟ !!! اینجا انسانها به اسم دین و مذهب به جان یکدیگر افتاده اند و جان یکدیگر را میگیرند. خداوندا آیا هنوز هم برای ادیانی که فرستاده ای به دنبال پیروان جدیدی میگردی ؟ &lt;div&gt;اینجا غزه است سمبل وحشیگری انسانها، نماد حقارت انسانها، جایی که کودکان بی گناه با جانشان بهای تعصبات کورکورانه بزرگترهایشان را میپردازند. اینجا کودکان شیرخواره با بمب افکنهای F-16 تکه پاره میشوند. از طرقی گروه مقاومت حماس با موشکهای شبه اسباب بازی خود و بعضا دست ساز ایستاده و آنها را با شوری کودکانه به آن سوی مرزها پرتاب میکند و با همان شور پسربچه های خردسال که وقتی ترقه ای را زیر پای عابری رها میکنند و جیغی از شادی میکشند، فریاد پیروزی سر میدهند، و از طرف دیگر رژیمی تا بن دندان مسلح ایستاده است که البته بازی کودکانه گروه مقاومت حماس رو دعوت به جنگی تمام عیار تلقی میکند. آنجا دیگر رژیمی دیوانه به نام اسرائیل ایستاده است که البته جواب موشک های اسباب بازی را با اسباب با زی دیگری نمیدهد او هواپیماهای F-16 و تانکهای پیشرفته را برای مقابله میفرستد. گرچه آن اسباب بازیها کسی را نکشتند ولی اسرائیل برای اینکه دیوانه گری و وحشیگری را به حد اعلا برساند با تجهیزات پیشرفته خود زن و مرد ، پیر و جوان ، مسلح و غیر مسلح و حتی کودک و ... را با هم تکه تکه میکند. &lt;/div&gt;&lt;div&gt;من نمیدانم این جنگ را چه کسی شروع کرد و واقعا چه گروهی بیشتر مقصر است. البته در دیوانه گری اسرائیل شکی نیست ولی نمیتوانم هم قبول کنم که طرف دیگر از هر تقصیری مبرا باشد. دیگر این چیزها مهم نیست ، حداقل الان مهم نیست. مهم این است که در این لحظه در غزه فاجعه ای آغاز شده است باید هر چه زودتر جلوی آن را گرفت. مردم آنجا از هر رنگ و نژاد و هر قوم و مذهبی که باشند الان دارند قتل عام میشوند، آن هم به بدترین وضع ممکن. فقط میدانم اوضاع وخیم است . چه باید کرد تا مردم این سرزمین بیش از این دچار مصیبت نشوند. نمیدانم چرا کسی به داد آنها نمیرسد. چرا مصر که تنها کشوریست که بجز اسرائیل با غزه مرز مشترک دارد مرزهایش را بری آنها بسته است. وحشتناک است . از همه طرف در محاصره هستند و هیچ راه فراری برایشان باز نگذاشته اند ، آنها فقط محکوم به نابود شدن هستند. نمیدانم گناه آن مردمان بی گناه چیست . شاید کودکان و مردم آن سرزمین از اول محکوم به نابودی بوده اند ... &lt;/div&gt;&lt;div&gt;پی نوشت : برای من تصورش هم وحشتناک است که هواپیماهای دشمن با آن صدای کر کننده شان بمبهای چند صد کیلویی را بر روی خانه مان بریزند ، خانه ای که از مدتها پیش در تاریکی مطلق بسر برده است.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;* شاید بد نباشه &lt;a href="http://sabbah.biz/mt/"&gt;اینجا&lt;/a&gt; رو هم ببینید.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://sabbah.biz/mt/"&gt;منبع عکس&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-6094877120086317810?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/6094877120086317810/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2009/01/blog-post.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/6094877120086317810'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/6094877120086317810'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2009/01/blog-post.html' title='انسانها وحشی شده اند؛ این هم نشانه اش : غزه'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SWEijAmETCI/AAAAAAAAAKg/PFKl8Oh78rI/s72-c/gaza_by_latuff.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-904016555374974478</id><published>2008-12-31T18:19:00.003+03:30</published><updated>2008-12-31T19:08:40.675+03:30</updated><title type='text'>پستی پر از نفرت</title><content type='html'>من هم اکنون رسما اعلام میکنم که دیگه خسته شدم، کم آوردم تو زندگی. دیگه بسه ... . خسته شدممممممم، خدایا می فهمیییی .... آخه چرا ...&lt;br /&gt;دلم میخواد برم یه جایی که هیچ کس نباشه ، خودم باشم و خودم ، هیچی نباشه ، نه تلویزیون ، نه رادیو ، نه تلفن ، نه اینترنت ، هیچیییییییییی . دلم نمیخواد نه خبر خوب بهم برسه نه خبر بد . ترجیحا یه جزیره باشه وسط اقیانوس ، از این یک نخلیها که تو فیلمها و کارتونها نشون میده ، تنهای تنها وسط اقیانوس جایی که دست هیچ بنی بشری بهش نرسه.&lt;br /&gt;تف به این مملکت کثافت. 27 سالم تمام شد ، هنوز اجازه کار کردن تو این خوک دونی رو ندارم . چون کارت پایان خدمت ندارم. منم یه روزی این کارت لعنتی پایان خدمتم رو میگیرم و اون روز ، روزیه که تف میکنم به هرچی وطن و خاک وطنه و میرم گورم و گم میکنم ، پشت سرم رو هم نگاه نمیکنم. تف به گور پدر اون که گفت سربازی تو این مملکت اجباری باشه و وقت ملت رو باید 2 سال تباه کنید . لعنت بر پدر و مادر اون کسی که میگه سربازی باید هنوز به شیوه عصر حجر تو این خوک دونی اجباری باشه . تف به ذات کثیف کثافتش ... (اسمایلی خیییییییییییلیییییییییی عصبانی )&lt;br /&gt;یه تکلیف دارم برای امشبتون :&lt;br /&gt;جای خالی را با فحش مناسب پر کنید :  . . . . .   به این زندگی و این مملکت !!!&lt;br /&gt; فحشش هر چی بدتر باشه بهتر . &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پی نوشت : اینم پست روز آخر سال 2008 من .&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-904016555374974478?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/904016555374974478/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/12/blog-post_31.html#comment-form' title='8 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/904016555374974478'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/904016555374974478'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/12/blog-post_31.html' title='پستی پر از نفرت'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>8</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-1184044123365968498</id><published>2008-12-29T23:00:00.003+03:30</published><updated>2008-12-29T23:21:50.228+03:30</updated><title type='text'>عزاداری یا مردم آزاری ؟ !!</title><content type='html'>گیریم که محرم باشه .&lt;br /&gt;گیریم که امام حسین رو در این ماه کشته باشند .&lt;br /&gt;گیریم که مردم عزا دار باشند و بخواهند عزاداری کنند .&lt;br /&gt;یکی به من بگه راه افتادن کارناوال  طبل و سنج زنان ، اونم نصف شب ، اونم با صدای بلند و دلهره آور ، اونم بغل خونه های مسکونی ، اون ساعت 11-12 شب که مردم میخواهند استراحت کنند ، به نشانه عزاداری برای امام حسین چه معنی میده  ؟ !!!&lt;br /&gt;خدا وکیلی امام حسین راضیه اینجوری براش عزاداری کنند ؟ آیا این مردم آزاری نیست ؟&lt;br /&gt;یکی نیست بگه آقا جان میخوای طبل و سنج بزنی ، میخوای نشون بدی که عزاداری ؟ خب بزن ، ولی نه نصف شبی وقتی همه در حال استراحت هستند . روز بزن . شاید اصلا یکی مریض باشه ، شاید ناراحتی قلبی داشته باشه . والا خود  من با صدای این طبلهای وحشتناک قلبم تالاپ تالاپ میزنه و بالا و پایین میشه . دیگه چه برسه به بیماران قلب و ...&lt;br /&gt;نتیجه گیری اخلاقی این که : نصف شبی طبل نزن آقا ، روز بزن اگه میخوای بزنی .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پی نوشت : دقت کردین تمام طبلهایی که در محرم استفاده میشه ساخت شرکت یاماها (ژاپنی) است ؟ !!! خودتون تصور کنید که شرکت یاماها از شبهای محرم ایران چه پولی درمیاره . (هزاران کارناوال طبل زن در سراسر ایران رو در نظر بگیرید ) .&lt;br /&gt;یه چیز دیگه هم اینکه چادر های مشکی همه خانمهای با ظاهر مذهبی رو هم در ایران ژاپنیها تولید میکنند . حالا این ژاپنیها که خودشون لخت و پتی میگردن این چادرهای مشکی نفرت انگیز رو برای ما تولیید میکنند . یکی نیست به این مسولین محترم بگه شماها که چادر رو حجاب برتر اعلام کردید اقلا خودتون این پارچه سیاه نفرت انگیز رو تولید کنید که اینقدر ارز از مملکت بخاطر یه چیز مزخرف خارج نشه .&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-1184044123365968498?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/1184044123365968498/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/12/blog-post_29.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/1184044123365968498'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/1184044123365968498'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/12/blog-post_29.html' title='عزاداری یا مردم آزاری ؟ !!'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-270175054303953846</id><published>2008-12-27T22:15:00.004+03:30</published><updated>2008-12-27T22:44:21.798+03:30</updated><title type='text'>معرفی کتاب</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SVZ9cNgeoCI/AAAAAAAAAKQ/B_KK0UnqEUE/s1600-h/12-27-2008+10-32-33+PM_0000.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5284549136381550626" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 214px; CURSOR: hand; HEIGHT: 320px" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SVZ9cNgeoCI/AAAAAAAAAKQ/B_KK0UnqEUE/s320/12-27-2008+10-32-33+PM_0000.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; همین الان خوندن یک کتاب رو تمام کردم . فوق العاده بود . از زبان طنزش خیلی خوشم اومد. اینقدر آدم رو جذب میکنه که آدم یه نفس میتونه بخونش . 200-300 صفحه بیشتر نیست (البته نه اون صفحاتی که شما فکر میکنید). برای اینکه یه معرفی مختصر کرده باشم کتاب رو از نوشته های پشت جلد کتاب استفاده میکنم که به طور خلاصه کتاب رو معرفی کرده :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;" ماجراهای این کتاب-و دیگر داستانهای مجموعه دن کامیلو - جایی در دره پو اتفاق میافتدکه تنها رود مهم ایتالیاست. داستانها در یک دهکده، یک ((دنیای کوچک))؛ در دوران پس از جنگ جهانی دوم رخ میدهند و چون برخی از تقابلهای اجتماعی حاد آن زمان، از قبیل تقابل کهنه و نو، یا تقابل کلیسا و ایدئولوژی چپ را تصویر میکردند، و نیز به دلیل طنز نیرومند داستانها و سرزندگی و جذابیت شخصیت ها، خوانندگان بسیاری یافتند. دن کامیلو کشیش دهکده، و رقیبش پپونه، شهردار چپ گرا ، و نیز صدای مسیح که از فراز یک صلیب بزرگ در کلیسای دهکده ناظر وقایع است ارکان اصلی ماجراهای این دنیای کوچکند " . &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;خوندنش رو توصیه میکنم. :-)&lt;br /&gt;&lt;div&gt;من این کتاب رو از کتابفروشی "نشر چشمه" زیر پل کریمخان خریدم. &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;دن کامیلو و پسر ناخلف&lt;br /&gt;نویسنده : جووانی گوارسکی، ترجمه مرجان رضایی&lt;br /&gt;چاپ دوم 1386 ، نشر مرکز ، قیمت 3500 تومان . : دی &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-270175054303953846?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/270175054303953846/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/12/blog-post_27.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/270175054303953846'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/270175054303953846'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/12/blog-post_27.html' title='معرفی کتاب'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SVZ9cNgeoCI/AAAAAAAAAKQ/B_KK0UnqEUE/s72-c/12-27-2008+10-32-33+PM_0000.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-4148141601915183421</id><published>2008-12-22T10:17:00.003+03:30</published><updated>2008-12-22T12:03:04.532+03:30</updated><title type='text'>تولدم مبارک :-)</title><content type='html'>&lt;a href="http://irapic.com/uploads/1215944915.gif"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://irapic.com/uploads/1215944915.gif"&gt;&lt;/a&gt; &lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 385px; CURSOR: hand; HEIGHT: 282px" alt="" src="http://irapic.com/uploads/1215944915.gif" border="0" /&gt;درست 27 سال پیش در چنین روزی (2/10/1360) بود که برای اولین بار چشمم رو به روی این دنیا باز کردم . برای اولین بار صدای ونگ زدنم تو این دنیا طنین انداز شد . برای اولین بار گریه کردم ، برای اولین بار پوست تنم پوست دست انسان دیگه ای رو لمس کرد . برای اولین بار خوابیدم، برای اولین بار بیدار شدم و وقتی دوباره بیدار شدم دوباره گریه کردم و این شروع کارهای تکراری من بود در این دنیا. نمیدونم تو این 27 سال چقدر کار تکراری انجام دادم ولی میدونم که شروعش همون گریه بوده . وقتی به پشت سرم نگاه میکنم میبینم که چه سالهای پر فراز و نشیبی رو پشت سر گذاشتم تا رسیدم به اینجا (گرچه هنوز هم به هیچ جا نرسیدم ). سالهایی که قسمت عمدش در مدرسه و دانشگاه سپری شد . چقدر معلم و استاد عوض کردم . چقدر کتاب درسی خوندم یا اینکه مجبورم کردن که بخونم . چقدر دفترها که سیاه کردم برای مشق نوشتن . چقدر امتحان دادم ، اضطراب امتحان ، شبهای قبل از امتحان ، نمره ها و ... . کارنامه هایی که هر کدومش حاصل یک مقطع از عمر تحصیلی من بودن .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;div&gt;به زندگی در خانواده که نگاه میکنم سالهای پر از غم و شادی رو میبینم . بچه که بودم همه برادرهام هم مثل من بچه بودن حالا یا مثل من دبستان میرفتن یا کمی بزگتر . هممون با هم بودیم تو یه خونه 1000 متری که یه باغچه خیلی بزرگ داشت. باغچه که بدست خودمون (ما بچه ها و پدر و مادرم ) کم کم تبدیل به یه باغ بزرگ شد. چهل تا درخت میوه دور تا دور خونه داشتیم . یه عالمه گل و درختهای دیگه تو باغچه. یه درخت گردو تازه کاشته بودیم که من مالکیتش رو برای خودم ثبت کرده بودم (الان باید یه درخت تنومند شده باشه) . یادمه یه بار دو تا برادر بزرگم یه چاله کنده بودن که یه درخت بکارن ، منم کوچولو بودم اون اطراف داشتم بازی میکردم ، فکر میکنم برنامه کودک شروع شد یا فیلمی چیزی بود که این دو تا ول کردن رفتن . منم نمیدونم چی شد که افتادم تو این چاله و کسی هم نبود منو بیرون بیاره . خلاصه یه یک ساعتی اون تو بودم !!! . خلاصه خونه ای که ذره ذره ساخته بودیم رو بعد از چند سال ول کردیم اومدیم یه شهر دیگه ... . &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;خلاصه دیگه تا آخر دوره لیسانس تو این شهر جدید موندیم . دیگه کم کم خانواده ما خلوتتر شد . هر کسی رفت دنبال کار خودش . الان که نگاه میکنم میبینم که از این خانواده 7 نفره هر کدومشون یه گوشه دنیا برای خودشون یه زندگی جدید رو شروع کردن . مایی که هممون یه روزگاری با هم تو یه خونه زندگی میکردیم و حتی هر کسی یه کلمه هم که حرف میزد خونه شلوغ میشد ، الان هر کدوممون هزاران کیلومتر با هم فاصله داریم . &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;نمیدونم چی شد که یهو امروز این خاطرات همه با هم هجوم آوردن تو مغزم  !!! خلاصه این 27 سال هر جوری بود گذشت . خیلی کارها کردم خیلی کارها هم نکردم ولی در مجموع فکر میکنم از این چیزی که هستم و از اینجایی که ایستادم ناراضی نباشم . ولی از امروز به بعد فکر میکنم مسیر زندگیم رو باید عوض کنم یعنی دیگه باید عوض کنم . من دیگه اون بچه محصل و یا اون دانشجوی سابق نیستم ، دیگه کم کم دوران تحصیلی من داره تمام میشه. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;خدایا کمکم کن تا بتونم از امروز دوران جدیدی از زندگیم رو با موفقیت شروع کنم. امیدوارم اولین خبر خوب معافیت سربازیم باشه . &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;span style="color:#33cc00;"&gt;:-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-)&lt;/span&gt; &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;تولدم مبارک&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;span style="color:#33cc00;"&gt;:-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-)&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-4148141601915183421?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/4148141601915183421/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/12/blog-post_22.html#comment-form' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/4148141601915183421'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/4148141601915183421'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/12/blog-post_22.html' title='تولدم مبارک :-)'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-3853035152900297794</id><published>2008-12-17T19:30:00.005+03:30</published><updated>2008-12-17T21:24:33.736+03:30</updated><title type='text'>جشن گرفتن صدا و سیما با لنگ کفش پرتاب شده به بوش</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SUk60smyKbI/AAAAAAAAAKI/sku7TUzU2Mo/s1600-h/2008_12_17t053758_450x343_us_iraq_bush_game.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5280816715070056882" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 213px; CURSOR: hand; HEIGHT: 162px" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SUk60smyKbI/AAAAAAAAAKI/sku7TUzU2Mo/s320/2008_12_17t053758_450x343_us_iraq_bush_game.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;فکر میکنم تا حالا دیگه همه از ماجرای لنگ کفش پرتاب شده به بوش توسط خبرنگار عراقی در یک کنفرانس خبری با خبر شده باشند. حالا من واقعا نمیدونم انگیزه این خبرنگار عراقی چی بوده  ولی خب چیزی که هست اینه که کار زیاد جالبی نبوده . بالاخره کار ضایعیه که خبرنگار یک کشوری در کشور خودش بیاد و بسمت رییس جمهور کشور دیگه ای که حالا به هر ترتیب مهمان محسوب میشه لنگه کفش پرتاب کنه . به نظر من این خبرنگار میتونست از حرفه خبرنگاریش استفاده کنه و بجای پرتاب لنگه کفش خشمش رو در سوالهایی که مطرح میکنه نشون بده . در اینجا خوبه من یه اعترافی هم بکنم که من واقعا یک چنین خشم مردم عراق رو نسبت به آمریکاییها درک نمیکنم . خشمشون از چیه واقعا ، از اینکه صدام رفته؟ از اینکه کشورون نسبتا آزادتر شده ؟ ولی احتمالا عمده خشمشون از کشتارهایی هست که در کشورشون انجام میشه . ولی من هر چه نگاه میکنم تمام این کشتارها که همشون هم انتحاری هست کار هموطنهای خودشون و یا حداقل هم زبانهای عرب خودشونه . همش کار فرقه های عمدتا سنی و طرفدار طالبان است . در کدام یک از این قتل عامها آمریکاییها دست داشتند ؟ اونها که بجز مقابله با این گروههای بمب گذار انتحاری کار دیگه ای نمیکنن . این خبرنگار اگر میخواد از کسی متنفر باشه باید از همزبانها و یا حداقل از عربهای سنی متنفرباشه . تمام این بمب گذاریهای انتحاری آیا کار کسی به غیر از خود عربهاست که فقط بدلیل تعصبات قومی مذهبی همدیگه رو تیکه پاره میکنن ؟ بگذریم &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;از همه جالبتر در ابن چند روز پس از ماجرای پرتاب لنگه کفش واکنش صدا و سیمای ایران به این قضیه است که چنان به وجد اومدن و بعد از این ماجرا با دمشون گردو میشکنن که نگو . تمام بخشهای خبری در تمام شبکه ها بی ربط و با ربط صحنه پرتاب کفش بسمت بوش رو بارها نشون میدن !!! . تو اخبرا جوری این صحنه رو پشت سر هم نشون میدن مثل اینکه 100 تا لنگه داره به سمت بوش پرتاب میشه . خبرنگارهای صدا و سیما مثل مورو ملخ ریختن بیرون و از چهار گوشه دنیا دارن گزارش تهیه میکنند. از واکنشها به این ماجرا تو اخبار بیش از صد بار استقبال هوگو چاوز رییس جمهور جواد ونزوئلا و دختر معمر قزافی دیکتاتور لیبی رو پخش کرده . از همه تهوع آورتر گزارشی بود که خبرنگار بیشعور صدا و سیما دیروز تهیه کرده بود و بارها از شبکه های تلویزیون پخش شد . خبرنگار مذکور جوادوار راه افتاده تو خیابون و با شور و شعف دنبال مردم راه افتاده و ازشون میپرسه :" حرکت خبرنگار عراقی رو دیدی ؟" " چطور بود به نظرت ؟ " " کیف کردی ؟ " " حرکت قشنگی بود نه ؟ " " اگه تو جای اون خبرنگار بودی چیکار میکردی ؟ " . چنان تهوع آور راه افتاده تو خیابون و با دوربین روشن از مردم سوال میپرسه که آدم حقیتا دوست داره بره تو WC و عق بزنه . مضحک ترین و چندش آورترین صحنه این گزارش جایی بود که آقای خبرنگار از یه نایلون 2 لنگه کفش در میاره و به فرد مورد نظر میگه که : " فرض کن این درخته بوش باشه و تو هم اون خبر نگار میخوام بببینم چجوری میزنی بوش رو ؟ چقدر محکم میزنی ؟ " !!! اون شهروند ... هم لنگ کفش رو میگیره پرتاب میکنه ، جوری میزنه که در اون طرف خیابون نزدیکه که بخوره به 2 تا خانم که دارن از اون طرف رد میشن . خبرنگار میره پیششون و میگه" داشتیم تمرین میکردیم که بوش رو چجوری بزنیم " !!! . . . اونم چی در اخبار رسمی ساعت 9 تلویزیون سراسری . &lt;strong&gt;اینجوری به مردم درس اخلاق میدن . لنگ کفش میدن دستشون و میگن پرتاب کن .&lt;/strong&gt; خلاصه تلویزیون ایران یه جشن درست حسابی گرفته با این لنگ کفش ، اونم بطور چندش آوری. &lt;/div&gt;&lt;div&gt; &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;پی نوشت : &lt;/div&gt;&lt;div&gt;* خودمونیم بوش هم عجب جا خالیی داد ها . :-) &lt;/div&gt;&lt;div&gt;* حالا این خبرنگارها میگیم منظوری دارن ، این مردم دیگه چرا هرچی که اینا میگن انجام میدن؟ !!! &lt;/div&gt;&lt;div&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-3853035152900297794?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/3853035152900297794/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/12/blog-post_4605.html#comment-form' title='14 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/3853035152900297794'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/3853035152900297794'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/12/blog-post_4605.html' title='جشن گرفتن صدا و سیما با لنگ کفش پرتاب شده به بوش'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SUk60smyKbI/AAAAAAAAAKI/sku7TUzU2Mo/s72-c/2008_12_17t053758_450x343_us_iraq_bush_game.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>14</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-8094288920481554023</id><published>2008-12-17T11:08:00.003+03:30</published><updated>2008-12-17T11:15:13.272+03:30</updated><title type='text'>روشندل شدم</title><content type='html'>چشمتون روز بد نبینه . یه مدتیه که کمی تا قسمتی روشندل (همون نابینا) شدم . 1 ماهی میشه که یه قطره ای میریزم تو چشمام که دید چشمم رو بشدت تار کرده . حالا فردا میخوام برم دکتر ببینم چی میگه . امیدوارم دیگه قطعش کنه . :-(&lt;br /&gt;حالا این قطره چشمی خودش ماجرایی داره که اگر فرصتش شد حتما مینویسم . فقط میدونم که اگر جواب بده خیلی جالب میشه . :دی&lt;br /&gt;یک عالمه چیز دارم برای نوشتن ولی نمیبییییینم ....&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-8094288920481554023?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/8094288920481554023/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/12/blog-post_17.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/8094288920481554023'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/8094288920481554023'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/12/blog-post_17.html' title='روشندل شدم'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-5639736710503334409</id><published>2008-12-05T00:04:00.003+03:30</published><updated>2008-12-05T00:46:24.111+03:30</updated><title type='text'>من دیگر آن نوجوان احساساتی رای اولی نیستم</title><content type='html'>این روزها همه جا صحبت از اینه که خاتمی دوباره کاندید ریاست جمهوری بشه . خیلیها هم که شدید در تلاش هستند که ایشون رو راضی کنند که دوباره بیاد در صحنه و به خیال خودشون تنها راه نجات کشور و ملت همین آقای خاتمی است . حالا هر کسی که ندونه فکر میکنه این خاتمی یه عنصر جدید و بکر در دنیای شلم شوربای سیاست ایرانه که به تازگی ظهور کرده و حرفهای نو و جدیدی زده . غافل از اینکه این خاتمی همون خاتمی 4 سال پیش که 8 سال ریاست جمهوری ایران رو بعهده داشت و عملکردش و خوب یا بد همه دیدن. حالا سوال من اینه که، آیا این خاتمی عوض شده و نظراتش چیز دیگه ای شده که این عده اینقدر مشتاق هستند که ایشون دوباره برگرده و نقش یک منجی رو بازی کنه ؟ !!! راستش به نظر من این خاتمی هیچ فرقی با خاتمی 4 سال پیش نداره به بیان دقیقتر همون "تدارکاتچی" قدیمیه که خودش هم اعتراف کرد در روزهای آخر ریاست جمهوریش . اصلا بذارین یه جور دیگه به قضیه نگاه بکنیم، خاتمی بیاید ولی :&lt;br /&gt;خاتمی تا وقتی که تکلیفش رو با نظام و مردم به طور آشکار روشن نکرده باشه آمدنش هیچ فایده ای نداره .&lt;br /&gt;خاتمی تا وقتی که بطور شفاف خط قرمزهاش رو مشخص نکرده باشه آمدنش فایده ای نداره .&lt;br /&gt;خاتمی تا وقتی که خط قرمز متحرک داره و به دستور ولایت مطلقه فقیه جابجا میشه آمدنش هیچ فایده ای نداره .&lt;br /&gt;خاتمی اگر گوش به فرمان ولایت مطلقه فقیه باشد و به مردم دوباره پشت کند آمدنش هیچ فایده ای نداره .&lt;br /&gt;آقای خاتمی آمدنت باید همراه باشد با جواب سوالهایی از این دست :&lt;br /&gt;1 -  برای پشتیبانی از خون نویسندگان به ناحق به قتل رسیده چه میکنی ؟&lt;br /&gt;2 - چگونه به حقهای پایمال شده مظلومان کوی دانشگاه رسیدگی میکنی ؟&lt;br /&gt;3 - چگونه حق روزنامه ها و روزنامه نگاران یک شبه ناپدید شده را باز پس میگیری ؟&lt;br /&gt;4 - گفتی هر نه روز یک بحران داشته ای ، آیا آنان که بحران آفرینی کرده اند به راه راست هدایت شده اند که دیگر بحران نیافرینند ؟&lt;br /&gt;5 - گفتی صدایت را نگذاشتند به مردم برسد، آیا حالا که تضمین میدهی که صدایت به مردم برسد ؟&lt;br /&gt;6 - گفتی لوایحت به دلایلی مسکوت ماند، به مردم چه تضمینی میدهی که لوایحت باز هم مسکوت نماند ؟&lt;br /&gt;7 - گفتی برگزاری انتخابات فرمایشی را چون زهری نوشیدی،  آیا باز هم زهر مینوشی ؟ &lt;br /&gt;در یک کلام خاتمی اگر همون تدارکاتچی سابق باشد آمدنش هیچ فایده ای که ندارد هیچ بلکه ضرر هم داره .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این رابطه این مقاله (&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2008/12/post_10404.php"&gt;خيمه شب بازي تكراري&lt;/a&gt;) درسایت خبری  روز آنلاین به قلم "محمد ملکی" جالب و خواندنی است . چون این سایت فیلتر است بعضی از نکاتش را تیتر وار اینجا میآورم :&lt;br /&gt;* آقاي خاتمي و دوستانش دچار يك پارادوكس هستند. مگر مي شود هم قدرت هاي فراقانوني و مطلقه را قبول داشت ‏و هم دم از مردمسالاري و قانونمداري و جامعه مدني زد؟ اين تضاد را چگونه حل بايد كرد؟&lt;br /&gt;* گذشته ي ايشان و اعمال و موضع گيريهاي خاتمي نشان داده است ‏كه از روزهاي اول انقلاب كه به وكالت و وزارت و رياست جمهوري و بسياري از مشاغل كليدي برگزيده شد، ‏هرگز جز اطاعت از دستورات ولي مطلقه كار ديگري نكرد. خاتمي خاتمي است !&lt;br /&gt;* ايشان در سال 60 در اعتراض به نطق پيش از دستور مهندس بازرگان مي فرمايند: ‏‏"بسياري از كساني كه امروز در همين دادگاههاي انقلاب - كه مورد اعتراض شمايند- تنها به خاطر دفاع از اسلام ‏و پاسداري از دست آوردهاي انقلاب اسلامي شب و روز زحمت مي كشند، انسانهايي سرشار از عاطفه و رحمتند. . . .&lt;br /&gt;* مهندس اميرانتظام در ديدار با شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با اشاره به رخدادهاي دوران اصلاحات و ‏برخي مواضع خاتمي مي گويد: ‏پس از ترور اسدالله لاجوردي توسط ‏مجاهدين خلق، آقاي خاتمي مصاحبه اي كرد كه ايشان را سرباز وفادار اسلام و ايران ناميد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کلام آخر ، آقای خاتمی من دیگر آن نوجوان پر از شور و حرارت رای اولی تیستم که با 4 تا شعار انتخاباتی به وجد بیایم و رایم را برای تو بیجهت مصرف کنم . نه آقای خاتمی من و امثال من وقتی رایمان را به تو یا همفکران تو میدهیم که جواب سوالهای بالا را دریافت کرده باشیم .&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-5639736710503334409?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/5639736710503334409/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/12/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/5639736710503334409'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/5639736710503334409'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/12/blog-post.html' title='من دیگر آن نوجوان احساساتی رای اولی نیستم'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-471234376478975481</id><published>2008-11-18T22:46:00.003+03:30</published><updated>2008-11-18T23:42:01.434+03:30</updated><title type='text'>دف + قرآن</title><content type='html'>تازگیها دوباره یک&lt;a href="http://donbaleh.com/topic/653"&gt; موج جدیدی علیه این مشایی &lt;/a&gt;مادر مرده ، فلک زده درست شده که در حضور ایشون اومدن قرآن رو با دف تحویل قاری دادن که بخونه و دوباره با همون حالت دف زدن ، قرآن رو از قاری تحویل میگیرن و میبرن. یه چند روزی به اینترنت دسترسی نداشتم امروز کنجکاو شدم رفتم &lt;a href="http://www.iranianuk.com/article.php?id=32851"&gt;فیلمش &lt;/a&gt;رو پیدا کردم ببینم واقعا چی شده که اینهمه آه و ناله و سر صدا میکنن امت کفن پوش اسلام. خب بالاخره این فیلم رو پیدا کردم و دیدم. هر چی نگاه کردم ببینم آخه چه بی احترامی؛ چه اتفاق بدی افتاده چیزی ندیدم. واقعا من موندم این امت کفن پوش اسلام چقدر بیکاره که میاد به چه چیزهایی گیر میده . بابا جان تا اوجایی که من خوندم این یکی از رسمهای سنتی مردم غرب کشور هست.&lt;br /&gt;&lt;a href="http://kargozaaran.com/ShowNews.php?39037"&gt;آیت الله صافی گلپایگانی اعلام مصیبت کرده&lt;/a&gt;. (ولی نمیدونم چرا هیچکس تحویلش نگرفت : دی )&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=66059"&gt;آیت الله مکارم شیرازی هم براش سوال پیش اومده که مملکت داره به کجا میره ؟ یا مسوولان چرا دل نمی سوزانند ؟ &lt;/a&gt;(اتفاقا من هم استثنا با این آیت الله موافقم که باید دل و جگر مسولین رو سوزوند و یا شاید کباب کرد . : دی )&lt;br /&gt;من موندم این آیت الله ها اگر مردم ایران رو سیل ببره و یا تو فقر و فلاکت دست و پا بزنن و یا تو آتیش بسوزن صداشون در نمیاد ولی برای یک همچین چیزی چجوری اعلام مصیبت میکنند!!! به نظر شما جالب نیست ؟ !!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لیست دسته گلهای مشایی تا به امروز :&lt;br /&gt;- حضور در مجلس رقص نمایشگاه گردشگری ترکیه&lt;br /&gt;- طرح موضوع دوستی با اسراییل ها&lt;br /&gt;- حمل قرآن توسط گروهی از زنان دف نواز و طرح موضوع توهین به قرآن&lt;br /&gt;- انتشار و توزیع پوستری که نام خلیج‌فارس را خلیج عربی نوشته در همایش فرصت‌های سرمایه‌گذاری در استان بوشهر.&lt;br /&gt;- پرواز ملائک در آسمان کشور&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-471234376478975481?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/471234376478975481/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/11/blog-post.html#comment-form' title='6 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/471234376478975481'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/471234376478975481'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/11/blog-post.html' title='دف + قرآن'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>6</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-733749332716455972</id><published>2008-10-31T19:42:00.006+03:30</published><updated>2008-11-01T00:12:22.994+03:30</updated><title type='text'>اینجا عدالتی نیست !!!</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:arial;"&gt;من این رو خوندم :&lt;/span&gt;&lt;span style="FONT-WEIGHT: bold;font-family:arial;" &gt; &lt;/span&gt;&lt;a style="FONT-WEIGHT: bold; FONT-FAMILY: arial" href="http://www.tabnak.ir/pages/?cid=23155"&gt;استمداد خانواده زهرا بني‌يعقوب از مردم ايران&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;من هم اکنون یک عدد آدم عصبانی هستم. من هم اکنون سراپا خشم هستم. من هم اکنون دلم میخواد یک ستاد امر به معروف رو به آتیش بکشم. من هم اکنون دلم میخواد تمام اون رذلهای بی شرفی رو که باعث مرگ این دختر شدن تک تک آتیش بزنم و با لذت کباب شدنشون رو ببینم . من هم اکنون دلم میخواد رئیس اون ستاد امر به معروف روی جلوی چشمهای مادرش تکه تکه کنم. من هم اکنون دلم میخواد اون قاضی نامرد بی شرف پست فطرت رو با یک ماشین سنگین له کنم. اون فاضی بی شرف اگر بچه خودش رو هم کشته بودند حاضر بود با "&lt;/span&gt;&lt;a style="FONT-FAMILY: arial" href="http://www.tabnak.ir/pages/?cid=23155"&gt;متهمان گفت‌و‌گو كنند و موضوع را حل و فصل كنند&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;". ؟!!! &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;لعنت و تف و نفرین بر تمام کسانی که باعث بی عدالتی در این مملکت هستند. از اون راس حکومت گرفته تا امثال این قاضیهای حقیر. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;لعنت به &lt;/span&gt;&lt;a style="FONT-FAMILY: arial" href="http://mr-hzf.blogspot.com/2008/06/blog-post_09.html"&gt;مصلحت نظام&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt; که هر چه میکشیم از این دو کلمه نحس است. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینم ببینین : &lt;a href="http://www.tabnak.ir/pages/?cid=22999"&gt;شاهکار سازمان میراث فرهنگی &lt;/a&gt;. آخه آدم به چیه این مملکت دلش خوش باشه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;من آتیش گرفتم ، لطفا یکی آتش نشانی خبر کنه. :-( &lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-733749332716455972?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/733749332716455972/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/10/blog-post_31.html#comment-form' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/733749332716455972'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/733749332716455972'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/10/blog-post_31.html' title='اینجا عدالتی نیست !!!'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-4508778660194113116</id><published>2008-10-29T20:17:00.010+03:30</published><updated>2008-10-29T21:37:41.391+03:30</updated><title type='text'>نقل قولهای ملوکانه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;em&gt;داخل پرانتزها آنجا که پررنگ تر است از من است . &lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;دکتر منصور کبکابیان (معاون پژوهشی وزیر علوم تحقیقات و فناوری )&lt;/em&gt; : هر ساله بیش از 150 هزار ایرانی تحصیلکرده ، به خارج از کشور مهاجرت می کنند که بیشتر آنها در آمریکا مستقر هستند . 90 نفر از 125 نفر دانش آموزی که در سه سال گذشته (مرجع سال 2002) در المپیادهای جهانی رتبه کسب کرده اند هم اکنون در دانشگاههای آمریکا تحصیل میکنند . &lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;(خوش به حالشون عاقبت به خیر شدند :-) )&lt;/span&gt; &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;اسفندیار رحیم مشایی (رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری )&lt;/em&gt; : ملائکه مرتب در عرصه کشور در حال پرواز هستند. پس اینهمه قدرت ، شجاعت و جسارت از کجا می آید و اینهمه قلبهای استوار و محکم چطور شکل گرفته اند ؟ برای همان فریاد ، شعر ، ترانه و سرود فرشتگان است &lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;(نمیدونستم ملائکه شعر میخونن گروه سرود دارند :-) )&lt;/span&gt; &lt;/strong&gt;ملت ایران را خداوند برگزیده است. من معتقدم حضور کورش در ایران اتفاقی نیست و یکی از سرمایه گذاریهای خداوند است. &lt;strong&gt;(احتمالا خدا هم بعد از گذشت اینهمه سال به این نتیجه رسیده که جای بدی رو برای سرمایه گداری انتخاب کرده و سرمایش سوخت شده :-) ) &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;علی لاریجانی (رئیس مجلس)&lt;/em&gt; : من 30 سال در بخشهای اجرایی کشور کار کردم. نمایندگان مجلس جزو فقیرترین دستگاههایی هستند که در کشور زندگی میکنند. &lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;(البته توجه دارید که ، ایشون دارند نسبت به خودشون می سنجن . خودشون هم تاکید دارند که 30 سال در عرصه اجرایی کشور کار میکردند و البته من و شما میدانیم ایشون 30 سال چیکار میکردند :-) )&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; بقیه دستگاهها دیده نمیشوند ولی نمایندگان مجلس زیر ذره بین هستند. &lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;(بمیرم الهی چه ذره بینی ، حتی وقتی که به نماینده ها وام 100 میلیون تومنی بلا عوض به عنوان کمک هزینه زندگی در تهران میدن هم زیر ذره بینن . بابا اینا فقیرن حالا دولت اومده یه کمکی هم بهشون میکنه این رسانه های بی تربیت چرا تو بوق و کرنا میکنند )&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; . من تاسف میخورم سر اینکه یک خیار و یک سیب به یک نماینده ای در حین جلسه کمیسیون داده شد، وقت مجلس گرفته میشود. آیا این حیثیت میگذارد برای کشور ؟ &lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;(نه والا )&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; . این حرف زدنها درست است ؟ &lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;(نه بلا )&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; شما در منزلتان خیار و اینها میل نمیکنید ؟ &lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;(خیار نه ولی اینها چرا ، میل میکنیم :-) )&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;حسن بدخشان زاده (فرمانده ناحیه مقاومت بسیج یاسوج)&lt;/em&gt; : سپاه به هیچ جریانی وابسته نیست .&lt;strong&gt; &lt;span style="font-family:arial;"&gt;(نههههههههه اصلااااااااااا )&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; و از هیچ کاندیدایی در انتخابات حمایت نخواهد کرد &lt;strong&gt;(یکی نیست بگه مگه به خودت شک داری ؟ مگه کسی چیزی گفته حالا ؟ : دی )&lt;/strong&gt; . سپاه وارد مسائل سیاسی نمیشود مگر اینکه قصد تعرض به ارزشها از سوی افراد ، احزاب ، گروهها و دسته جات احساس شود. در صورتی که به ارزشها تعرض شود سپاه به صحنه می آید واز ارزشها دفاع میکند. &lt;strong&gt;(ارزشهای ما یا ارزشهای شما ؟ البته خواننده محترم این نکته رو متوجه هست که به جز رهبر انقلاب و تعدادی از حاج آقاها و حاج خانمها بقیه اگر عطسه کنند تهدید و تعرض محسوب میشه و سپاه فقط در این موارد اندک دخالت میکنه و لا غیر )&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;علی ابراهیمی (معاون آموزشی سازمان نهضت سواد آموزی )&lt;/em&gt; : افرادی که تحصیلاتشان پایین تر از پنجم ابتدایی است بالغ بر 10 میلیون نفر در کشورهستند. اگر کم سوادان را هم به بی سوادان اضافه کنیم حدود 20 میلیون نفر مشمول برنامه های سواد آموزی قرار میگیرند. &lt;strong&gt;(این نهضت مبارزه با سواد آموزی بوده در این 30 سال یا مبارزه با بی سوادی ؟ !!!) &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;حجت الاسلام سید عباس حسینی (عضو جامعه روحانیت مبارز استان یزد )&lt;/em&gt; : شیوع خرافه پرستی بین اقشار مختلف جامعه به ویژه برخی بانوان یک خطر جدی است و دشمن به صورت عمدی و حساب شده در پی ترویج خرافه پرستی در اقشار مختلف مردم و به ویژه بانوان است. این خطر تا حدی حدی است که اگر برای پیش گیری از آن فعالیت مناسبی صورت نگیرد، روز به روز گسترش میابد . &lt;strong&gt;(خوشحالم که ریشه خرافه پرستی استکبار جهانی تشخیص داده شد و البته ما ملت سلحشور و انقلابی میدانیم که آمریکای جهانخوار و استکبار جهانی مسجد جمکران را احداث کرده و در آن چاهی عمیق حفر کرده و همچنین در هر شهر و روستای ایران 40 امامزاده احداث کرده است)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;*&lt;/strong&gt;&lt;em&gt; نقل از ماهنامه اقتصادی ، فرهنگی ، اقتصادی و ورزشی "نسیم هراز" . سال سوم شماره سی و چهارم . آبان 87&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-4508778660194113116?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/4508778660194113116/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/10/blog-post_29.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/4508778660194113116'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/4508778660194113116'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/10/blog-post_29.html' title='نقل قولهای ملوکانه'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-750207877345634532</id><published>2008-10-20T19:05:00.017+03:30</published><updated>2008-10-20T21:34:57.896+03:30</updated><title type='text'>تفسیری بر چند عکس</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SPzGowNKG3I/AAAAAAAAAI8/U6hz3yWVCbw/s1600-h/5392288137-65394173.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5259296868299053938" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SPzGowNKG3I/AAAAAAAAAI8/U6hz3yWVCbw/s320/5392288137-65394173.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; خاک تو سرم . این دو تا فسقلی رو نگاه کنید !!! بابا ما شنیده بودیم این جور مسائل برای این اجنبیها حل شده است ولی دیگه نمیدونستیم در بحبوحه (درست نوشتم ؟!) کودکی این مساله رو براشون حل میکنن. آقا من هنوز که به این سن رسیدم در حل این مساله بغرنج موندم نمیدونم این دو تا فسقلی چجوری تونستن این مساله پیچیده رو حل کنن. خب همینه که اونا پیشرفنت میکنن، از کودکی بهشون یاد میدن چجوری باید مسائلشون رو حل کنند. راستی من فکر میکنم در تصویر بالا این دختره است که پسره رو اغفال کرده. کاملا مشخصه که پسره در عمل انجام شده قرار گرفته. ( : دی ) &lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5259296455088301874" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SPzGQs4CZzI/AAAAAAAAAI0/tkUQJ3Qmo9s/s320/sanjab.jpg" border="0" /&gt;این سنجاب رو ببینید، مثل اینکه عاشق شده و با یه شاخه گل منتظر خانم والده یا نامزدش (یا شاید هم جی اف ش : دی) . آخی ببینید چقدر نازه . یاد بگیرید ببینید چقدر تیپ زده اومده سر قرار :-) . فکر کنم رفته روی یه تخته سنگ اون بالا ایستاده تا گیر ونهای گشت ارشاد نیفته. طفلکی چقدر هم چشم براهه ، فکر کنم خانم والده (یا همون دوست دخترش) دیر کرده. این خانمها همیشه دیر میرسن سر قرار . حدس میزنم قرار گذاشته با دوست دخترش که برن یه کافی شاپ بشینن با هم فندق بخورن . الهییییییی چقدر نازن . :-) &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5259295769411145122" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SPzFoyh3TaI/AAAAAAAAAIk/EfxZ2vraMQ0/s320/10.jpg" border="0" /&gt;به به من واقعا از دیدن این عکس لذت میبرم . این فسقلی رو ببینید که از هر فرصتی برای مطالعه استفاده میکنه حتی وقتی که داره کار مهمی مثل ... انجام میده. اینجوری که این فسقلی خیره شده به روزنامه فکر کنم خبر مهمی در مورد اوضاع بورس رو داره بررسی میکنه، آخه میدونید که این روزها اوضاع بازار خیلی خرابه احتمالا این کوچولو هم سهامی که خریده افت قیمت شدیدی داشته برای همین هم دچار اسهال شدیدی شده طفلک . :- . امیدوارم هر چه زودتر اوضاع بازار به حالت عادی برگرده تا این فسقلی هم از نگرانی در بیاد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5259294941683634354" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SPzE4nAP0LI/AAAAAAAAAIM/2QfvDxHnMEc/s320/image004.jpg" border="0" /&gt; کاریکاتوری که باعث توقیف نمیدونم کدوم روزنامه اصلاح طلب شد. خیلی جالبه . حتما متوجه شدین که منظور از استاد ... کیه. : دی &lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-750207877345634532?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/750207877345634532/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/10/blog-post_20.html#comment-form' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/750207877345634532'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/750207877345634532'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/10/blog-post_20.html' title='تفسیری بر چند عکس'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SPzGowNKG3I/AAAAAAAAAI8/U6hz3yWVCbw/s72-c/5392288137-65394173.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-4102289796928238526</id><published>2008-10-06T20:15:00.004+03:30</published><updated>2008-10-06T21:17:21.177+03:30</updated><title type='text'>من فارغ شدم</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;تمام شد&lt;br /&gt;دیروز تمام شد&lt;br /&gt;تازه کم کم داره باورم میشه که آزاد شدم. فقط میدونم که احساس خوبیه . همین که دیگه نگران پایان نامه نیستم ، نگران این نیستم که چجوری سرو ته پایان نامه رو هم بیارم یا اینکه فرمت پایان نامه رو درست کنم ، خودش خیلی خوبه. الان دیگه میتونم مطمئن باشم که این مقطع از تحصیلم و یا این مقطع از زندگی هم پروندش بسته شد و خدا رو شکر خوب هم بسته شد یعنی راضی بودم.&lt;br /&gt;الان دیگه میتون به کارهایی که دوست دارم و تمام این مدت فقط در انتظار یه وقت مناسب بودم تا انجام بدم برسم . میتونم برم کتابهای مورد علاقه خودم رو بخونم . دیگه مجبور نیستم یه کار خاص بکنم یا یه کتاب خاص رو بخونم. یه عالم کتاب ردیف کردم برای خوندن. از یه رمان شروع کردم به اسم "خرمگس " نویسندش هم هست "اتل لیلیان" . واقعا حس خوبیه که میتونم بدون تشویش ( استرس )  و نگرانی وقتم رو برای خودم برنامه ریزی کنم.  :-)  .  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز رفته بودم سازمان انرژی اتمی که برای سربازیم اگه بشه برم اونجا کار کنم . به در ورودی که میرسم نگهبان صدام میزنه که کارت شناسایی. نشون میدم ، یه زنگ میزنه بالا که یکی میخواد بیاد برای امریه ، اجازه ورور صادر میشه . نگهبان میگه : سی دی ، فلاپی ، فلش ، چاقو! ، اسلحه !! ، مبایل دوربین دار و ... اگه داری تحویل بده منم هاج و واج نگاش میکنم که یعنی چی ؟ !! مگه اینجا دارن چیکار میکنن . دو تا سی دی از تو کیفم در میارم و بهش میدم . میرم بالا رزومه  رو تحویل میدم و با یکی از دوستام که اونجا کار میکنه بر میگردم پایین . به در که میرسم نگهبان میگه کیفته باز کن بگردم . میگم بگرد . چشمتون روز بد نبینه .... :-(  کیف و باز کرد یه زیپ رو باز کرد 2 تا سی دی و یک فلاپی آورد بیرون . من مونده بودم چی بگم ، تعجب کرده بودم از دیدن اینها. آخه من اصلا فکر نمیکردم چیز دیگه ای بجز اونهایی که تحویل دادم تو کیفم باشه فکر کنم 2 سال بیشتر بود که از وجود این سی دی ها و فلاپی در کیفم بی اطلاع بودم. دوباره گشت آقا دوباره چشمتون روز بد نبینه یه فلش 1 گیگابایت پیدا کرد ، من مونده بودم اینجوری آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآا.&lt;br /&gt;خشکم زده بود . طرف همچین نگام میکرد مثل اینکه جاسوس رژیم غاصب صهیونیستی گیر آورده . گفت اینها چیه ؟ مگه نگفتم تحویل بده . من مونده بودم چی بگم و رسما به تته پته افتاده بودم و هی آب دهنم و قووووورت میدادم . تو دلم گفتم یا زهرا الان میبرنم از دو پا آویزونم میکنن و د بزن که اعتراف کن جاسوس کجایی (و من مونده بودم بگم جاسوس کجام !!) .  هر چی براش توضیح میدادم که بابا من روحم هم از وجود اینها تو کیفم خبر نداشته بیشترشاکی میشد و نگاهش چپکی تر میشد .  هیچی دیگه خلاصه پرونده برام تشکیل داد و وسایل و ضبط کرد به منظور کشف رمز و گفت یک هفته دیگه زنگ بزن ببین کارت به کجا کشیده . تو دلم گفتم ببین برای چی  اومده بودم و چی شد . اومده بودم سرباز اسلام بشم و به اسلام و مسلمین زیر پرچم آقا خدمت کنم و انرژی هسته ای کشف کنم برای محمود جون ، شدم جاسوس رژیم غاصب صهیونیستی. حالا اینا یه طرف این رفیق ما هم که اومده بود با من پایین دید اوضاع خیلی خرابه فوری به قول بچه ها گفتنی فلنگ بست و در رفت !!! . اینم از ماجرای ما در صبح اول روز بعد از فارغ شدن . قبلنا میگفتن گاوم زایید،  ولی ایندفعه من خودم واقعا فارغ شدم و زاییدم .&lt;br /&gt;تو راه که برمیگشتم فحش بود که به خودم و ... میدادم. نگران اینم بودم که نکنه این پسره  که اومده بود با من پایین و با من دیدنش رو هم اخراج کنن. بیچاره 3 روز بود رفته بود سر کار .&lt;br /&gt;بابا ابن انرژی اتمی خیلی خطرناکه حسن ، بچه ها مواظب باشید. خلاصه اگر دیدید این وبلاگ یه مدت طولانی به روز نشده بدانید و آگاه باشید که من در بند 209 زندان اوین آویزون شدم و دارم اعتراف میکنم . شایدم اومدم تو تلویزیون یه اعترافی هم کردم . و لی من از همین الان همه حرفهایی رو که در تلویزیون میزنم رو تکذیب میکنم و ملت بداند و آگاه باشد که همه این حرفها بخاطر شکنجه بوده و لیکن هیچکدام را شما باور نکنید .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پی نوشت :&lt;br /&gt;دیروز سر جلسه دفاع یکی از استادها به خواب عمیقی فرو رفته بود و داشت چرت میزد یهو چرتش پاره شد ، خودشو جمع و جور کرد و گفت ببخشی آقای ... میشه شکل قبل رو یه بار دیکه نشون بدید. من مونده بودم بخندم به این یا ... میخواستم بگم دکتر شما چرتت رو ادامه بده شاید جوابت رو در خواب دریافت کردی.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-4102289796928238526?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/4102289796928238526/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/10/blog-post.html#comment-form' title='7 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/4102289796928238526'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/4102289796928238526'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/10/blog-post.html' title='من فارغ شدم'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>7</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-4162616747820476312</id><published>2008-09-25T00:59:00.003+03:30</published><updated>2008-09-25T02:00:00.584+03:30</updated><title type='text'>من و پایان نامه ارشد</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;این پروژه کارشانسی ارشد دیگه رسما داره روی اعصاب من راه میره. هر کاری میکنم تمام نمیشه. فصل آخرش که نتیجه گیری و پیشنهادات است رو نمیدونم چجوری ببندم که همه چی به خوبی و خوشی تمام بشه. راستش از کارم اون نتیجه ای که باید رو نگرفتم و حالا باید یه جورایی عدد سازی کنم. چیکار کنم دیگه ، وقتی آدم به هر دری میزنه که جواب بگیره و نمیشه دیگه باید از این کارها هم بکنه. اصلا تقصیر خودم بود که نرفتم یه پروژه گلابی بردارم. مثلا مثل خیلیها برم حل CFD یه شکل خاص از معادله ناویراستوکس رو بردارم که بجز من 3 میلیارد نفر دیگه هم انجامش داده باشن و مطمئن باشم که حتما جواب داره و جوابهاش بدست آمده.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;دقیقا مثل دوره لیسانسم که یه پروژه گنده تر از دهنم برداشته بودم و رسما سرویس شدم بتونم تمامش کنم تو فوق لیسانس هم دوباره همون اشتباه (بخونید غلط) رو کردم و در جهت هر چه بیشتر گسترده تر کردن مرزهای دانش نوین و کمک به جامعه علمی جهانی و برداشتن باری سترگ از دوش دانشمندان علم رسانایی گرمایی وظیفه دینی و ملی و جهانی خود دانستم تا ضمن بیعتی دوباره با آرمانهای بلند و انقلابی بنیانگذار جمهوری اسلامی و شهدای جنگ تحمیلی پا در عرصه علم نانو تکنولوژی گذاشته، فرمولی را برای رسانایی نانوسیالات کشف کنم که تا کنون هیچ بنی بشری موفق به کشف آن نشده !!! باشد که بدین طریق بتوانم مشت محکمی بر دهان یاوه گویان شرق و غرب بزنم تا این یاوه گویان این خیال خام را از ذهن خود خارج کنند که تنها خودشان توانسته اند به چنین کشفی نایل&lt;strong&gt; ننننشوند&lt;/strong&gt; بلکه ما هم&lt;strong&gt; نمیتوانیم&lt;/strong&gt; . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;آخه یکی نیست به من بگه پسره ............ (این سه نقطه یعنی ناسزا به خودم که چون بار اخلاقی منفی برای کودکان زیر 25 سال داشت حذفش کردم) ، به تو چه که مرزهای دانش رو گسترش بدی . تو مرزهای دانش رو از اینی که هست کوچیکتر نکن گسترشش حالا پیش کش . خلاصه بعد از خوندن 100 تا مقاله و چندتا کتاب بی ربط و با ربط و پدرم در اومدن برای این که حداقل یکی رو پیدا کنم که بتونه یه کمی جواب سوالهای من رو بده و ماهها بالا پایین شدن برای نوشتن بیش از 1400 خط برنامه به زبان ++C و بارها و بارها اجرا گرفتن، آخرش هم تقریبا هیچی ... . شما بودید چه خالی بهتون دست می داد بعد از صرف اینهمه وقت و انرژی و اعصاب جوابی از کارتون نگیرید. قسمت بد قضیه حالا میتونه اینجا باشه که یکی از این اساتید ممتحن محترم فکر کنه که من هیچ کار خاصی نکردم و بخواد کار رو کلا ببره زیر سوال . آقا دوست دارم یکیشون همچین فکری به ذهنش خطور کنه و خدایی ناکرده به زبون بیاره تا من همونجا حسابش رو برسم حالش رو بگیرم . (یا به قول بچه ها گفتنی ، بشورمش و پهنش کنم روی بند . : دی) . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;خلاصه شبهای قدر و شب استجابت دعا . میگن هر کی تو این شبها برای باز شده گره کار مومنی دعا کنه خدا در اون دنیا چند تا حوری و غلمان اضافی براش نگه میداره . پس بشتابید که هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم . (بنیاد امور درماندگان خاص، شماره حساب 11111 بانک رفاه کارگران) . اتفاقا یه حدیث متواتر هم در این زمینه داریم که میگه : خیرالامور اوسطها . حالا ربطش چیه من نمیدونم خودتون پیدا کنید . در ضمن حدیث که حتما نباید ربط دار باشه . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="right"&gt;من برم فصل آخر رو تکمیل کنم که کارم از دعا و نذر و ندیفه گذشته. &lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-4162616747820476312?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/4162616747820476312/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/09/blog-post_25.html#comment-form' title='23 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/4162616747820476312'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/4162616747820476312'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/09/blog-post_25.html' title='من و پایان نامه ارشد'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>23</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-7368385443422200754</id><published>2008-09-14T15:23:00.005+04:30</published><updated>2008-09-18T12:32:13.516+04:30</updated><title type='text'>به این عکسها نگاه کنید</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;تا حالا شده احساس نا امیدی کنید ؟&lt;br /&gt;شده تا حالا احساس کنید دیگه هیچ کاری از دستتون بر نمیاد ؟&lt;br /&gt;تا حالا دچار احساس نا توانی از انجام کاری شدید ؟ و بعدش شروع کنید به غر غر کردن که من نمیتونم این کار رو انجام بدم .&lt;br /&gt;اگر تنها یکی از موارد بالا برای شما جوابش مثب است ، پس لطفا به عکسهای پایین نگاه کنید .&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;/p&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SMz27Xgo9bI/AAAAAAAAAGc/cRkUgoqE2LE/s1600-h/untitled.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5245839165763417522" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 626px; CURSOR: hand; HEIGHT: 447px; TEXT-ALIGN: center" height="305" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SMz27Xgo9bI/AAAAAAAAAGc/cRkUgoqE2LE/s320/untitled.jpg" width="409" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5245839740448285666" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SMz3c0YMI-I/AAAAAAAAAGk/7XX1okodbfw/s320/dlqkow.jpg" border="0" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;من که با دیدن این تصاویر دیگه روم نمیشه که نه از انجام دان کاری احساس نا امیدی کنم و نه از اینکه،  روزگار بر وفق مرادم نیست غر بزنم . حداقلش اینه که من دو تا پا و یک دست از این دختر بیشتر دارم . بعضی موقعها لازمه که به خودمون نگاه کنیم و بخاطر بدن سالمی که داریم و از خدا تشکر کنیم و یادمون باشه که : &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;اگر از راه رفتن زیاد پاهامن درد میگیره بخاطر اینه که پاهای سالمی داریم که می تونیم راه بریم . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;اگر در دستها و انگشتانمون احساس درد و خستگی میکنیم بخاطر اینه که دستها و انگشتان سالمی داریم که میتونیم ازشون استفاده کنیم. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;اگر میتونیم بخونیم و بنویسیم کارهای خودمون رو خودومون انجام بدیم بخاطر داشتن دو تاچشم سالم است . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;و .&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;خلاصه یادمون باشه که هیچی در زندگی جای سلامتی رو نمیگیره . پس یادمون باشه که همیشه اولین چیزی که از خدا میخواهیم سلامتی برای خودمون و همه اطرافیانمون باشه.  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-7368385443422200754?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/7368385443422200754/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/09/blog-post_14.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/7368385443422200754'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/7368385443422200754'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/09/blog-post_14.html' title='به این عکسها نگاه کنید'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SMz27Xgo9bI/AAAAAAAAAGc/cRkUgoqE2LE/s72-c/untitled.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-120797570769356081</id><published>2008-09-11T12:36:00.006+04:30</published><updated>2008-10-31T20:10:06.527+03:30</updated><title type='text'>ضایع شدن مجری تلویزیون</title><content type='html'>همینجوری که تلویزیون روشن بود و داشتم کانال عوض میکردم تا یه کانالی رو پیدا کنم که یه چیزی نشون بده بجز این روحانیان محترم که دارن ملت رو 24 ساعته ارشاد میکنند ، دیدم چیزی پیدا نمیکنم . آخرش تصمیم گرفتم که از بین اونها کانال 1 رو انتخاب کنم که حداقل مجریش اون خانم خشگله برنامه خانواده است . دیدم نشسته با یه خانمی همسن مادربزرگش مصاحبه میکنه . در مورد این خانم مجری خوشگل برنامه خانواده باید عرض کنم که ایشون اگر چادر سرش نمیکرد و یه لباس خوشگل هم تنش میکرد از اون فشنهای درجه یک عالم مد میتونست باشه . تیپ و قیافش به نظر من واقعا تبارک الله احسن الخالقین داره . خلاصه ایشون که مجری برنامه تازه ها هست یه خانمی رو دعوت کرده بود که ظاهرا حامی مالی پروژه دایره المعارف تشیع بود ، همسر یک شهید و مادر یک شهید. این خانم هم از اون خانمهای مسن قدیمی و البته پولدار. از اون خانواده ای اشرافی زمان شاه. حالا نمیدونم چی شده بود که اومده بود بود شده بود حامی مالی پروژه دایره المعارف تشیع. وسط صحبتهاش هم هی از وضع مالی خوبشون حرف میزد و خونه انگلیسش و ... . لابلای حرفهاش هم هی میگفت خدای من با خدای بچه هام فرق داشت که اینجا بود که این خانم نامداری هی سعی میکرد یه لبخند ملیح بزنه و موضوع بحث رو عوض کنه. اون خانم هم باز دوباره یه دقیقه بعد میگفت خب البته خدای من با خدای بچه هام فرق داشت که دیگه این خانم نامداری نمیدونست چی بگه ، گفت خب البته شاید دیگاهتون با هم فرق داشته . ولی گاف بزرگ این خانم مجری وقتی بود که فکر کرد آره ، دیگه یه خانم با ایمان و شیعه اثنا عشری رو گیر آورده میتونه کلی از این سوالهای صد تا یه غاز ازش بپرسه . اومد اولین سوالها از سری سوالهای احساسی مذهبی رو بپرسه . پرسید خانم ... شما معمولا در زندگیتون برای چه کسی نذر میکنید و اصلا چه نذری میکنید . (اونم با یه لبخند ملیح و قیافه آرام که مثلا میخواست اوج خلوصش رو نشون بده ) . مجری هم که خانم نامداری باشه حالا منتظر بود که این خانم بگه نذر 14 معصوم میکنم و آقا امام زمان و ... . چشمتون روز بد نبینه این حاج خانم مهمان برنامه هم بدون رو دربایستی گفت من اصلا به نذر اعتقادی ندارم و اصلا در زندگیم نذر نمیکنم . این و گفت و این خانم مجری همچین خودش و جمع و جور کرد و شک بهش وارد شد که دیگه نمیدونست چی بگه ، فوری حرف رو قطع کرد و گفت : خب البته اینم یه دیدگاهه برای خودش و فوری خداحافظی کرد و برنامه تمام شد .&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;یکی نیست به اینا بگه میخوایین یکی رو دعوت کنین ازش سوالهای احساسی مذهبی بپرسین چرا قبلا باهاش هماهنگ نمیکنین که اینجوری ضایع نشین . یه نمونه دیگش هم این گزارشگران احساسی صدا و سیما هستند که مصادف با ایم خاص مذهبی و یا ملی راه میفتن تو خیابونها و از احساسات مردم گزارش تهیه میکنند . مثلا ماه رمضون که میشه گزارشگران صدا و سیما راه میفتن تو خیابون از مردم میپرسن که از اینکه روزه هستید چه احساسی دارید و یا میرن تو یه مسجدی که 4 تا بچه قد و نیم قد نشستن قرآن میخونن از بچهه میپرسن از اینکه الان داری قرآن میخونی چه احساسی داری ؟ !!! جوابهاش هم که مشخصه ؛ احساس خوبی دارم ، احساس میکنم به خدا نزدیکتر شدم و به ملکوت رسیدم و ... بعد تو اخبار ساعت 9 شب هم این گزارشها رو پخش میکنن!!!&lt;img src="file:///C:/DOCUME%7E1/HOJATZ%7E1/LOCALS%7E1/Temp/moz-screenshot-6.jpg" alt="" /&gt; &lt;img src="file:///C:/DOCUME%7E1/HOJATZ%7E1/LOCALS%7E1/Temp/moz-screenshot-5.jpg" alt="" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://azadehnamdari.blogfa.com/"&gt;یه بنده خدایی بلند شده برای این خانم نامداری یه وبلاگ درست کرده . &lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-120797570769356081?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/120797570769356081/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/09/blog-post_11.html#comment-form' title='18 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/120797570769356081'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/120797570769356081'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/09/blog-post_11.html' title='ضایع شدن مجری تلویزیون'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>18</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-7612925934511285334</id><published>2008-09-09T18:59:00.002+04:30</published><updated>2008-09-09T19:55:25.838+04:30</updated><title type='text'>بدون شرح</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;امروز بعد از ظهر داشتم برمیگشتم خونه. تو خیابون داشتم برای خودم آسه آسه قدم زنان راه میرفتم که دیدم یه 206 کنارم ترمز زد و یه خانمی که رانندش بود داره منو صدا میزنه . نگاه کردم دیدم یه دختر 14-15 ساله هم کنارش نشسته .&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;- آقا ببخشید میشه چند لحظه تشریف بیارید ؟ &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;یه لحظه با خودم فکر کردم احتمالا این از اون ماشینها ست که میگن تو خیابونها راه میفتن و مردم رو بلند میکنند . یه دفعه رگ غیرتم باد کرد (البته برای خودم) و میخواستم بهش بگم مگه خودت پدر و برادر نداری ، چرا مزاحم ناموس مردم میشی . همینجوری که رگ غیرتم باد کرده بود یهو یادم اومد که ای بابا مثل اینکه اشتباهی شده ، اونی که معمولا بلند میکنه مرد ه  و اونی که بلند میشه هم معمولا زن ه و اینجا یه چیزی به نظرم درست نمیومد ، اینکه من ... و اون .... . : دی  .  &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;خلاصه این فکر پلید رو از خودم دور کردم و گفتم حتما میخواد آدرس بپرسه (منم که مسلط به تمام مسیرهای شهر !!!) . رفتم طرفش و منتظر بودم بپرسه فلان خیابون کجاست و منم بگم مستقیم . :-) .    در پرانتز حرفهای من .  &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;- آقا ببخشید مزاحمتون شدم ، (خواهش میکنم) ، شما هم مثل برادرم (ممنون شما لطف دارید ) ، باور کنید از سر مجبوریه که دارم بهتون میگم ، اصلا نمیخواستم مزاحمتون بشم ... (ای بابا یه آدرس پرسیدن که اینقدر صغری کبری چیدن نداره !!! )  ، آقا میخواستیم بریم تا کرج بنزینمون تمام شده اگه شما لطف کنین یه 700 تومن فقط برای اینکه بنزین داشته باشیم به کرج برسیم (اینجا بود که من به این اندازه علامت تعجب بالای سرم ظاهر شد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! دیگه حرفهاش رو نمیشنیدم و ترجیح دادم اون دختر خانمی که کنارش نشسته بود رو نگاه بکنم ببینم اون چه تریپیه. ظاهرش که خیلی معمولی بود ، اصلا هم بم من نگاه نمیکرد ، فقط با نگاهی معصوم و آرام به جلوش خیره شده بود ، یه جورایی احساس کردم داره خجالت میکشه )  . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;خلاصه از اون اصرار که یه پولی بده برای بنزینم و از من انکار که ندارم . راستش داشتم ولی اصلا دلم راضی نمیشد که بهش پولی بدم . آخه یعنی چی ؟ یه 206 که دو تا خانم شیک پوش هم توش نشستند به من پیاده ، مظلوم و بی پول تو خیابون گیر بده که یه پولی بده برای بنزینم . اصلا من مونده بودم چی بهش بگم . !!! &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;آخرش هم خانمه با صدای نازکش همچین گفت :" خااااااااک تو سرررررت"  و مثل برق گازش رو گرفت و رفت و من موندم هاج و واج که این یعنی چی ؟ !!!   دوست داشتم بدوم دنبالش تو خیابون و بهش بگم خاااااک تو سر خوووودددت . حالا قیافه و تیپی هم ندارم که بگم  میخواسته من و بلند کنه ( : دی  ) . حالا اگه میخواست این کارم بکنه خوب مستقیم میگفت ، چاکرشم بودم ، اصلا یه باک بنزین هم مهمونش میکردم . واقعا قیافه من اینقدر پپه و مشنگ میزنه که اینم اومده بود سر من کلاه بزاره ؟ من که نمیتونم قبول کنم که این خانم واقعا به پول بنزینش محتاج بوده .&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;پی نوشت بی ربط : &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2008/09/080908_mg_majlis_women.shtml"&gt;بالاخره مجلس تسلیم شد و مواد جنجال برانگیزه لایحه حمایت (تزلزل) خانواده رو حذف کرد .    &lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;(این نشون میده که اگر همه با هم متحد و یکدست باشن اونها هم نمیتونن هر جور دلشون خواست افسار زندگی مردم رو بدست بگیرند . حذف این لایحه دقیقا نتیجه اعتراضها و مخالفتهای صریح جامعه زنان بود-آقایون برن یاد بگیرن ) &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2008/09/post_9082.php"&gt;این کردان وزیر کشور جدید که یادتونه، نه تنها مدرک دکتری نداره و تقلبیه بلکه الان لیسانس و فوق لیسانسش هم جعلی از آب در اومده. حتی جاسبی هم حاضر نشده مدارک این بابا رو تایید کنه از دانشگاه آزاد.  یه چیز جالبه دیگه اینکه ، کردان رفته پیش آیت الله بهجت و استخاره کرده برای سمت وزارت، و ظاهرا خوب هم اومده . مبارکه .  &lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-7612925934511285334?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/7612925934511285334/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/09/blog-post_09.html#comment-form' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/7612925934511285334'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/7612925934511285334'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/09/blog-post_09.html' title='بدون شرح'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-5308959120177572843</id><published>2008-09-03T16:09:00.007+04:30</published><updated>2008-09-03T17:29:17.661+04:30</updated><title type='text'>دلم براش تنگ شده</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SL6IjUDtD1I/AAAAAAAAAFs/ddD-TR4ihB4/s1600-h/tanhaee.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5241777156566880082" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SL6IjUDtD1I/AAAAAAAAAFs/ddD-TR4ihB4/s320/tanhaee.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;اتاقش خالیه. دیگه وقتی دلم میگیره تو اتاق خودم و میام تو اتاقش که باهاش حرف بزنم ، کسی تو اتاقش نیست ، کسی روی اون صندلی پشت اون کامپیوتر ننشسته. میام تو ، کسی نیست ، تمام وسایل اتاقش همونجوری که رفته دست نخورده باقی مونده. با اینکه اتاقش به هم ریختس ولی دستم نمیره که همین به هم ریختگی بعد از رفتنش رو به هم بزنم. (شاید حس میکنم اینجوری هنوز یه جورایی حضور داره ) . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;برادر من ، م ، 3 روز پیش برای ادامه تحصیل (کارشناسی ارشد) رفت سوئد (دانشگاه چالمرز). هیچوقت فکر نمیکردم که رفتنش اینقدر برای من سخت باشه. من خیلی به بودن در کنارش عادت کرده بودم . با اینکه بعضی موقعها با هم دعوا هم میکردیم ولی نمیدونم چرا یه جور خاصی دوستش داشتم. شاید به خاطر اینکه کوچکترین عضو خانواده ما بود . هیچوقت فکر نمیکردم به این زودی از پیش ما بره . هنوز 3 روز هم نشده که رفته ، ولی به اندازه 3 سال دلم براش تنگ شده. دیگه تو این خونه فقط خودم موندم تک و تنها . خونه ما یه زمانی خیلی شلوغ بود . ما 5 تا برادر بودیم (خواهر نداشتیم) . البته فکر نکنید 5 تا پسر تو یه خونه دیگه چه شود . فکر میکنم ما هر 5 تامون به اندازه یک پسری که تو ذهن همه هست هم آزارمون به کسی نمیرسید . هممون مثبت و ... . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;خلاصه یکی یکی این داداشای ما رفتن تا اینکه از بین همشون فقط من موندم تنها . ولی خارج رفتن این یکی یه جورایی بیشتر از بقیه آزارم داده . یه بار دیگه هم وقتی این احساس سراغ من اومده بود که او یکی داداشم داشت میرفت کانادا . یادمه بعد از رفتن اون هم وقتی خونه خلوت شد ، نشستم برای خودم کلی گریه کردم . (این پسر عموهای من حق دارن من و دست میندازن که احساساتم لطیفه !!!) . خلاصه که نمیدونم چی کار کنم ، به هر چیزی که تو خونه نگاه میکنم جای خالیش رو حس میکنم . دیگه تا مدتها اتاقش و خونه همینجوری خالی میمونه . دیگه تا مدتها صدای آهنگهای رپ فارسی از اتاقش نمیاد . دیگه من سر کی داد بزنم که صدای اون آهنگ رو کم کن . :-( . دیگه انتظار این که کلید رو دردر بچرخونه و بیاد تو هم فایده نداره ، چون کلیدش رو اینجا جا گداشته و رفته ... :-( . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;موقع رفتنش تو فرودگاه وقتی لحظه خداحافظی رسید ، اینقدر بغض گلوم رو گرفته بود و اشک تو چشمام جمع شده بود که حتی جرات نکردم بغلش کنم ، ترسیدم بغضم جلوی همه بترکه و اون وقت کی دیگه جلوی من رو میگرفت . :- . فقط سرم انداختم پایین و باهاش دست دادم . تا اون لحظه باورم نمیشد که داره میره ، ولی یک لحظه باورم شد که دیگه جدی جدی داره میره . داره میره جایی که خیلی از ما دوره . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;چه میشه کرد هر کسی یه روزی باید از پیش خانوادش بره . تا بوده ، همین بوده که آدمها برای همیشه در کنار هم نمیمونن . حتی اعضای یک خانواده هم هر کدومشون یه روزی باید برن و برای خودشون زندگی مستقلی رو تشکیل بدن . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;امیدوارم ، م ، ما هم هر جا که هست موفق و شاد و سلامت باشه . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;هیچ وقت فکر نمیکردم برای رفتنش اینقدر دلتنگ بشم و اشکم در بیاد . جاش تو خونه خیلی خالیه ، امیدوارم بتونم هرچه زودتر به این وضعیت عادت کنم . &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-5308959120177572843?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/5308959120177572843/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/09/blog-post.html#comment-form' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/5308959120177572843'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/5308959120177572843'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/09/blog-post.html' title='دلم براش تنگ شده'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SL6IjUDtD1I/AAAAAAAAAFs/ddD-TR4ihB4/s72-c/tanhaee.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-2365004304772288686</id><published>2008-08-24T23:38:00.007+04:30</published><updated>2008-08-25T02:12:43.469+04:30</updated><title type='text'>دلتنگیهای من</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SLHS9RoKhyI/AAAAAAAAAFE/W7Uj3_qnK3I/s1600-h/untitled.bmp"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5238199791754315554" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" height="249" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SLHS9RoKhyI/AAAAAAAAAFE/W7Uj3_qnK3I/s320/untitled.bmp" width="222" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; دلم گرفته . حالم خرابه. بی حوصلم . حوصله هیچ کسی و هیچ چیزی رو ندارم . دلم میخواد گریه کنم . :-( &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;میرم یاهو مسنجر رو باز میکنم شاید کسی باشه یخورده باهاش حرف بزنم . از 61 نفری که اونجا دارم یک نفر چراغش روشن نیست . چراغ همه خاموشه . یه خورده به صفحه یاهو مسنجرم نگاه میکنم از بالا تا پایین، دلم بیشتر میگیره ، مثل اینکه اینها هم روشون رو از من برگردوندن . :-( . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;میرم سایت یاهو رو باز میکنم ، وارد Games میشم یخورده از این بازیهای آنلاین بکنم شاید یکم فراموش کنم. کلیک میکنم ، یه صفحه باز میشه بعد از چند لحظه خطای جاوا میگیره ، میگه دستگاهت جاوا نداره . یعنی نمیتونم بازی کنم . یه خورده باهاش ور میرم ، ولی نمیشه . اعصابم خرابتر میشه. :-( &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;میخوام برم خبر بخونم ، هر کاری میکنم دستم نمیره یه سایت خبری باز کنم، میدونم که هر چی رو باز کنم بخونم بجزاعصاب خوردی و جنگ و دعوا چیزی نیست . بی خیالش میشم. :-( &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;زل میزنم به مانیتور . با خودم میگم برم وبلاگ گردی ، یه وبلاگ باز میکنم ، شروع میکنم به خوندن ، میخونم ولی فقط چشمهام روی کلمات حرکت میکنند. مغزم همراهی نمیکنه داره برای خودش در دنیای دیگه ای سیر میکنه. چشمم کلمات روبروم رو میخونه ولی مغزم داره تمام اتفاقات این چند روز گذشته رو مرور میکنه. :-( &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;همیشه شنیدم که میگن خانواده محل آرامش و امنیته. آرامش ، چه کلمه غریبی ، چرا من پیداش نمیکنم. چرا خانواده من این حس رو به من نمیده ؟ نه تنها نمیده بلکه برعکسش رو هم میده. احساس میکنم که خانواده من دیگه کارکرد مفیدش رو از دست داده.!!! :-( &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;واقعا آشفتم، نگرانم ، دلم میخواد گریه کنم . آره ، دلم میخواد گریه کنم، اونم با صدای بلند . دلم میخواد یکی باشه که بهش اعتماد کنم و براش حرف بزنم ، شاید هم سرم و بزارم رو شونه هاش و گریه کنم. شاید اینجوری آرومتر بشم. انکار نمیکنم که الان واقعا دوست دارم اون طرفم یه جنس مخالف (یه دختر باشه) . چرا دروغ بگم ، آره دوست دارم یه دختر باشه ، یکی که دوسش داشته باشم . سرم و بزارم رو شونه هاش و ... . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;دلم میخواد برم یه جایی که هیچ کس نباشه، من باشم و تو (تویی که هنوز نمیدونم کی هستی و کجایی !!! اصلا نمیدونم منم در این دنیا کسی رو دارم یا نه) . (ترجیحا از این جزیره های یه نخلی وسط اقیانوس ) . جایی که دست هیچکس به من نرسه. دلم نمیخواد دیگه به چیزی فکر کنم . دیگه خسته شدم از اینهمه تنش :-( . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;همچین جایی رو برای خودم تصور میکنم ، ولی ... ، فوری ابرهای بالای سرم رو به هم میریزم. آخه میدونم که نمیتونم خودم رو گول بزنم و از واقعیت فرار کنم . یه کسایی هستن در زندگی که خودمون انتخابشون میکنیم برای معاشرت و رفت و آمد. یعنی کاملا دست خودمونه که تا وقتی با یه نفر احساس آرامش میکنیم باهاش بمونیم و اگر روزی احساس کنیم که بودن با اون شخص برامون دیگه جذاب نیست ولش میکنیم. مثل گروه دوستان . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;ولی تا حالا شنیدین که کسی خودش پدر و مادر و خواهر و برادرش رو خودش انتخاب کرده باشه ؟!!! اینها دیگه انتخابی نیست چیزی که به هر حال به آدم تحمیل شدن. کسانی هستن که در تمام دنیا و تاریخ یه دونش رو از هر کدوم داری و قابل تعویض و پس دادن هم نیستن. یعنی دیگه پدر یا مادر یا خواهر یا برادر دوست آدم نیستن که بگیم بی خیالش میشیم یا ولش میکنیم . تنها کاری که میتونی بکنی تحمله و پیدا کردن راه حلی برای سازش. ولی وای به روزی که دیگه این جمع نتونه با هم کنار بیاد. انوقته که دیگه ... :-( &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;ای کاش الان کنارم بودی ، ای کاش بودی و در بغلت گریه میکردم . ای کاش بودی ... &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;احساس بدی دارم. شاید اینها نتیجه گناهان من باشه. (حتما گناهم خیلی کبیره بوده . )&lt;br /&gt;صبح که از خواب پا میشم همش منتظر یه اتفاق بدم. خیلی احساس بدیه. خدا کنه شما تجربه نکنید.&lt;br /&gt;ای کاش بودی و دستهات رو میگرفتم شاید کمی احساس آرامش میکردم. فکر میکنی من و تو میتونیم با هم احساس آرامش کنیم ؟ در کنار هم . واقعا چرا باید دو نفر که همدیگه رو دوست ندارن و از بودن در کنار هم خوشحال نیستن یه نفر و یا چند نفر دیگه رو خودخواهانه به جمع غم انگیز دو نفره خودشون وارد کنند؟ آخه اونها چه گناهی کردن. اونها هم ناخواسته و از همه جا بیخبر یهو وارد بازیی میشن که خودشون شروع نکردن ولی مجبورن ادامش بدن . به نظر من خیلی ظالمانست. :-( &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SLHUQ3MfzGI/AAAAAAAAAFk/2EnziThyUhY/s1600-h/love.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5238201227767958626" style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; CURSOR: hand" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SLHUQ3MfzGI/AAAAAAAAAFk/2EnziThyUhY/s320/love.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;ای کاش بودی ، شاید در کنار تو آرامش پیدا میکردم . دلم میخواد نوازشم کنی و من هم نوازشت کنم. دلم میخواد تو رو داشته باشم ، ولی هنوز نمیدونم کی هستی و کجایی . بعضی وقتها با خودم میگم شاید تو ... باشی. :-&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;دیشب یه خواب عجیبی دیدم، خواب دیدم که بشقاب پرنده های غیر زمینی در آسمان ظاهر شدن که سه تا پا داشتن . همشون کنار هم حرکت میکردن. یه دفعه نمیدونم چی شد که همشون یه آرایش خاصی گرفتن و شروع کردن با اشعه هاشون یه چیزهایی رو در زمین هدف گرفتن . یهو احساسا کردم توجه همشون به سمت من جلب شده . کاملا یادم هست که در خواب خیلی ترسیدم ، فرار کردم رفتم یه گوشه اتاق قایم شدم. ولی قبل از اینکه بتونم خوب قایم بشم ، منو هدف گرفتن ، با اشعه شون من و زدن . در خواب احساس کردم که دیگه مردم .... یهو از خواب پریدم. یه احساس غریبی داشتم . چند لحظه فکر میکردم واقعا مردم . پتو رو کنار زدم و سعی کردم بالشتم رو لمس کنم ، فهمیدم هنوز زندم ... ولی تمام روز یه احساس عجیبی همراه من بود . فکر میکردم مردم و زنده شدم . بعضی وقتها تو خیابون فکر میکردم که کسی من رو نمبینه چون یه روحم . :- &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-2365004304772288686?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/2365004304772288686/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/08/blog-post_24.html#comment-form' title='23 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/2365004304772288686'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/2365004304772288686'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/08/blog-post_24.html' title='دلتنگیهای من'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SLHS9RoKhyI/AAAAAAAAAFE/W7Uj3_qnK3I/s72-c/untitled.bmp' height='72' width='72'/><thr:total>23</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-8775124229129590503</id><published>2008-08-16T22:33:00.004+04:30</published><updated>2008-08-16T23:00:21.524+04:30</updated><title type='text'>فال حافظ</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;دیروز تو خیابون رد میشدم دیدم یه آقای داره فال حافظ میفروشه. یکم با خودم فکر کردم بخرم یا نخرم و رد شدم رفتم. یکیم رفتم جلو پشیمون شدم با خودم فکر کردم بد نیست یه بار برای خودم بخرم، کسی رو که ندارم براش بخرم یا برام بخره (این از پخمه ایمونه دیگه ). خلاصه رفتم از آقاهه یکی خریدم، گفتم چند؟ گفت هر چی دوست داری بده، منم که قیمتش دستم نبود تا حالا نخریده بودم یه 100 تومنی بهش دادم، دیم چپ نگاه میکنه و گفت: " 200 تومن میشه" . من مونده بودم این که گفت هر چی دوست داری بده، خب از ول میگفت 200 تومن من میدادم!!! اینم محتویات فال ما :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من که از آتش دل چون خم می در جوشم&lt;br /&gt;مهر بر لب زده خون میخورم و خاموشم&lt;br /&gt;پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت&lt;br /&gt;من چرا ملک جهان را به جویی نفروشم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تفسیر : شما شخص سخاوتمند و با گذشتی هستید آنقدر زیاد که خود نیز تهی دست میشوید (&lt;span style="color:#006600;"&gt;ای بابا این حافظ هم یه نظر ما رو تو خیابون دید فهمید ما تهی دستیم، یعنی اینقدر تابلو هستم ؟ !! حافظ جان، ما تهی دست نمیشویم، شدیم و رفت&lt;/span&gt; ) ، اینجاست که خداوند باری تعالی به کمک شما میآید (&lt;span style="color:#006600;"&gt;خدایا غیر از خودت به دادم برسی&lt;/span&gt; ) ، میگویند هر دست که بدهی از همان دست پس میگیری (حالا اگر با هیچکدوم از دستامون به کسی چیزی نداده باشیم چی ؟ !! ) ، مسافرتی در پیش داری که نفع زیادی از آن به شما میرسد (&lt;span style="color:#006600;"&gt;والا تا الان که مسافرتی در پیش نداریم که ، مگر اینکه خدا کمک کنه و یه مسافرتی بریم &lt;/span&gt;) ، در عبادت خدا کاهلی نکن (&lt;span style="color:#006600;"&gt;چشم !!&lt;/span&gt;) .&lt;br /&gt;فقط من نفهمیدم اون تیکه مسافرت و ... از کجای اون دو بیت شعر نتیجه گرفته شده !!!&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-8775124229129590503?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/8775124229129590503/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/08/blog-post_16.html#comment-form' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/8775124229129590503'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/8775124229129590503'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/08/blog-post_16.html' title='فال حافظ'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-6950238476956329951</id><published>2008-08-13T14:37:00.004+04:30</published><updated>2008-08-16T23:03:23.374+04:30</updated><title type='text'>چهره واقعی زهرا اچ بی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;امروز رفته بودم دانشگاه و طبیعتا مثل همیشه سری هم به سایت کامپیوتر زدم. خب وسط تابستون بود و به دلیل تعطیلات تابستونی سایت از همیشه خلوتتر بود . دیدم چند تا کامپیوتر خالی اونجا هست. یه دفعه یه فکری به ذهنم رسید . فکر کردم چطوره که چک کنم ببین از اینجا میشه برای زهرا اچ بی کامنت گذاشت یا نه (نه اینکه فکر کنین کشته مرده کامنت گذاشتن براش باشم ، فقط میخواستم ببینم واقعا آی پی اینترنت من رو در خونه فیلتر کرده یا نه ) . خلاصه یه کامنت بلند بالا آماده کردم و با همون مشخصات همیشگی خودم براش فرستادم . دیدم باز هم همچین پیامی ظاهر شد : "&lt;span style="FONT-STYLE: italic"&gt;کامنت شما در انتظار تایید قرار دارد&lt;/span&gt;" . تعجب کردم ، آخه ممکنه آی پی دستگاه خونه من رو فیلتر کرده باشه ولی آی پی کامپیوتر غیره ای رو که نداره . فکر کردم شاید نسبت به اسم و آدرس وبلاگم حساسه . حذفش کردم آدرس وبلاگ رو حذف کردم و "حجت" رو هم ایجوری نوشتم ، "ح.ج.ت" . باز هم دیدم همون پیام قبلی اومد . باز هم با خودم فکر کردم شاید ردم رو از کامنت قبلی گرفته و آی پی این دستگاه رو هم فیلتر کرده . رفتم پشت یه دستگاه دیگه نشستم و همون کامنت رو با اسم جعلی فرستادم ، دیدم نخیر باز هم تایید نشد . دیگه به تنها چیزی که میتونستم شک کنم فیلتر کلمات بود که به شیوه مسخره ای در کامنت دونی این بانو استفاده شده . اولش فکر کردم که نکنه فحشی چیزی دادم به حضرت خانم که کامنت دونیش اینجوری عکس العمل نشون میده. خلاصه هر چی گشتم نه فحش رکیکی پیدا کردم و نه اصلا فحشی . دنبال کلمات شک بر انگیز گشتم ، گفتم نکنه شاید به بعضی از کلمات حساس باشه. در ضمن برای امتحان دو خط اول کامنتم رو جداگانه با اسم جعلی فرستادم دیدم دوباره در انتظار تایید قرار گرفت. ایندفعه پیش خودم گفتم خب شاید چند دقیقه دیگه این سیستم هوشمند کامنت دونیش وقتی ببینه حرف بی ربطی نزدم تاییدش کنه . خلاصه 5-6 دقیقه منتظر شدم بعد دوباره صفحه رو رفرش کردم . فکر میکنید چی دیدم ؟ هر چی کامنت گذاشته بودم حذف شده بود. ایندفعه دیگه خیلی کنجکاو شدم ، مصمم شدم تا این راز رو کشف رمز کنم. اون دو خط رو بیشتر گشتم در پی کلمات شبهه بر انگیز . (مثل اینکه میخواستم در سایت سازمان اطلاعات و امنیت کامنت بزارم!!) . دو تا کلمه به چشمم خورد ، "ترور " و "خرابکارانه" . دوتاش رو اینجوری عوض کردم "ط.ر.و.ر" و "خر.اب.کار.ان.ه" . مطمئن بودم ایدفعه دیگه تایید میشه . ولی باز هم نشد . ایندفعه تصمیم گرفتم همین دو خط کامنت رو از دستگاه دیگه ای بفرستم. باز هم نشد . به کلمه "خرابکارانه" دقت کردم ، گفتم شاید داره از "خر" اولش ایراد میگیره !!! "خر" رو هم اینجوری نوشتم ، "خ.ر" . باز هم نشد . دیگه اعصابم خرد شده بود . (اوضاع این کامنت دونی خیلی خرابتر از اون چیزی بود که فکر میکردم ). خیلی حساس شده بودم ، یه کامنت دیگه با یه محتوای کاملا متفاوت و با یه نام متفاوت نوشتم (البته بار هم مخالف نظر اچ بی ) و فرستادم . ایدفعه تایید شد و اومد جزو کامنتها . اینجا بود که فهمیدم یک کلمه ای او وسطها هست که کامنت دونی زهرا اچ بی یا تعبیر سکسی و جنسی ازش میکنه و یا تعبیر فحشناک .&lt;br /&gt;کلمه به کلمه و ایندفعه با ذهنیت کلمات سکسی متن رو خوندم. فکر میکنید چی پیدا کردم . " ترور کرده " خب من "ترور" رو که قبلا به هم ریخته بودم ، مونده بود کلمه "کرده" . اینجا بود که به این اندازه علامت تعجب بالای سرم بوجود اومد (!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)&lt;br /&gt;تصورش رو بکنید ، ذهنیت این خانم چقدر باید کثیف باشه که در متنی که هیچ ربطی رفتار جنسی نداره چنین خطایی میگیره . (تصور میفرمایید ، ایشون در ذهنیت خودشون پر از فحش رکیک و کثیفه، اونوقت فکر نمیکنید حق داشته باشند که هر نوشته معمولی ما رو پر از فحش ببینند ؟ !!) (یادمه یک بار دیگه هم هر کاری کردم کامنتم تایید نشد ، آخرش فهمیدم در جایی نوشتم "تکان خوردن" و خطایی که میگرفت این بود که کلمه "تکان" باحذدف ت به "کان " میشد. که البته بعدشم خوردن بود که دیگه فاجعه میشه اگر به دید ... نگاش کنی ) . خلاصه من این کلمه رو هم تغییر دادم و خوشحال از اینکه از شد فیلتر این خانم گذشتم . خب کامنتم تایید شد . ولی باز هم مطمئن نبودم . کامپیوتر (رایانه) چهارم رو انتخاب کردم و دوباره و دوباره وبلاگ اچ بی رو باز کردم (البته 5 دقیقه بعد ) . فکر میکنید چی دیدم ؟ &lt;span style="FONT-WEIGHT: bold; COLOR: rgb(204,0,0)"&gt;کل کامنتهام حذف شده بود، چه اونهایی که به اسم خودم بود چه اونهایی که با نام جعلی و با محتوای مخالفت بود. &lt;/span&gt;&lt;span style="COLOR: rgb(204,0,0)"&gt;&lt;span style="COLOR: rgb(0,0,0)"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;شما بودید چه نتیجه می گرفتید ؟ و اما من یه چیزی فهمیدم . کامنتها در چندین مرحله فیلتر میشه :&lt;br /&gt;1 ) اول چک میکنه که آیا آی پی شما جزو افراد فیلتر شده است یا نه . &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="FONT-WEIGHT: bold; COLOR: rgb(204,0,0)"&gt;&lt;span style="COLOR: rgb(0,0,0)"&gt;&lt;span style="FONT-WEIGHT: bold"&gt;&lt;br /&gt;2 ) اگر نه ، چک میکنه که کلمات با محتوای سکسی و یا فحشناک در بین کلمات شما مستتر نشده باشه . (مثل "تکان خوردن" ، "ترور کرده" و کلماتی از این دست) .&lt;br /&gt;3 ) اگر از دو مرحله بالا عبور کردید ، اینجاست که یک نیروی انسانی وارد عمل میشه و تا جایی که میتونه کامنتهی با محتوای مخالف رو حذف میکنه . من این رو امروز به شخصه امتحان کردم ، از 4 تا کامپیوتر متفاوت 4 تا کامنت متفاوت گذاشتم اول تایید شدن ولی بعد از چند دقیقه حذف شدن .&lt;br /&gt;آیا زهرا اچ بی تمام مدت بالای سر وبلاگش نشسته و همه کامنتها رو چک میکنه ؟&lt;br /&gt;آیا کسی براش این کار رو انجام میده ؟ به هر صورت کار بسیار کثیفیه .&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.zahra-hb.com/1387/05/22/weblogs-up-and-down/#comment-27740"&gt;اچ بی&lt;/a&gt; در یکی از کامنتهایش میگوید : "&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="FONT-STYLE: italic"&gt;من مشکلی برای بحث با مخالفینم نمی بینم ترجیح میدم در یک فضایی آرام همه با هم بحث کنن ولی نه اینکه شعور همدیگه رو زیر سوال ببرن&lt;/span&gt;&lt;span style="FONT-WEIGHT: bold; COLOR: rgb(204,0,0)"&gt;&lt;span style="COLOR: rgb(0,0,0)"&gt;&lt;span style="FONT-WEIGHT: bold"&gt;" . آیا اینگونه جملات بجز عوامفریبی است ؟ آیا ایشان واقعا به حرفی که زده اند اعتقاد دارند ؟ ایشان با چه مجوزی کامنتهای مخالف را حذف میکند . آی پی من را میداند ، اسم من را میداند ، و کامنت من را عمدا حدف میکند قبول . آن کامنتهایی را که از کامپیوترهای دیگر و با نامهای دیگری گذاشتم را چرا حذف کرد ؟ (اتفاقا عمدا این کار را کردم) . ایشان از کل کامنت من که بیش از 20 خط بوده تنها یک جمله را نگه داشته است . کامنتی که من به نام "بی نام" در &lt;a href="http://www.zahra-hb.com/1387/05/22/weblogs-up-and-down/#comment-27838"&gt;اینجا&lt;/a&gt; گذاشته ام. ایشان فقط چنین کامنتهایی را تایید میکند : "&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="COLOR: rgb(192,192,192)"&gt;سلام عزیزم&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="COLOR: rgb(192,192,192)"&gt;من یکی از طرفدارها ی وبلاگ زیبای تو هستم&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="COLOR: rgb(192,192,192)"&gt;ولی یه انتقاد : فکر نمی کنی داری زیاد به سیاست می پردازی؟!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="COLOR: rgb(192,192,192)"&gt;مرسی&lt;/span&gt;&lt;span style="FONT-WEIGHT: bold; COLOR: rgb(204,0,0)"&gt;&lt;span style="COLOR: rgb(0,0,0)"&gt;&lt;span style="FONT-WEIGHT: bold"&gt;&lt;span style="COLOR: rgb(192,192,192)"&gt;" &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;این نوشته فقط برای نشان دادن چهره واقعی زهرا اچ بی وبلاگستان است که هستند کسانی که برای او اینچنین دلسوزی میکنند .&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;p style="COLOR: rgb(192,192,192)"&gt;متاسفم از جوی که علیهت راه افتاده تو وبلاگستان زهرا جان تو شخصیت قابل احترامی داری با این که با برخی از عقایدت موافق نیستم اما از صمیم دل برات آرزوی موفقیت می کنم. به نظر من این زیبایی قلم و حقیقت نوشته هست که به یه وبلاگ ارزش می ده نه ورد پرس و بلاگفایی بودنش.&lt;/p&gt;کامنت اصلی من رو که ایشون حذف کردند رو از&lt;a href="http://persian.kamangir.net/?p=3504#comment-15122"&gt; اینجا بخونید&lt;/a&gt; . &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-6950238476956329951?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/6950238476956329951/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/08/blog-post_13.html#comment-form' title='6 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/6950238476956329951'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/6950238476956329951'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/08/blog-post_13.html' title='چهره واقعی زهرا اچ بی'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>6</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-3122350316188370153</id><published>2008-08-12T17:06:00.008+04:30</published><updated>2008-08-13T02:28:53.778+04:30</updated><title type='text'>دروغ بزرگ "کردان"</title><content type='html'>&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;همین چند روز پیش بود که احمدینژاد 3 وزیر خودش رو به مجلس معرفی کرد تا مجلس به اونها رای اعتماد بده !!!  مجلس هم ظاهرا به وظایف قانونیش عمل کرده و به هر سه تا گزینه پیشنهادی آقای ریسجمهور رای اعتماد داده .  اما این وسط یه مورد خیلی سرو صدا کرد . رای اعتماد مجلس به&lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: bold;font-size:100%;" &gt; کردان&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; ، گزینه پیشنهادی برای وزارت کشور.  ظاهرا آقای کردان یک مدرک دکتری جعلی برای مجلس نشینان رو کرده و آقای حسینیان این اصول گرای سرسخت رو &lt;a href="http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=727635"&gt;اینچنین آشفته کرده&lt;/a&gt; . جالب اینجاست که بنا به گفته آقای زاکانی (نماینده تهران) مدرک فوق لیسانس جناب کردان هم ایراد داره .&lt;a href="http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8705151070"&gt; زاکانی میگ&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8705151070"&gt;وید&lt;/a&gt; : " &lt;span style="font-style: italic;"&gt;زماني كه من سئوال كردم كي فوق‌ ليسانس خود را شروع كرديد و كي به اتمام رسانديد &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: bold; font-style: italic;font-size:100%;" &gt;در مدت زمان تحصيل خودشان هم ترديد داشتند&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-style: italic;"&gt;. البته ذكر مي‌كرد مجموعه‌اي كه من درس خواندم وزارت علوم اساسا از بنيان قبول دارد.&lt;/span&gt;"    . نکته بسیار جالبتر اینکه ظاهرا ایشون با مدرک فوق دیپلم سمت هیات علمی دانشگاه رو هم میگیرن . (از عجایب روزگار که فقط ممکنه در ایران اتفاق بیفته) .  خب تا اینجای کار ایشون نه مدرک فوق لیسانس درست حسابی داره و نه دکتری . نه تنها دکتری نداره بلکه &lt;a href="http://www.alef.ir/content/view/30946/"&gt;جعلی هم هست&lt;/a&gt; . اما نکته بسیار جالب توجه و تامل برانگیز در اینجا اینه که ایشون چطور رای اعتماد گرفتن از مجلس!! اینطور که از شواهد برمیاد آقای احمدینژاد در مجلس برای تحریک احساسات نمایندگان و رای آوری صد درصد وزرای پیشنهادی جمله ای رو از رهبری به این مضمون&lt;a href="http://www.kayhannews.ir/870516/2.htm#other200"&gt; نقل قول میکنند &lt;/a&gt;: "&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;a  style="font-style: italic;font-family:arial;" name="other200"&gt;&lt;span style=""&gt;من خدمت آقا گفتم كه مي خواهم اين سه نفر را معرفي كنم، ايشان فرمودند چقدر شناخت داريد، ويژگي ها و سوابق را براي ايشان گفتم. ايشان نيز موافقت كردند و فرمودند برويد براي رأي آوري آنها تلاش كنيد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;" . &lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:arial;font-size:100%;"  &gt; خب اصولا وقتی چنین نقل قولی از رهبری برای نماینذگان ذوب شده در ولایت نقل میشه باید هم انتظار داشت که به وزرا رای اعتماد بدن. ظاهرا آقای احمدینژاد دیگه خوب بلده با احساسات نمایندگان ذوب شده در ولایت بازیکنه ، میدونه که اینها در مقابل امر ولی فقیه عقل از کف میدهند و دست زبانشان فقط به فرمان معظم له حرکت میکند. حالا دیگر فرقی نمیکند که آقای کردان مدرک داشته باشد یا نداشته باشد، جعلی باشد یا نباشد ، دروغ گفته باشد یا نگفته باشد. من با نمیاندگان اکثریت یا همان اصولگزایان کاری ندارم، تعجب من از نمیایندگان به اصطلاح اصلاح طلب است که اینهمه سنگشان را به سینه میزدند که ب&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:arial;font-size:100%;"  &gt;روید به آنها رای بدهید. خب ما که رای ندادیم ، شما که را&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:arial;font-size:100%;"  &gt;ی دادید چه شد؟ چرا نمیندگان شما سکوت مرگ گرفته اند. آیا وقتش نشده که 2 کلمه حرف بزنند تا حداقل  صدایشان را بشنویم و بگوییم زنده اند و نفس میکشند؟ واقعا این اصلاح طلبان با چه رویی &lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:arial;font-size:100%;"  &gt;دوباره میخواهند از مردم رای بگیرند؟  اینجاست که من از &lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:arial;font-size:100%;"  &gt;شرکت نکردن در انتخابات مجلس احساس رضایت میکنم و احساسا میکنم رایم را برای اینان حرام نکرده ام.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:arial;font-size:100%;"  &gt;اما ایندفعه آش اینقدر شور بوده که &lt;a href="http://www.kayhannews.ir/870516/2.htm#other200"&gt;صدای حسین شریعتمدا&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:arial;font-size:100%;"  &gt;&lt;a href="http://www.kayhannews.ir/870516/2.htm#other200"&gt;ری&lt;/a&gt; (سردبیر روزنامه کیهان) را هم درآورده و ادعا میکن&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:arial;font-size:100%;"  &gt;د : " &lt;/span&gt;&lt;span style="font-style: italic;font-family:arial;font-size:100%;"  &gt;&lt;a name="other200"&gt;مطابق اطلاع دقيق و موثق نگارنده، آقا درباره يكي از سه وزير پيشنهادي نظر موافق نداده اند، بلكه فقط فرموده اند«مخالفتي ندارم&lt;/a&gt;&lt;a name="other200"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-style: italic;font-family:arial;font-size:100%;"  &gt;&lt;a name="other200"&gt;»&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:arial;font-size:100%;"  &gt;&lt;a name="other200"&gt;" .  و اما ببینی&lt;/a&gt;&lt;a name="other200"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:arial;font-size:100%;"  &gt;&lt;a name="other200"&gt;د ب&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8705160700"&gt;یانیه دفتر رهبری&lt;/a&gt; رو در تایید حرفهای ریسج&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;مهور که میگوید : "&lt;/span&gt;&lt;a style="font-style: italic;" name="other200"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;قل قو&lt;/span&gt;ل جناب آقاي رئيس جمهور از&lt;/a&gt;&lt;a style="font-style: italic;" name="other200"&gt; مقام معظم رهبري (مد ظله العالي) در رابطه با بعضي از ا&lt;/a&gt;&lt;a style="font-style: italic;" name="other200"&gt;عضاي پيشنهادي مربوط به كابينه، با توجه به مجموعه مذا&lt;/a&gt;&lt;a name="other200"&gt;&lt;span style="font-style: italic;"&gt;كراتي كه در اين مورد صورت گرفته است، خلاف واقع نيست و مضمون آنچه ايشان ذكر كرده اند، همان "عدم مخالفت" است.&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;a name="other200"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;" .&lt;span style="font-family:arial;"&gt; خب این وسط ما باید حرفهای احمدینژاد رو&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a style="font-family: arial;" name="other200"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:arial;font-size:100%;"  &gt;&lt;a name="other200"&gt;&lt;span style=""&gt; باور کنیم باور کنیم یا شریعتمداری رو ، بالاخر&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name="other200"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:arial;font-size:100%;"  &gt;&lt;a name="other200"&gt;&lt;span style=""&gt;ه یک نفر این وسط دروغ گفته دیگه ، نه ؟   جالبه که شریعتمداری بلافاصله بعد از این بیانیه &lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style=""&gt;&lt;a href="http://www.kayhannews.ir/870517/2.htm#other204"&gt;حرفش رو پس میگیرد و میگوید&lt;/a&gt; : "&lt;span style="font-style: italic;"&gt;گ&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;a style="font-style: italic;" name="other200"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-style: italic;font-family:arial;font-size:100%;"  &gt;&lt;a name="other204"&gt;&lt;span style=""&gt;لايه ديروز نگارنده -آنگونه كه در يادداشت آمده بود- از ارادت اينجانب به برادر عزيزم دكتراحمدي نژاد نمي كاهد و بدخواهاني كه در اين ميان دندان تفرقه برهم مي سايند بايد بدانند كه ژاژ مي خايند&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:arial;font-size:100%;"  &gt;&lt;a name="other200"&gt;&lt;span style=""&gt;" .   بالاخره ما دم خروس رو باور کنیم یا قسم حضرت عباس رو ؟ !!! (شرعتمداری یا در مطلب قبلیش دروغ گفته و یا در این مطلب جدیدش ) . &lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;a style="font-family: arial;" name="other200"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:arial;font-size:100%;"  &gt;&lt;a name="other200"&gt;&lt;span style=""&gt;اما در مورد مدرک جعلی آقای کردان . فکر نمی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name="other200"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:arial;font-size:100%;"  &gt;&lt;a name="other200"&gt;&lt;span style=""&gt;کنم تا حالا تردیدی باقی مونده باشه که این مدرک جعلی بوده خصوصا با ت&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style=""&gt;&lt;a href="http://www.alef.ir/content/view/30946/"&gt;کذبیه ای که دانشگاه آکسفورد ارائه کرده&lt;/a&gt;. تا حالا در مدرک جناب آفای کردان ب&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2008/08/_20_2.php"&gt;یش از بیست مورد اشتباه &lt;/a&gt;فاحش کشف شده. از غلطهای دستوری گرفته تا غلطهای تایپی و نگارشی و ... .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:arial;font-size:100%;"  &gt;&lt;span style=""&gt;و اما حالا که به همت سایت "الف" و پیگیریهای مستمرش جعلی بودن مدرک دکترای جناب آفای کردان قطعی شده ، آقای لاریجانی تازه یادشون اومده که بعد از رای اعتماد چند روز پیش به ایشون برن &lt;a href="http://www.tabnak.ir/pages/?cid=15275"&gt;درباره مدرک آقای کردان تحقیق کنند.&lt;/a&gt; اما آقای لاریجانی تحقیق و تفحص درباره مدرک آقای کردان رو به چه کسی سپرده، &lt;a href="http://www.autnews.eu/archives/1386,05,0004286"&gt;آقای زاهدی وزیر علوم&lt;/a&gt; که خودش هم سوابقی روشنتر از آقای کردان در جعل مردک نداره. بنا به گزارش خبرنامه "امیرکبیر" : "&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:arial;font-size:100%;"  &gt;&lt;span style="font-style: italic;"&gt;و&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:arial;font-size:100%;"  &gt;&lt;span style="font-style: italic;"&gt;قتی محمد مهدی زاهدی ادعا کرد که از سوی کمبریج به عنوان « نابغه ریاضی قرن» معرفی شده است، عماد افروغ نماینده اصولگرای مجلس که در آن روزها طرفدار احمدی نژاد بود، به این&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:arial;font-size:100%;"  &gt;&lt;span style="font-style: italic;"&gt; سابقه علمی شک کرد. وی گفته بود که در سال های&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:arial;font-size:100%;"  &gt;&lt;span style="font-style: italic;"&gt; ۱۹۹۷- ۹۸ به عنوان مرد علمی سال انتخاب شده است. نشریه روزآنلاین همزمان اطلاعاتی را به چاپ رساند که برآن اساس « مرکز بین المللی کمبریج» که هیچ ربطی به دانشگاه معروف کمبریج ندارد، در قبال دریافت مبلغ ۱۹۵ دلار هرکسی را به عنوان مرد سال علم معرفی می کند و در صورتی که بخواهد نام وی روی نقره حک شود، ۳۶۰ دلار می گیرد. معلوم شد که وزیر علوم جدید آگهی چاپ نامش را به مرکز بین المللی تجاری شهر کمبریج در قبال پول آگهی داده است.&lt;/span&gt; " .&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:arial;font-size:100%;"  &gt;نمیدونم شما به گوسفند اعتقاد دارین یا نه ولی من فکر&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt; میکنم که جناب آقای احمدینژاد و کل سیستم حکومتی ایران مردم رو گوسفند حساب کردند با این کارهاشون. آیا واقعا این توهین به ملت نیست که اینچنین افرادی رو در بالاترین مناسب مملکتی قرار میدن ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;این هم مدرک جعلی آقای کردان وزیر محترم کشور ، ا&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;مبن مردم و تامین کننده امنیت و آسایش کشور :&lt;/span&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SKH8Q-PbP7I/AAAAAAAAAE0/vSe8Wf_68Xg/s1600-h/kor_final1.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer; width: 450px; height: 565px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SKH8Q-PbP7I/AAAAAAAAAE0/vSe8Wf_68Xg/s320/kor_final1.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5233741610497032114" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;این رو داشته باشید :&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 0);"&gt;ماده 527 قانون مجازات اسلامی ـ هر کس مدارک اشتغال به تحصیل یا فارغ التحصیلی یا تاییدیه یا ریز نمرات تحصیلی دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی و تحقیقاتی داخل یا خارج از کشور یا ارزشنامه تحصیلات خارجی را جعل کند یا با علم به جعلی بودن آن را مورد استفاده قرار دهد علاوه بر جبران خسارت به حبس از یک تا سه سال محکوم خواهد شد . در صورتی که مرتکب یکی از کارکنان وزارتخانه ها یا سازمان ها و موسسات وابسته به دولت یا شهرداریها یا نهادهای انقلابی باشد یا به نحوی از انحا در امر جعل یا استفاده از مدارک و اوراق جعلی شرکت داشته باشد به حد اکثر مجازات محکوم میگردد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 0);"&gt; تعریف جعل عبارت است از ساختن نوشته یا سند یا ساختن مهر یا امضاء اشخاص رسمی  و نظایر اینها به قصد تقلب&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;باید دید این قانون برای خودشون هم اجرا میشه یا فقط برای مردم عادی نوشته شده ؟ &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;پی نوشت :&lt;br /&gt;سایت "&lt;a href="http://www.alef.ir/"&gt;الف&lt;/a&gt; " به دلیل افشای اسناد جعلی بودن مدرک دکتری آقای کردان به سزای اعمالش رسید و &lt;span style="color: rgb(204, 0, 0);"&gt;فیلتر شد&lt;/span&gt;. این است سزای کسی که پا در کفش بزرگان بکند . این فیلتر شدنها اصلا نشانه های خوبی نیست، حد تحمل حکومت به طور چشمگیری کاهش پیدا کرده . ولی این شیوه سانسور کردن دیگر در دنیای مجازی بکار نمیآید، در این دنیای مجازی دیگر نمیتوان چیزی را برای ابد که هیچ برای 1 ساعت هم سانسور کرد. فقط مادربزرگ من است که نمیتواند از سد فیلتر مخابرات رد شود. (آن هم بدلیل ناآشناییش، آموزشش بدهم در 5 دقیقه  رد میشود ) !!!     &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt; &lt;span&gt;&lt;a name="other200"&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:100%;"  &gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-3122350316188370153?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/3122350316188370153/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/08/blog-post_12.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/3122350316188370153'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/3122350316188370153'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/08/blog-post_12.html' title='دروغ بزرگ &quot;کردان&quot;'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SKH8Q-PbP7I/AAAAAAAAAE0/vSe8Wf_68Xg/s72-c/kor_final1.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-5164719764610223554</id><published>2008-08-10T00:49:00.007+04:30</published><updated>2008-08-10T02:11:16.039+04:30</updated><title type='text'>من و امتحان تافل (TOEFL)</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SJ4NVddAMvI/AAAAAAAAAEo/TOGyppUNSEw/s1600-h/ETS_TOEFL_logo.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer;" src="http://2.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SJ4NVddAMvI/AAAAAAAAAEo/TOGyppUNSEw/s320/ETS_TOEFL_logo.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5232634479385785074" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اینجانب "خودم " مقتخرم به عرض شما یرسانم که امروز در طی یک عملیات پیچیده و از نوع استشهادی (که البته خوشبختانه یا متاسفانه منجر به به شهادت رسیدن من نشد و فقط چند درصدی جانبازی نسیبم شد- که البته هنوز هم تاییدیه جانبازیم نیامده ) ، امتحان تافل (اونم از نوع آی بی تی ) رو برگزار کردم و و بعد از روزهای متمادی تلاش فراوان و پشتکاری مثال زدنی؛ هیچی دیگه گند زدم رفت . یعنی رسما و واقعا گند زدم. البته در آخر وقتی دیدم اوضاع خبلی خرابه از متد بسیار پیشرفته و های تک (High Tech) شانسی هم استفاده کردم . یعنی دیگه بعضی جاها رسما 10، 20، 30، 40 میکردم . آقا شما جای من ، یه متنی رو دارن برات به سرعت نور میخونن (حالا نور نه صوت) اونم به مدت 10 دقیقه یه ریز و پشت سر هم ، اونم به زبان مادری من انگلیسی (خب البته چون یه مدت دور بودم از اون محیط کند شدم یه کمی ) بعدش میاد از توی نکات اون متن یه مشت سوال مسخره درمیاره. باورتون نمیشه ؟ !! یه نمونش رو میارم خودتون قضاوت کنید : &lt;br /&gt;سوال : منظور این خانم (یعنی اون خانمی که در متن حرف میزد ) از گفتن WOW چی بود ؟!!&lt;br /&gt;1 ) هیجان زده شده بود           2 )  هیجان همراه با ترس بود              3  ) دردش گرفته بود            4 )  اصلا منظوری نداشت.&lt;br /&gt;البته توجه دارید که امتحان به زبان فارسی نبوده، من اینجا ترجمش رو نوشتم.  :-)&lt;br /&gt;تازه به پست من بدبخت یه قسمت اضافی Listening هم خورده بود.  :-(  .   از Reading هم که دیگه نگو ، یه تومار بلند بالا داده بود که هر چی میخوندی تمام نمیشد. بعدش هم 14 تا سوال !!! از این متن در آورده بود. اونم چه سوالهایی ، اکثر سوالهاش اینجوری بود که با خوندم پاراگراف 5 و 6 (مثلا) چه برداشتی میکنید . حالا این خودش مستلزم این بود که بری دوباره اون 2 تا پاراگراف رو دقیقتر بخونی تا شاید بفهمی کدوم گزینه درسته . اینجاست که من ترجیح دادم از متد بسیار پیشرفته ، شانسی استفاده کنم . : دی  . تازه فکر میکنید هر متنی چقدر وقت داشت ، 20 دقیقه . (دلم میخواد بزنم تو سرم ، آخه اینهمه سوال و 20 دقیقه وقت (اسمایلی خیلی عصبانی))&lt;br /&gt;تازه این یکی بود که 20 دقیقه وقت داشت ، 2 تا متن بعدی وقتش با هم بود (یعنی سوا کردنی نبود ) .&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;بعدشم نوبت Speaking و Writing بود که من هم رسما هر چی دری وری بلد بودن فقط سعی میکردم توی اون 45 ثانیه یا 60 ثانیه وقت حرف زدن بگم . مثلا یکی از مکالماتم رو اینجا برای شما مینویسم ؛&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: left;"&gt;The door is closed and the window is open so I think that I am a good student. Why ? because the sky is high . So I can conclude that it is finished.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;خب از نظر من این مکالمه قابلیت این رو داره که برای موضوعات متفاوتی بکار بره . (خب شما هم اگر به محتوا و جمله بندی محکم متن نگاه کنید با من همعقیده میشید) .  Writing  هم به همین منوال.&lt;br /&gt;یه نکته جالب آخر امتحان این بود که ، پر رو پر رو آخرش بعد از اینهمه سوال جواب یه متنی ظاهر میشه که ازت میپرسه ، آیا مایل هستید امتحان شما تصحیح شود یه نه ؟  آخه من 156 $  پول دادم ، اونوقت میخواد تصحیحش هم نکنه . (این اجنبیها هم عجب رویی دارن ، همینه بهشون میگن جهانخوار) . حالا بالفرض که من بگم تصحیحش نکنه، اون باید اینقدر بی حیا باشه که تصحیح نکنه ؟ !!&lt;br /&gt;البته بعدش یه سوال خوبی ازم پرسید که فهمیدم ارزش کار من رو در این امتحان درک کرده و از من راضی بوده ( : دی ) ، چون از من پرسید آیا اجازه میدهید از محتوای امتحان شما در جهت آموزش استفاده شود ؟ منم پیش خودم فکر کردم چرا باید این جوانها رو از معلومات خودم محروم کنم ، اینجوری 4 تا جوون میتونن با دیدن پاسخهای شیوا و سلیس من یه چیزی یاد بگیرن و من هم ثوابی کرده باشم . من هم اینجا بود که تصمیم گرفتم بگم Yes . آره دیگه تو کشور خودمون که قدرمون رو ندونستن ، ولی این اجنبیها چی ، فوری تا 4 تا سوال جواب از من کردن فهمیدن من چه سطح معلومات بالایی دارم فوری از من دعوت کردن تا ار معلوماتم جهت آموزش دیگران استفاده بشه.&lt;br /&gt;این بود خلاصه ای از ماجرای امروز من . و اما توصیه من به جوانان ؛ دختر گلم ، پسر نازنینم اگر میخوای در امتحان تافل آی بی تی شرکت کنی گول این کتابهای آمادگی رو نخور ، اینها در سی دی همراه کتاب مکالمات ساده و با صحبت کردن آروم رو دارن، در صورتی که در امتحان واقعی چندان فرقی با حرف زدن عادیشون نداره. (یک بار امتحان آزمایشی دادن شاید بد نباشه -البته اگر پول اضافی دارین بدین سازمان سنجش ، ناقابل 40$- این سازمان سنجش بی صحاب شده هفته ای یک باز آزمون آزمایشی داره ).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ets.org/"&gt;سایت مرکز برگزار کننده تافل و ... &lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-5164719764610223554?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/5164719764610223554/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/08/toefl.html#comment-form' title='6 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/5164719764610223554'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/5164719764610223554'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/08/toefl.html' title='من و امتحان تافل (TOEFL)'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SJ4NVddAMvI/AAAAAAAAAEo/TOGyppUNSEw/s72-c/ETS_TOEFL_logo.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>6</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-7099090836412531762</id><published>2008-08-03T01:44:00.009+04:30</published><updated>2008-12-10T09:30:38.380+03:30</updated><title type='text'>هموطنانمان را میکشند و همه ما سکوت مرگباری اختیار کرده ایم!!!</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;این نوشته از&lt;a href="http://1mira.blogfa.com/post-91.aspx"&gt; میرا&lt;/a&gt; رو خوندم و خیلی متاسف شدم . آیا ارزش جان این جوانان ایرانی کمتر از آن فلسطینی است که خبر کشته شدن او را بارها از تلویزیون و رادیو پخش میکنند؟؟   هفته ای 2 نفر از هموطنانمان را میکشند و کسی در این مملکت صدایش هم در نمیآید. باید به حال خودمان و صدا وسیمایمان و سیاستهای ... و بی تفاوتیمان و ... خون گریه کنیم. (ما را همین بس که احمدینژاد در مصاحبه با ان بی سی ایران را کشوری امن بخواند ) .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SJTQoxPD0TI/AAAAAAAAAEg/A5BGkVCw5dI/s1600-h/206l835.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer;" src="http://1.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SJTQoxPD0TI/AAAAAAAAAEg/A5BGkVCw5dI/s400/206l835.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5230034466113835314" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;   &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-style: italic; color: rgb(204, 0, 0);"&gt;چرا در این مرز و بوم کسی مرصیه ای برای کشته شدن این جوانان نمیخواند ? !!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرتبط :  وقتی خودمان جان هموطنانمان برایمان ارزشی ندارد، از دیگران چه انتظاری میرود . (&lt;a href="http://www.debsh.com/archives/2008/08/02/003071.html"&gt;&lt;span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;یک نفر دارد کور می‌شود؛ لطفا کمک کنید!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;)&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-7099090836412531762?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/7099090836412531762/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/08/blog-post.html#comment-form' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/7099090836412531762'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/7099090836412531762'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/08/blog-post.html' title='هموطنانمان را میکشند و همه ما سکوت مرگباری اختیار کرده ایم!!!'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SJTQoxPD0TI/AAAAAAAAAEg/A5BGkVCw5dI/s72-c/206l835.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-5863008443802483377</id><published>2008-07-23T00:36:00.007+04:30</published><updated>2008-12-10T09:30:38.782+03:30</updated><title type='text'>فقه پویای شیعه و ورزش بانوان</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این متنی که در پایین میارم رو در آرشیو ایمیلهام پیدا کردم . نمیدونم مطلب طنزه و یا واقعیه . ولی به نظر من زیاد هم از واقعیت دور نیست. بیشتر در موردش توضیح ندم بهتره ، خودتون بخونید (متاسفانه منبعش رو هم نمیدونم!) :&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SIZN195_a2I/AAAAAAAAAEY/KDX7wkjgj3w/s1600-h/f2qwjt.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer;" src="http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SIZN195_a2I/AAAAAAAAAEY/KDX7wkjgj3w/s400/f2qwjt.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5225950007156239202" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;یکی از چیزهایی که&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;این طرفها به وفور یافت می شود، بچه های کم سن و سالی هستند که به ظاهر ایرانی اند،&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;اما هیچ شباهتی به ایران و ایرانی ندارند. بسیاری از آنها حتی زبان فارسی را هم بلد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;نیستند و برخی از آنان که می توانند دست و پا شکسته منظورشان را برسانند، چیز زیادی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;از ایران نمی دانند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;چند وقت پیش به همراه دوستی که خیلی برای مترقی نشان دادن&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;سیمای جمهوری اسلامی احساس وظیفه می کند، منزل یکی از دوستان بودیم که یک فرزند 16&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;ساله داشت با همان تفاسیری که ذکر شد. گویا این هموطن 16 ساله به دیدن یکی از&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;مسابقات ورزشی رفته بود که بانوان ایرانی هم در آن شرکت داشتند. نوع پوشش بانوان&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;ایرانی سوالاتی را در ذهن این هموطن 16 ساله و دیگر دوستان وی ایجاد کرده بود که وی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;را بر آن داشت تا آن سوالات را با یک ایران شناس متبحر!! در میان بگذارد. از آنجایی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;که بنده اعتقاد دارم ملاقه فرو کردن در بعضی چیزها اصلا خوب نیست و باعث می شود تا&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;بوی بد آن به مشام همه برسد، سعی کردم تا موضوع بحث را عوض کنم اما این دوست ما با&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;نادیده گرفتن توصیه های ایمنی و به قصد تنویر افکار عمومی، به جنگ نوجوان 16 ساله&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;ای رفت که با سوالات ساده و بی آلایش خود به ما فهماند که بایدها و نبایدهای امروز&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;ایران از چنان منطق بی پشتوانه ای برخوردارند که حتی از قانع کردن یک نوجوان 16&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;سالهء سوئدی هم ناتوان است. توجه شما را به این سوال و جواب جلب می کنم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt;_ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;میگم خانومای ایرانی تو ایران هم مجبورن با همین لباسا ورزش کنن یا فقط وقتی که از&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;ایران میان بیرون باید اینا رو بپوشن&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;نه تو ایران مجبور نیستن این لباسا رو&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;بپوشن&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;یعنی اگه شما اونا رو بدون این لباسا ببینین اشکال نداره؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;من این&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;رو گفتم؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;آره دیگه، خودت گفتی تو ایران مجبور نیستن این لباسا رو بپوشن&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;اونا مجبور نیستن این لباسا رو بپوشن واسه اینکه آقایون اصلا نمی تونن ورزش کردن&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;خانوما رو ببینن، چون دیدن ورزش اونا با این لباسا هم اشکال داره&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;ولی اینجا&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;که اشکال نداره&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;خب، اونجا داره&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;چرا؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;چون ما می خواهیم خانومهامون&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;در مسابقات جهانی شرکت کنن، ما که نمی تونیم به اینا بگیم آقایون نگاه نکنن ولی تو&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;کشور خودمون میتونیم بگیم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;اینکه آقایون ورزش خانوما رو ببینن، اشکالش واسه&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;خانوماست یا آقایون؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;واسه هر دو&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;اگه واسه خانوما هم اشکال داره، پس چرا&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;خانوما میان اینجا تا آقایون خارجی نگاشون کنن؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;واسه اینکه اشکالش این قدر&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;نیست که ما خانومهامون رو از مسابقات جهانی محروم کنیم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;اشکالش چقدره؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;نمی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;دونم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;پس فقط آقایون ایرانی نباید ورزش کردن خانومای ایرانی رو ببینن؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;احتمالا&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;ولی اینجا آقایون ایرانی میان ورزش خانومای ایرانی رو می بینن&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;کیا؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;ورزشکاران مرد ایرانی و اعضای سفارت&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;خب اینا میان تا تیم بانوان رو&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;تشویق کنن&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;مگه تو ایران آقایون واسه چه کاری میرن ورزشگاه؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;خب اونجا به&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;اندازهء کافی خانم هست که تشویق کنن&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;یعنی اگه خانم ها برای تشویق به اندازهء&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;کافی نبودن، آقایون می تونن برن تشویق کنن؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;نه&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;یعنی فقط آقایون ایرانی که&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;تو ایران زندگی می کنن نمی تونن برن ورزش خانومهای ایرانی رو ببینن؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;ولش کن&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;بابا. راستی می خواهی چی کاره بشی؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;اما از آنجایی که این هموطن 16 ساله دوست&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;ما را با سفیر ایران عوضی گرفته بود، اصلا ول کن معامله نبود&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt;_ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;میشه بگی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;اشکاله دیدن ورزش خانوما چیه؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;مشکل شرعی داره&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;شرعی یعنی چی؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;شرعی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;یعنی دینی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;چرا؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;ببین عزیزم، شاید تو این کشور این چیزا عادی باشه اما تو&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;ایران عادی نیست. به همین خاطر ممکنه آقایون با دیدن این چیزا به مشکل بیافتن&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;چه مشکلی؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;ممکنه به گناه بیافتن&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;یعنی شما هم ممکنه با دیدن مامان من به&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;گناه بیافتی؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;مگه مامان تو ورزشکاره؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;آره&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;جدی؟ نه خب.منظورم اونا&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;بود&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;اونا کی هستن؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;اونایی که این قانون رو گذاشتن منظورشون این بوده که&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;ممکنه بعضی از مردا به گناه بیافتن نه همه شون&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;تو کشور شما واسه اینکه بعضی از&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;مردا به گناه نیافتن، جلوی همهء مردا رو می گیرن؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;آره&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;خب دیدن ورزش&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;خانوما از تلوزیون که بیشتر میتونه آقایون رو به گناه بندازه، چون تلوزیون تصویر&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;بسته تری نشون میده&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;من گفتم که ورزش خانوما از تلوزیون پخش میشه؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;مگه&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;نمیشه؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;نه&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;پس اون خانومی که نمیتونه بره ورزشگاه چه جوری ورزش خانوما رو&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;میبینه؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;احتمالا نمی بینه&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;این جوری که هیچ تبلیغی برای ورزش خانوما نمی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;شه و بتدریج خانومای کشور علاقه مندی خودشون رو به ورزش از دست میدن&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;نه بابا،&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;این طورا هم نیست&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;من اگه جای خانومهای کشورتون بودم در اعتراض به این مسأله&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;دیدن مسابقات ورزشی آقایون رو تحریم می کردم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;کی به تو گفته که خانوما می تونن&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;برن ورزش کردن آقایون رو ببینن؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;مگه نمی تونن؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;نه&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;چرا؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;چون اون&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;هم مشکل شرعی داره&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;یعنی تلوزیون شما اصلا ورزش رو پخش نمی کنه؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;چرا ورزش&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;آقایون رو پخش می کنه&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;این که خانومها ورزش آقایون رو از تلوزیون ببینن که&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;بدتره&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;چرا؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;وقتی که من به استادیوم میرم با خودم یک دوربین هم میبرم چون&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;از اون بالا چیزی پیدا نیست ولی از تلوزیون همه چیز پیدا است&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;خب، آره&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; .... &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;راستی بابات کجاست؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;اگه خانومها نباید ورزش کردن آقایون رو ببینن، پس چرا&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;خانومهای ورزشکار شما وقتی میان اینجا، ورزش کردن آقایون رو میبینن&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;ببین! یه&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;چیزایی هست که شاید خودش بد نباشه ولی اشاعهء اون اشکال داره&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;اشاعه یعنی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;چی؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;اشاعه یعنی ترویج و همگانی کردن اون&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;یعنی اگه همه بیان و ورزش رو&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;ببینن خوب نیست؟ من قبلا فکر میکردم که دولتها کلی پول خرج میکنن تا همه بیان سراغ&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;ورزش&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;نه! ترویج بی بند و باری اشکال داره&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;مگه دیدن ورزش بی بند و&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;باریه&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;ببین! این حرفا واسه اینه که تو دلیل حجاب رو نفهمیدی. ما اعتقاد داریم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;که حجاب یک محدودیت نیست بلکه مصونیت هست&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;معنی این جمله که الان گفتی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;چیه؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 51);"&gt; _ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);" lang="FA"&gt;یعنی اینکه من غلط بکنم دیگه بیام خونهء شما&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;بعد نوشت&lt;/span&gt; :   آقای &lt;a href="http://ghazizade.blogfa.com/post-15.aspx"&gt;قاضی زاده  &lt;/a&gt;لطف کردن و لینک اصلی مطلب رو که ظاهرا مال خودشون بوده برای من فرستادن . (ا&lt;a href="http://ghazizade.blogfa.com/post-36.aspx"&gt;ینهم توضیح اضافی&lt;/a&gt;)&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0); font-style: italic; font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;پی نوشت مرتیط :&lt;br /&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/society/archives/064909.php"&gt;&lt;span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;بایدها و نبایدهای ورزش بانوان از نگاه مراجع تقلید&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پی نوشتهای بی ربط :&lt;br /&gt;1 )  خانم &lt;a href="http://smto.ir/?cat=9"&gt;سمیه توحیدلو&lt;/a&gt; به تازگی بحث جالبی رو درباره امید و ناامیدی در جامعه شروع کردند .&lt;br /&gt;2 ) &lt;a href="http://persian.kamangir.net/?cat=19"&gt;کمانگیر&lt;/a&gt; عزیز هم به تازگی یه سری پادکست رو با عنوان صدای وبلاگستان منتشر کرده و البته این روند هنوز هم ادامه داره.&lt;br /&gt;3 ) و باز هم &lt;a href="http://persian.kamangir.net/?p=3321"&gt;کمانگیر&lt;/a&gt; که از جنگ مینویسه.&lt;br /&gt;4) &lt;a href="http://zanaan.wordpress.com/2008/06/02/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86/"&gt;بررسی حجاب در برداشتی زنانه از قرآن &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;5) &lt;a href="http://www.tabnak.ir/pages/?cid=13935"&gt;سلسله مقالات تحقیقی "محمد مطهری"&lt;/a&gt; (فرزند شهید مطهری) در باب اطلاع رسانی درست درباره جرم و جنایت. (جالبه)&lt;br /&gt;&lt;h2 align="right"&gt;&lt;a title="بررسی حجاب در برداشتی زنانه از قرآن" href="http://zanaan.wordpress.com/2008/06/02/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86/" rel="bookmark" target="_blank"&gt;&lt;span&gt;&lt;span style="color: rgb(16, 92, 182);"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/h2&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-5863008443802483377?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/5863008443802483377/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/07/blog-post_23.html#comment-form' title='12 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/5863008443802483377'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/5863008443802483377'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/07/blog-post_23.html' title='فقه پویای شیعه و ورزش بانوان'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SIZN195_a2I/AAAAAAAAAEY/KDX7wkjgj3w/s72-c/f2qwjt.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>12</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-3348967224395144557</id><published>2008-07-18T01:33:00.004+04:30</published><updated>2008-12-10T09:30:39.076+03:30</updated><title type='text'>نقدی بر سریال "ترانه مادری"</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SH_EJ5qUGbI/AAAAAAAAABU/xbN7q1jpyCo/s1600-h/untitled.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5224109767149230514" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SH_EJ5qUGbI/AAAAAAAAABU/xbN7q1jpyCo/s400/untitled.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;تازگیها یه سریالی داره به عنوان یه سریال 90 قسمتی از شبکه 3 سیما پخش میشه به عنوان " ترانه مادری " . ظاهرا بعد از سریال "نرگس " شبکه 3 سیما باز هم هوس کرده که مردم رو یه 70-80 شب دیگه بزاره سر کار و یه فیلم مزخرف دیگه از همون دست سریال نرگس به خورد مردم بده . راستی کسی آخرش فهمید که سریال نرگس چه ربطی به انرژی هسته ای داشت ؟ !!! بگذریم این سریال اینقدر مزخرف بود و سوتی داشت که اگر بخواهیم یکی یکی بشماریم یه طومار طولانی میشه. فایده ای هم نداره دیگه . &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;و اما این سریال " ترانه مادری " دیگه آخر شاهکاره . ظاهرا ماجرای یه پسر مامانیه که دانشگاه قبول میشه و میاد تهران . (هنوز من نتونستم کشف کنم که این فیلم در محیط کدوم یکی از دانشگاههای تهران فیلم برداری شده ) . خلاصه این پسر پاستوریزه قصه ما میاد تهران و چشم و گوشش کم کم باز میشه و یه گناه کبیره مرتکب میشه . عاشق میشه !!!!!!!!!!!!!!!! به این تعداد علامت تعجب دقت کنید که وافعا لازم بود . چون کارگردان و نویسنده این سریال دقیقا به همین مفدار تعجب میکنن که این پسرک وقتی وارد دانشگاه میشه با دختر خانمی حرف میزنه و بهش دل میبنده . چنان این رویداد براشون عجیب و غیر قابل باوره که تا اینجای کار قصه رو حول عاشق شدن این پسرک نوشتن . این نویسنده نمیدونم بر چه اساسی به خودش اجازه میده که قصه رو طوری بنویسه که نشون بده در فضای کلاس دانشگاه هر کسی به خودش اجازه میده که این پسر و معشوقش رو به استهزاء بگیره و هر متلکی دلشون خواست بارش کنند . حتی اینقدر این سریال مسخرست که نشون میده یکی از همکلاسیهای این پسر به خودش اجازه میده که بدون اجازه دست در کیف پسر قصه ما بکنه و هدیه ای رو که خریده بوده (برای دختر مورد نظر) دربیاره و به تخته کلاسشون بچسبونه بعنوان تحقیر همکلاسیش . &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;جالبتر اینجاست که در این فیلم طوری نشون داده شده که اون دختر مورد نظر هم سر کلاس حضور داره ولی هیچ عکس العملی نشون نمیده . و باز هم جالبتر اینه که در قصه این فیام نشون داده میشه که پسرک عاشق پیشه وقتی وارد کلاس میشه و صحنه رو میبینه به جای اینکه در مقام شاکی باشه که بدون اجازه به کیفش دست زدن و اسرارش رو به نمایش عموم گذاشتن ناگهان جای خودش رو به متهم قصه میده و اصلا هم معلوم نیست چرا ؟ حالا سوال اینجاست که چرا این داستان طوری نوشته شده که برای پسرک ما جای دفاع مشروعی رو در نظر نگرفته . و اما مسخره ترین قسمت ماجرا جاییه که وقتی پسرک با همکلاسیش در حیاط دانشگاه درگیر میشه (و البته باز هم سرکوفت میخوره بخاطر عاشف پیشگیش!!!! ) و ضربه ای به دماغ همکلاسیش میزنه . یکدفعه پلیس وارد ماجرا میشه و افسر نیروی انتظامی وارد میشه، پسرک رو دستگیر میکنن و میبرن میندازن زندان و... حالا هر کسی از اول در جریان ماجرا نباشه واقعا فکر میکنه که این وسط یه قتلی چیزی رخ داده که نیری انتظامی به این شکل قاطعانه برخورد میکنه. واقعا من نمیدونم کجای مملکت ما اینجوریه که بخاطر یه دماغ خون اومدن پلیس خبر میکنن و دستگیری و زندان و... اونم پلیس در محیط دانشگاه !!!!!!!!!&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;من تنها فرضیه ای که میتونم مطرح کنم اینه که کارگردان و نویسنده این سریال نه تنها در عمرشون دانشگاه نرفتن بلکه محیط دانشگاه و کلاس درس رو هم تا حالا ندیدن . (چون یه سری روابط مسخره دیگه هم در سر کلاس درس نشون میدن که گفتنش واقعا خجالت آوره) یا شاید هم این حضرات در آمریکا درس میخوندن، چون تا اونجایی که من میدونم و سراغ دارم محیط کلاسهای دانشگاه اصلا و ابدا به این شکلی نیست که نشون داده میشه. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;هنوز هم باید منتظر بود تا ببینیم تا انتهای کار باز چه شاهکارهایی خلق میشه . &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-3348967224395144557?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/3348967224395144557/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/07/blog-post.html#comment-form' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/3348967224395144557'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/3348967224395144557'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/07/blog-post.html' title='نقدی بر سریال &quot;ترانه مادری&quot;'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SH_EJ5qUGbI/AAAAAAAAABU/xbN7q1jpyCo/s72-c/untitled.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-7368985881370325302</id><published>2008-06-17T10:07:00.009+04:30</published><updated>2008-06-17T12:08:37.943+04:30</updated><title type='text'>قانون مجازات ما "ناموس پرست" است</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;در روزنامه اعتماد (26/3/87 ) &lt;a href="http://www.etemaad.com/Released/87-03-26/97.htm"&gt;خبری رو خواندم &lt;/a&gt;که ، با خواندنش نمیدانم چه احساسی دارم ، ولی میدانم یکی از آنها خشم است که سراسر وجودم را فرا گرفته . نه اینکه این اولین مورد باشد و نه اینکه آخرین مورد هم باشد . قتل ناموسی چیزیست که در کشورهای به ظاهر مسلمان و سنتی به وفور دیده میشود . قتلی که تنها انگیزه اش این است که مثلا جلوی آبروریزی خانوداگی گرفته شود . در این نوع قتلها عمدتا پدر یا برادر به بهانه لکه دار شدن آبروی خانوادگی، تلاش میکنند تا این لکه ننگ را از دامان خانواده پاک کنند. گویی جنس مونث در اینگونه خانواده ها خود به خود عامل بالقوه ننگ در خانواده است و جنس مذکر در همین خانواده تنها بدنبال کوچکترین بهانه ای برای پاک کردن این لکه ننگ و برگرداندن آبروی خانواده است !!! البته در جهل و بی فرهنگی چنین خانواده هایی شکی نیست و و بر همگان مشخص است که فضای حاکم بر چنین خانواده هایی فضایی ناسالم و سرشار از عقده مردسالاری بوده. ولی چیزی که باعث تعجب و حیرت است اینکه دادگاه رسیدگی کننده به اینگونه پرونده ها تنها بخاطر اینکه اولیای دم آن لکه ننگ!! بخت برگشته شکایتی از قاتل ندارند و در مواردی احتمالا به خود میبالند که چنین مرد غیرتمندی در خانواده شان پیدا شده که آبروی نداشته شان را به آنها بازگردانده ، از جرم شخص خاطی به سادگی میگذرد و جرم فقط از جنبه عمومی قابل پیگیری مییباشد که آن هم بعد از پرداخت مقداری پول به حساب دولت همه چیز به خوبی و خوشی تمام میشود . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;"&lt;em&gt;به گزارش ايسکانيوز پس از اعترافات مرتضي وي در حالي بازداشت شد که اولياي دم مرجان اعلام کرده اند هيچ شکايتي از پسرشان ندارند و به اين ترتيب متهم فقط از جنبه عمومي جرم محاکمه خواهد شد."&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;آیا با وجود چنین عدالتی!! که قاتل را بحال خود میگذارد تنها به دلیل اینکه از بستگان درجه یک مقتول بوده و حق را به او دادن که میتوند لکه ننگ !! را در هر شرایطی پاک کند ، میتوان انتظار داشت که در فرداهایی مرد غیرتمند دیگری پیدا نشود که بخواهد آبرو را با کشتن فردی از خانواده اش به خوانواده اش بازگرداند. آیا او مجازاتی را علیه نفر قبل دیده است که وقتی به حافظه اش مراجعه میکند به خاطر بیاورد که اگر من چنین کاری بکنم چنین سرنوشت شومی در انتطار من است . وقتی او میداند که در قانون این مملکت بخاطر قتل ناموسی مجازاتی انتظارش را نمیکشد ، چرا باید برای بازگرداندن آبروی خانواده اش !! لحظه ای درنگ کند . او که مرد غیرتمندیست تقصیری ندارد ، چون از کودکی به او یاد داده اند که تو مردی و مرد یعنی غیرت ، یعنی ناموس پرستی ، یعنی اینکه تو میتوانی بر وجود جنس مونث در خانواده ات حکمرانی کنی. به او یاد داده اند که تویی که باید مراقب خواهر و مادرت باشی که خطا نکنند . به او یاد داده اند که آبروی تو یعنی خواهر و مادرت (گویی خود چیزی برای عرضه کردن به جامعه ندارد) . به اوکه مرد غیرتمندیست یاد داده اند که کوچکترین خطای خواهر و مادر و تو چندین برابر به پای تو نوشته میشود. ا او که اکنون مرد غیرتمندیست مرد بودن خود را برابر با، با غیرت بودن خود میداند و اکنون باید به او حق داد که تمام حواس و قسمت عمده انرژی خود را صرف نگهداری از ناموس و غیرت خود بکند . او اکنون مسولیت سنگینی را بر دوش خود احساس میکند و چنین تصور میکند که وظیفه خطیر و سنگینی از طرف خانواده بر دوش او گذاشته شده است. وقتی خود را در چنین شرایط حساسی میبیند (قبول کنید که بار مسوولیت بار سنگینیست) طبعا انتظار دارد که کسانی که او وظیفه نگهداری از آنها را بر عهده دارد (بخوانید ناموس ) از او حرف شنوی تام داشته باشند. در اینجا دیگر تصور کردنش چندان مشکل نیست که وقتی ناموس !! از فرمان مرد غیرتمند نه تنها سرپیچی میکند بلکه به غیرت او هم صدمه میزند ، چه جنونی بر مرد غیرتمند سلطه میابد . میتوان تصور کرد که خون جلوی چشمانش را میگیرد. در چنین شرایطی دیگر انتظار منطقی بودن از چنین شخصی خود بی منطقیست. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;تنها چیزی که در چنین شرایطی میتواند درجلوی چنین مرد غیرتمندی را بگیرد که از واکنش جنون امیز او جلوگیری کند، حرکتی مقابله به مثل است که به او یاد آوری کند که در صورت دست زدن به عمل جنون آمیز آبرویی را که اینقدر برایش مهم است به کلی از دست میدهد . باید بداند که قانون مملکت آبروی او را میبرد و او را چنان رسوا میکند که آرزوی مرگ کند. باید بداند که متناسب با عملش برخوردی قاطع و خشن از جانب قانون انتظارش را میکشد . او که از رسوایی و آبروریزی میترسد باید بداند که در صورت قتل به بهانه ناموس پرستی بی آبرویی انتظارش را میکشد . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;ولی افسوس و هزاران بار افسوس که چنین قوانینی نداریم . قانون این مملکت نه تنها مرد غیرتمند را مجازات نمیکند بلکه تضمین میکند که آبرویش را نریزد و به او آسیبی نرساند. این قانون او را در انجام چنین کاری محق میداند.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;من با جزییات قانون مجازات اسلامی به طور دقیق و تخصصی آشنایی ندارم ولی آنچه که از شواهد بر می آید این است که این قانون " ناومس پرست " است . پس وای به به حال ما که قانونی که قرار است عدالت را برای ما اجرا کند خود " ناموس پرست و غیرتی " است . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;به نظر شما باید برای مقابله با جنین قوانین ظالمانه ای چه کرد ؟ &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-7368985881370325302?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/7368985881370325302/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/06/blog-post_17.html#comment-form' title='8 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/7368985881370325302'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/7368985881370325302'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/06/blog-post_17.html' title='قانون مجازات ما &quot;ناموس پرست&quot; است'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>8</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-1196457735462634691</id><published>2008-06-09T14:34:00.007+04:30</published><updated>2008-12-10T09:30:39.325+03:30</updated><title type='text'>مصلحت نظام !!!!</title><content type='html'>&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SE0YIHNefoI/AAAAAAAAABA/lzH5W67Fm4c/s1600-h/1556Khamenei.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5209846871591124610" style="WIDTH: 254px; CURSOR: hand; HEIGHT: 270px" height="345" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SE0YIHNefoI/AAAAAAAAABA/lzH5W67Fm4c/s400/1556Khamenei.jpg" width="261" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;مدت زیادی است که این دو کلمه جداناپذیر " مصلحت نطام " که عقد اخوت آنها در آسمانها بسته شده است را میشنوید. محدوده مصلحت نظام چیست ؟ مصلحت نظام را چه کسی تعیین میکند ؟&lt;br /&gt;اصولا بوجود آمدن این کلمه از آنجا ناشی میشود که اتفاقاتی در نظام و و امور مملکت داری بوقوع میپیوندد که اگر بر ملا شود و مورد نقد و بررسی منتقدان و یا حتی مخالفان نظام قرار بگیرد ، دستاویزی برای آنها خواهد شد تا بتوانند نیشخندی به نظام بزنند و این را در جایگاه مقایسه با سایر نظامها قرار دهند و ناکارآمدی آن را نشان دهند و آن را مورد تمسخر قرار دهند و برای اینکه این اتفاق نیفتد و در بعضی موارد اقتدار و حقانیت نظام زیر سوال نرود از بیان آن جلوگیری میشود چرا که اگر بر ملا شود بسیاری از موارد در تعارض آشکار با روح اسلامی ! قوانین ما فرا میگیرد و باعث میشود تا تمامی ادعای مسوولین و رهبران نظام مبنی بر پیشبرد یک حکومت اسلامی زیر سوال خواهد برد . اینجاست که مصلحت نظام بعد ملی و حتی تکلیفی شرعی پیدا میکند . مصلحت کلمه ایست که مصداقهای آن را از زبان پایه گذاران نظام زیاد شنیده ایم ، مانند مصاحبه هایی که با آیت الله هاشمی رفسنجانی پیرامون قتلهای زنچیره ای صورت گرفته است . هر زمان که مصاحبه کننده به موضوع اصلی ، که در پس پرده این قتلها چه کسی این رهبری را بعهده داشت ، شما فقط ایم جمله را از هاشمی میشنوید " دیگر فکر نمیکنم صلاح باشد بیشتر از این وارد موضوع شوم چرا که اینها جزو اسرار نظام است و هر وقت صلاح بدانم آن را مطرح میکنم " (هنوز هم آن وقت نیامده) . اما این مصلحت اندیشی تا کجا و تا چه حد ؟ چرا هیچ معیار مشخصی برای این مصلحت اندیشی ها وجود ندارد ؟ تا کی میخواهیم بخاطر مصالح نظام از حقیقتهای غیر اسلامی حکومت اسلامی مان چشم بپوشیم و آن را از مرد م که به قول خود آقایان ولی نعمت آنها هستند ، پنهان کنیم . ما باید اول حقیقت جو باشیم بعد مصلحت اندیش ، تا کی میخواهیم در جاده بی پایان مصلحت حرکت کنیم و هر از چند گاهی نیم نگاهی هم به حقیقت داشته باشیم ؟ &lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;اما مصلحت اندیشی از یک حکومتی است که دارای نقص است (که البته هیچ حکومتی بی نقص نیست ) . از بارزترین تفاوتهای این حکومت (نظام جمهوری اسلامی ) با حکومت صدر اسلام در رهبریت آن است. چرا که در آن زمان رهبریت بر عهده معصوم بوده است ولی در حال حاضر بعهده یک غیر معصوم است که بدنبال آن اشتباهاتی را بواسطه غیر معصوم بودن شامل میشود . البته این نظریات در ابتدای بوجود آمدن حکومت وجود داشت ولی کم کم و تدریجی پس از رحلت امام این نظریات نیز از بین رفت و از اسلام برای مقدس کردن عده ای در پاره ای از دستگاهها استفاده شد که هم به آنها مصونیت میداد و هم به دستگاه مطبوعشان که صحبت کردن و انتقاد در مورد این دستگاهها بسیار هزینه بردار مینمود. ولی این اعمال زمانی با اشتباه یکی از عوامل اجرایی روبرو میشود ، که بصورت اتفاقی خبرش به بیرون درز میکند فضاحت عظیمی به بار میآورد که اگر چنانچه این تقدس بوجود نیامده بود این اندازه حساسیت بوجود نمی آورد. در واقع &lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سیاسی کردن دید بجای دینی کردن سیاست&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; ضربات جبران ناپذیری بر پیکره جامعه وارد آورده است که نمونه آن را در جریان فساد اخلاقی فرمانده نیروی انتظامی مشاهده کردید.در بعد دیگر افرادی هستند که به یکباره به قول معروف به سیم آخر میزنند و به فول خودشان پرده از اسرار برمیدارند ، که باز هم نمونه آن در جریان اسعفای اجباری وزیر اقتصاد و دارایی بود و خبر از تصمیمات و سیاستهای شتابزده ای که از سوی ریاست جمهوری و بدون کارشناسی اتخاذ شده است که مطمئنا اگر ایشان در مسند وزارت همچنان باقی بودند هیچگاه این مسائل از جانب ایشان گفته نمیشد چرا که این آقا خودش بخشی از دستگاه بود . بعد دیگری هم وجود دارد که بسیار نادر است ولی هر از چند گاهی بصورت بسیار شگفت انگیزی دیده میشود و آن هم فاش کردن اسرار توسط کسانی است که به برخی پایه های نظام (که یک ناهمگونی محسوس با دیگر ارکان دارند) تکیه زده اند و از هیچ کس و دستگاه نظارتی به واسطه روابطشان ترس ندارند و فقط بعضی وقت ها که حس کنند نظام دیگر نمیخواهد آنان را در معادلات شرکت دهد ، این اسرار را فاش میکنند که باز هم نه از سر دلسوزی برای مردم که برای ضربه به حریف اتفاق می افتد . ما بخشی که اهمیت دارد چرایی بوجود آمدن این حس پنهانکاری در دستگاههای دولتی و نظارتی است و اینکه چه کسی این سیاست را برای نظام تبین میکند . چرا در مدت 2-3 سال رشد زیادی یافته است . &lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;هیچکس منکر این نیست که همه حکومت ها خطوط قرمزی دارند که برای مصالح نظامشان از این خطوط عبورنمیکنند اما ظاهرا در ایران خطوط محدوده وسیعی پیدا کرده است ! برای درک بهتر این موضوع توجه شما را به سخنرانی آقای خامنه ای در جمع بسیجیان سراسر کشور در تاریخ 31 اردیبهشت 1386 ایراد شد جلب میکنم "&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;strong&gt;گاهی اوقات دشمن کار را بگونه ای ترتیب میدهد که حرف حقی ، از زبان یک نفر صادر بشود ! دشمن ناحق و باطل است پس چرا می خواهد این حرف حق از زبان آن شخص صادر شود ؟ چون میخواهد پازل خودش را کامل کند . این پازل از صد یا دویست قطعه تشکیل شده است . یک قطعه اش هم همین حرف حقی است که آن شخص باید بزند تا این پازل را کامل کند ! اینجا این حرف حق را نباید زد . پازل دشمن را نباید کامل کرد . در این حدهوشیاری لازم است !! بله ، وارد سیاست بشوید و فکر سیاسی کنید ، اما بسیار هوشیار . دشمن نباید بتواند از هیچ حرکت و اظهار و موضعگیری شما استفاده کند . این اصل اول و یک خط قرمز است . !!!&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; (به نظر شما چند علامت تعجب باید اینجا گذاشت ؟ ) &lt;/div&gt;&lt;p align="justify"&gt;آیا بیان این سخن (جدای از بحث درست یا غلط بودن آن - که به نظر من چندان درست نیست) در یک جمع به این بزرگی درست است ؟ و نمیتواند مورد سوء استفاده عده ای فرصت طلب قرار بگیرد ؟ ؟ بله میتواند ، همانطور که قرار گرفته است. اما اینکه این سخن بر زبان جاری میشود نشان از آن دارد که این واقعیت ها آنقدر زیاد شده است که دیگر نمیتوان ساکت نشست ، باید تذکری نسبت به واقعیتهایی که بر زبان دولت مردان جاری میشود داده شود . این میشود که آقای خامنه ای بخش مهمی از سخنرانی خویش را به این موضوع اختصاص میدهد . یعنی بجای اینکه تلاشی برای بهبود اوضاع موجود اجام شود و حل این مسئله کنیم میخواهیم صورت مسئله را پاک کنیم ... &lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;کمی تا قسمتی مرتبط :&lt;/div&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;a href="http://tabnak.ir/pages/?cid=11865"&gt;آبرويش را بريز و او را به مردم معرفي کن!&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;a href="http://tabnak.ir/pages/?cid=11303"&gt;ام‌المشکلات کشور چيست؟&lt;/a&gt; &lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2008/06/post_7700.php"&gt;پیامی با یک محتوا ، تکرار پس از یک دهه&lt;/a&gt; &lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-1196457735462634691?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/1196457735462634691/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/06/blog-post_09.html#comment-form' title='9 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/1196457735462634691'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/1196457735462634691'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/06/blog-post_09.html' title='مصلحت نظام !!!!'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SE0YIHNefoI/AAAAAAAAABA/lzH5W67Fm4c/s72-c/1556Khamenei.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>9</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-1205539828767558028</id><published>2008-06-08T01:02:00.009+04:30</published><updated>2008-06-08T16:07:23.190+04:30</updated><title type='text'>افشاگری</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;آقا من دیگه هیچی نمیگم ، یعنی در قبال این مطلب چیزی ندارم که بگم ، فقط &lt;a href="http://manshoma.wordpress.com/2008/06/06/%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%da%af%d8%b1%db%8c-%d8%b9%d8%a8%d8%a7%d8%b3-%d9%be%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%b9%d9%84/"&gt;این افشاگری &lt;/a&gt;بخونید. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;به به ، ملت هسته ای ما هر جمعه پشت سر چه کسانی نماز میخونند. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="center"&gt;و حافظ چه زیبا گفته که :&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;گوییا باور نمیدارند روز داوری&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;کاین همه قلب و دغل در کار داور میکنند&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;یا رب این نودولتان را با خر خودشان نشان&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;کاین همه ناز از غلام ترک و استر میکنند&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;میدهند آبی که دلها را توانگر میکنند&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;حسن بیپایان او چندان که عاشق میکشد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;زمره دیگر به عشق از غیب سر بر میکنند&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;کاندر آن جا طینت آدم مخمر میکنند&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;صبحدم از عرش میآمد خروشی عقل گفت&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;قدسیان گویی که شعر حافظ از بر میکنند&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-1205539828767558028?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/1205539828767558028/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/06/blog-post_08.html#comment-form' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/1205539828767558028'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/1205539828767558028'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/06/blog-post_08.html' title='افشاگری'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-6455703840511834000</id><published>2008-06-07T01:07:00.007+04:30</published><updated>2008-12-10T09:30:39.833+03:30</updated><title type='text'>محیط زیست</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;چیه ، چرا نگاه میکنی&lt;br /&gt;دوست داشتم الکی اینجا وبلاگ درست کنم . :-&lt;br /&gt;خب چند وقته وقت نمیکنم بیام اینجا چیزی بنویسم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راستی ملت بالاغیرتا اگه اومدین از این طرفها رد شدین اقلا تو بخش نظرات یه سلامی علیکی چیزی بنویسید . دل ما هم خوش بشه 4 نفر میان اینجا . : دییی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ظاهرا 16 خرداد همه وبلاگ نویسها قرار بوده از محیط زیست و طبیعت بنویسند . من هم به سهم خودم همه شما ملت شهید پرور و خودم را به رعایت حفظ محیط زیست دعوت میکنم . بابا ملت چرا وقتی میرین بیرون آشغالاتون رو میریزین تو پارک و جنگل و رودخونه و ... . آخه خجالت هم خوب چیزیه به خدا . بزرگ شدین دیگه نکنین این کارها رو . خب امیدوارم حالا که دعواتون کردم دیگه متنبه شده باشین و این کارها رو نکنین دیگه .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ا&lt;a href="http://jamshidi6.blogfa.com/post-317.aspx"&gt;ین مطلب&lt;/a&gt; رو که خوندم خیلی دلم سوخت . &lt;a href="http://www.oursouthazerbaijan.com/khaber_orumiyeh_da.htm"&gt;دریاچه ارومیه &lt;/a&gt;داره خشک میشه . ملت به داد برسید . (اسمایلی گریه و زاری :-( )&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SEmjstKmpZI/AAAAAAAAAAw/33nJ5Q3QDws/s1600-h/IMG].jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5208874432464332178" style="CURSOR: hand" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SEmjstKmpZI/AAAAAAAAAAw/33nJ5Q3QDws/s400/IMG%5D.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;این یکی از عکسهای دریاچه ارومیه در این اواخر است . آدم یاد فیلمهای تخیلی میفته که زمین بر اثر حمله موجودات فرازمینی خالی از سکنه شده . واقعا جای تاسف داره که بر اثر بی دقتی مسوولین در ساختن سدها غیر اصولی چه بلایی داره بر سر یکی از مهمترین زیستگاههای طبیعی ایران و دنیا میاد . این دیگه عمق فاجعه است که دریاچه به این زیبایی که میتونست منبع درآمدی به لحاظ جذب گردشگر باشه الان به روزی افتاده که زندگی خودش هم به خطر افتاده .&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;تورو خدا حیف نیست دریاچه به این قشنگی ... !!!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SEmmp5D2_qI/AAAAAAAAAA4/uY42FCLejno/s1600-h/oroomie-lake.jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SEmmp5D2_qI/AAAAAAAAAA4/uY42FCLejno/s1600-h/oroomie-lake.jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SEmmp5D2_qI/AAAAAAAAAA4/uY42FCLejno/s1600-h/oroomie-lake.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5208877682652544674" style="CURSOR: hand" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SEmmp5D2_qI/AAAAAAAAAA4/uY42FCLejno/s400/oroomie-lake.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;ااااااا اومدم وسط دریاچه &lt;a href="http://jamshidi6.blogfa.com/post-317.aspx"&gt;جاده کشیدن&lt;/a&gt; ، اونم جاده کلانتری . یعنی من واقعا نمیفهمم اونایی که در راس کارهستند دیگه چه دشمنیی با این محیط زیست دارن . یعنی مغز به اندازه گنجشک هم نیست ؟ یا به قول این پسر عموی ما آی کیو به اندازه میگوی پخته هم نیست ؟ &lt;/div&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-6455703840511834000?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/6455703840511834000/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/06/blog-post.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/6455703840511834000'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/6455703840511834000'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/06/blog-post.html' title='محیط زیست'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SEmjstKmpZI/AAAAAAAAAAw/33nJ5Q3QDws/s72-c/IMG%5D.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-2278874432380953592</id><published>2008-05-29T14:16:00.005+04:30</published><updated>2008-05-29T17:31:20.460+04:30</updated><title type='text'>قاعده بازی</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;به تازگی وارد بازی وبلاگی شده ام که در کامنتهای &lt;a href="http://smto.ir/post-551.aspx"&gt;این پست&lt;/a&gt; و&lt;a href="http://smto.ir/post-552.aspx"&gt; این پست&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://smto.ir/post-553.aspx"&gt;این پست&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://smto.ir/post-555.aspx"&gt;این پست&lt;/a&gt; به راه افتاده است . جالب بحث برای من از آنجا ناشی شده است که شخصی به نام (( طلبه )) بازیی را براه انداخته است به این صورت : &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;اگر موافق باشيد چيزي شبيه بازي هاي وبلاگي راه بياندازيم ولي در عرصه همين سايت/وبلاگ و حتي المقدور در ذيل همين پست. به اين صورت كه هر يك از ما خودمان را به جاي آقاي خاتمي بگذاريم و بعد بگوييم كه اگر ما جاي ايشان رئيس جمهور بوديم چه مي كرديم.البته هنگام قضاوت كردن موارد ذيل را به طور جدي در نظر بگيريم:&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;۱. رئيس جمهور يك مملكت هستيم. نه رئيس يك حزب سياسي يا لزوما نماينده يك قشر اجتماعي، مثلا روحانيت.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;۲. تنها نيرو و قوه مملكت هم نيستيم بلكه رئيس يكي از قواي سه گانه كشور هستيم كه بر اساس قانون جايگاهش ذيل جايگاه رهبري نظام است.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;۳. از طريق كودتا و سرنگوني يك رژيم هم سر كار نيامده ايم. بلكه طي يك روند انتخاباتي ، با نقاط قوت و ضعف خود انتخاب شده ايم.۴. وعده تغيير نظام، مشي مسلحانه، تغيير نظام و ... را هم نداده ايم&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;۵. گفتمان مان هم گفتمان اصلاح طلبي است.۶&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;. با طيف هاي مختلف سياسي و اجتماعي. فرهنگي و ديني و ... سر و كار داريم كه هر كدام نيازها و خواسته ها و انتظارات خاص خود را دارند.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;۷. از طريق مردمي انتخاب شده ايم كه طيف متنوعي از انگيزه ها را براي راي دادن به ما دارند. انگيزه هايي كه گاه بسيار متضاد است و نمونه هايي از آنها را در اين سايت مي بينيم.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;۸. از طريق مردمي انتخاب شده ايم كه داراي روحيات و بافت فرهنگي و شاخصه هاي تاريخي خاص خود هستند . به عنوان مثال بسياري از آنها گمان مي كنند تنها وظيفه آنها دادن يك راي به يك شخص خاص و داشتن توقع ها و انتظارات گوناگون از اوست. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;من بطور موردی پرسیدم : اگر شما بجای آقای خاتمی بودید در برابر تحصن نمایندگان در مجلس ششم چه واکنشی نشان می دادید ؟&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;جواب (( طلبه )) به این سوال این بوده : &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;در پاسخ می توان گفت با توجه به آن شرط ها و شرایطی که در کامنت دوم گفتم، طبیعتا آقای خاتمی نمی توانست و نمی باید بر خلاف سخن رهبری حرکت کند(توجه داشته باشید که ایشان به قول آقا حمید قواعد بازی را پذیرفته بود و به میدان ریاست جمهوری آمد. لذا نمی توانست خلاف آن عمل کند). بله می شد برنامه ریزی هاو تدبیرهایی را اندیشید که کار به اینجا نکشد یا دست کم اینقدر شدت پیدا نکند.اگر بخواهیم مطلب را به موضوع این یکی دو پست &lt;a href="http://smto.ir/"&gt;خانم توحید لو&lt;/a&gt; پیوند بزنیم باید سوالی که شما مطرح کرده اید را ببریم در قالب آسیب شناسی اصلاحات و اصلاح طلبان. چرا که آنها باید می دانستند که جایگاه نمایندگی در کشور ما چگونه است و چه نسبتی با دیگر قوا دارد.این مطلب همچنین به نوعی نسبت با بی برنامگی کسانی دارد که سردمدار اصلاحات بودند. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;و اما جواب من به ایشان : &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;به (( طلبه ))&lt;br /&gt;گفته ای که : " در پاسخ می توان گفت با توجه به آن شرط ها و شرایطی که در کامنت دوم گفتم، طبیعتا آقای خاتمی نمی توانست و نمی باید بر خلاف سخن رهبری حرکت کند(توجه داشته باشید که ایشان به قول آقا حمید قواعد بازی را پذیرفته بود و به میدان ریاست جمهوری آمد. لذا نمی توانست خلاف آن عمل کند) "&lt;br /&gt;اتفاقا آقای خاتمی هم همین کار را کرد و طبق نظر رهبری عمل کرد هیچ کس هم منکر این نیست که آقای خاتمی کار دیگری کرده باشد . ولی موضوع بحث ما این بود که اگر هر یک از ما بجای آقای خاتمی بودیم چه کار دیگری می توانستیم انجام دهیم . اینجور که شما گفتید مثل اینکه آقای خاتمی خود در اینجا عملی را از روی اراده خود انجام نداده است و تنها نظر رهبری را اجرا کرده است ، پس با این حساب چه تفاوتی می کند که من بجای آقای خاتمی باشم یا شما یا هر کس دیگری ؟ !!!&lt;br /&gt;به این ترتیب فکر می کنم شما با این حرفتان دقیقا حرف ((حمید )) را در چند کامنت قبل را تایید می کنید که گفته بود : " همچین رییس جمهوری مترسک هست و نمیتواند کاری پیش ببرد با وجود یک دیکتاتور مانند ولایت مستبده فقیه . پس این بازی مضحک هست.و از بیخ باطل است. ". میبینید که (( حمید )) هم همین حرف را می زند. آیا به نظر شما قواعد این بازی که شما می گویید خاتمی آن را پذیرفته بود ، قوانینی عادلانه است که هر کس در این مسند بود باید از آنها اطاعت کند ؟ واقعا این با کدام عدالت جور در میآید که در حساسترین مواقع بازی (لازم هم نیست زیاد حساس باشه در بقیه جاها هم همینطوره ولی نه به این صورت مستقیم – بطور غیر مستقیم ) ریسجمهور منتخب 22 میلیون نفر از مردم از خود اراده ای نداشته باشد و از همان اول قاعده ای را قبول کند که بر طبق آن میلیونها رای مردمی که به ریسجمهور (به قول شما مردمی) رای میدهند به یک رای (( رهبر )) نیارزد ؟!!!!&lt;br /&gt;حال مردم به کدامین قانون باید چنگ بزنند تا ذره ای از حقشان را بستانند ؟ فانونی که ، قانون اساسیش حکم حکومتی رهبر را فرای میلیونها رای مردم میبیند ؟ !!!&lt;br /&gt;آبا این این رهبر چه میداند که میلیونها مردم از مردو زن ، عامی و تحصیلکرده و روشنفکر نمیدانند ولی او میداند ؟ چه سریست که حتی مردمی که به این قانون بی قاعده تن داده اند حتی نباید بدانند که رهبرشان (بالفرض محال که همه این رهبر را قبول داشته باشند) به چه فکر می کند و چه مصلحتی را برای مردم و نظام در نظر گرفته که چنین می کند ؟ !!!! قاعده بازیی که شما از آن می گویید به این میماند که دو تیم فوتبال با هم بازی کنند با این قاعده پذیرفته شده بین طرفین که اگر مثلا تیم الف از تیم ب در نتیجه جلو بود تیم ب این حق را داشته باشد تا بدون مزاحمت تیم الف به تعدادی گل به تیم الف بزند که نتیجه بازی به نفع تیم ب تغییر کند. اگر هم تیمی این قاعده بازی را قبول نکند خودبخود از گردونه مسابقات حذف میشود. خب در اینجا ظاهرا تیمها با هم رقابت سختی را دارند ولی در نهایت هر کسی که کمترین بهره را از ضریب هوشی برده باشد میداند که در نهایت این تیم ب برنده تمام بازیها خواهد بود و قهرمانی از آن اوست .&lt;br /&gt;(( طلبه )) جان قبول کن که قاعده بازی از بیخ و بن غلط است و ناعادلانه و انتظاری که مردم از آقای خاتمی داشتند این بود که حداقل یک بار هم که شده از موضعی که توسط 22 میلیون نفر به او تنفیض شده بود از حق آنها دفاع کند . مسلما این احقاق حق شوریدن بر علیه رهبری را میطلبید و نه آقای خاتمی هر کس دیگری هم بعد از ایشان نه با 22 میلیون رای بلکه با 44 میلیون رای هم وارد این بازی شود بدون اینکه جسارت شکستن قاعده بازی را داشته باشد ، وضع همین است که بوده و خواهد بود .&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;(من اگر جای آقای خاتمی بودم تقدس امر رهبری را می شکستم و به رای مردم احترام میگذاشتم. به همین سادگی . ) &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;البته بقیه هم جوابهایی دادند که میتوانید در کامنت دانی پستهای گفته شده در بالا ببینید . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;قضاوت با شما &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-2278874432380953592?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/2278874432380953592/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/05/blog-post_29.html#comment-form' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/2278874432380953592'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/2278874432380953592'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/05/blog-post_29.html' title='قاعده بازی'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-5037692095826316372</id><published>2008-05-23T23:57:00.004+04:30</published><updated>2008-05-24T00:17:58.021+04:30</updated><title type='text'>به بهانه سالروز آزادسازی خرمشهر</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;به جهمنم که آبادان و خرمشهر بعد از بیست سال از اتمام جنگ هنوز آب ندارند بخورند , به جهنم که بعد از بیست سال از اتمام جنگ شهرشون خرابه , به جهنم که بعد از بیست سال از اتمام جنگ کار بازسازیشون هنوز شروع نشده , به جهنم که بعد از بیست سال از اتمام جنگ کار پیدا نمیشه در شهرشون , به جهنم که بعد از بیست سال از اتمام جنگ حداقل های یک زندگی ساده در این شهر دیده نمیشه ، به جهنم که بعد از بیست سال از اتمام جنگ فقر در این شهر بیداد می کنه ، به جهنم که بعد از بیست سال از اتمام جنگ بهداشت درست و حسابی ندارند ، به جهنم که بعد از بیست سال از اتمام جنگ جزیره رفاه دولت هاشمی محقق نشده ، به جهنم که بعد از بیست سال از اتمام جنگ وعده حل مشكلات بيكاري و فقر و نتايج مثبت منطقه آزاد دولت خاتمي و وعده‌هاي دولت احمدي‌نژاد هنوز محقق نشده ، به جهنم که بعد از بیست سال از اتمام جنگ مجبورند نوسان شديد برق و خريد آب بشكه‌اي را تحمل كنند و افت تحصيلي فرزندانشان را شاهد باشند ، به جهنم که بعد از بیست سال از اتمام جنگ این مردم هنوز زنده هستند (مشکل خودشونه که زنده هستند ) .&lt;br /&gt;مهم اینه که قلب مقام رهبری به درد نیاد ، مهم اینه که کسی به ایشون نگه بالای چشمتان ابرو فدایت شوم شهری به نام خرمشهر بعد از جنگ بر جای مانده وبال گردن ما و مشکلاتی دارد . آیا نمی دانید قلب ایشان از لطیف ترین قلوب عالم است و با شنیدن این حرفها به درد میآید ؟ !!!&lt;br /&gt;ما را همین بس که سالی به سالی بگوییم و با هم بخانیم و اشکها بریزیم که :&lt;br /&gt;ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته / خون یارانت پر ثمر گشته / آه و واویلا / کو جهان آرا / نور چشمان تر ما&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما را همین بس که سالی به سالی عمو پورنگ به شهر خون و قیام برود و دشداشه ای به تن کند از قهرمانی ان روز مردانی برای کودکان این مرز بوم بگوید که حقیقتا آن روزها دلیرانه خرمشهر را آزاد کردند .&lt;br /&gt;کجایید ای شهیدان خدایی ، کجایید که ببینید این مردمان نامردم شهری را که شما به بهای قطره قطره های خونتان تحویلشان دادید ، هنوز دست نخورده باقی گذاشته اند. گویی اینان خرمشهر را به مثابه یک اثر باستانی می خواهند . کو "جهان آرا " که ببیند چه به روز مردم جنگزده خرمشهر می آورند . نمی دانم تویه خبرنگاری که سالی یک بار به عنوان ماموریتی ویژه برای تهیه گزارشی از خرمشهر اعزام می شوی وقتی به این شهر میرسی از همان آبی مینوشی که مردم آنجا مینوشند یا بطریهای آب معدنی را همراه خود برده ای تا مبادا به عفونتی چیزی دچار شوی . وای بر تو اگر از آن آب نوشیده ای و خبرش را به تمامی دنیا نفرستاده باشی .&lt;br /&gt;البته درکت میکنم ، تو وظیفه داری قلب مقام عظمای ولایت را به درد نیاوری .&lt;br /&gt;البته مسولوین هر از چند گاهی به این منطقه سر میزنند و در گفتگوهایی کاملا صمیمانه با تک تک مردم این دیار به تک تک آنها قولهای مساعدی برای رسیدگی به مشکلشون میدن . و چه بهتر از یک قول مساعد و یک گفتگوی کاملا صمیمانه . در کجای دنیا چنین گفتگوهای صمیمانه ای بین مسولین مملکتی و مردم عادی کوچه و خیابان (انسانهای بی ارزش ) رخ میدهد . به قول مقام عظمای ولایت " این مردم برای ما نعمتند ، این مردم ولی نعمتان ما هستند " . ولی هنوز کارشناسان نتونستند پی به سخنان باریک بینانه و ظریف ایشون ببرند که منظور ایشون کدوم مردم هستند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;" مردم خرمشهر مي‌گويند: ما درخواست اضافي از دولت‌هايي كه آمدند و رفتند و دولت كنوني نداريم، تنها مي‌خواهيم خرمشهر پيش از جنگ را به ما تحويل بدهند. آنان مي‌پرسند: آيا پس از گذشت بيست سال از بازسازي، باور اين مطلب آسان است كه خانه‌هايشان حتي پلاك هم نداشته باشد و مسئولان از عهده كنترل يك خيابان و حل بهداشت يك بازار و يك محله برنيايند؟!آنان مي‌گويند، خرمشهر تنها اسير شعارهاي مسئولان شده و بهانه‌اي براي پر كردن اوقات پشت تريبون آنها و نگاه ويژه پيش از آن‌كه رنگ واقعيت به خود بگيرد يك شعار دهان‌پركن است. براي همين برخي از مردم اين شهر، ماندن در شهر را جايز ندانسته و زادگاه خود را ترك و در جستجوي زندگي بهتر به شهرهاي ديگر كشور كوچ كرده‌اند. "&lt;a href="http://www.tabnak.ir/pages/?cid=11147"&gt; (تابناک 2/3/87)&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;ما را همین بس که سالی یک روز در تمام 7-8 کانال سیمای جمهوری اسلامی به مدت 24 ساعت برای ما بخوانند :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://samani.blogpars.com/?blogname=samani&amp;amp;post=31"&gt;ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته / خون یارانت پر ثمر گشته / آه و واویلا / کو جهان آرا / نور چشمان تر ما&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://tabnak.ir/pages/?cid=11201"&gt;فیلم &lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-5037692095826316372?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/5037692095826316372/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/05/blog-post_23.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/5037692095826316372'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/5037692095826316372'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/05/blog-post_23.html' title='به بهانه سالروز آزادسازی خرمشهر'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-5868155493174377780</id><published>2008-05-22T21:48:00.010+04:30</published><updated>2008-05-23T00:41:50.051+04:30</updated><title type='text'>متهمان قتل زهرا بنی یعقوب آزادند</title><content type='html'>&lt;div&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;امروز رفته بودم دانشگاه در خبر نامه دانشگاه مطلبی رو دیدم که، فکر کردم خوبه اینجا بزارم همه بخونن : &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div&gt; &lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;دادگستری همدان پس از دو ماه که از صدور دستور دیوانعالی کشور برای انتقال پرونده دکتر زهرا بنی یعقوب به تهران می گذرد ، همچنان از ارسال پرونده خودداری می کند . ابوالقاسم بنی یعقوب پدر دکتر زهرا در گفت و گو با کانون زنان ایران  با استناد به کپی نامه شعبه بیستم دیوانعالی کشور که دردست داشت ، گفت : " نام دیوانعالی کشور با شماره 20671 در تاریخ پانزدهم اسفتدماه سال گذشته صادر شده است اما پس از دو ماه همچنان مسوولان دادگستری همدان از وجود چنین نامه ای اظهار بی اطلاعی و از انتقال پرونده به تهران امتناع می کنن " . یکی از قاضی های دادگستری همدان در پاسخ به پیگیری های مکرر پدر زهرا بنی یعقوب برای انتقال پرونده دخترش به دادگستری تهران گفت است : " چرا قصد انتقال پرونده را به تهران دارید ؟ شما به اتفاق وکلایتان بیایید همین جا با حضور بسیجیها ماموران امر به معروف و متهمان به قتل مذاکره می کنیم تا موضوع حل و فصل شود " . پدر زهرا می گوید : مسوولان دادگستری همدان بگونه ای درباره حل و فصل این  پرونده و صلح و سازش ما با متهمان سخن می گویند که انگار موضوع ، یک دعوای کوچک شخصی است " . زهرا بنی یعقوب 27 ساله ، متولد و ساکن تهران ، رتبه 26 کنکور سراسری دشته پزشکی و فاذغ التحصیل دانشکده پزشکی تهران در سال 1385 ، که در حال انجام داوطلبانه  طرح خدمات پزشکی برای مناطق محروم کشور بوده است ، روز جمعه مورخ 20/7/1386 ساعت 10 صبح در محوطه پارک همدان به همراه نامزد  خود توسط ماموران ستاد امر به معروف به دلیل نامشخص بودن وضعیت تاهل ، به ستاد منکرات انتقال میابند و پس از 48 ساعت بازداشت ، ماموران با جسم بی جان وی در راهروی بازداشتگاه مواجه می شوند . از طرف ماموران ستاد علت مرگ خودکشی اعلام می شود . اما وجود تناقضات موجود در اظهارات مسوولان ذیربط و اقدامات ماموران ستاد به همراه وجود روابط غیر منطقی در شکل گیری حادثه احتمال وقوع قتل جدی است . به گفته پدر دکتر زهرا ، هیچ کدان از متهمان قتل دخترش در زندان نیستند و هر کدام با وثیقه های سبک یکی - دو میلیون تومانی آزادند. خانواده دکتر زهرا با این اعتقاد که روابط شخصی متهمان در همدان با مسوولان قضایی این شهر بر روند پیگیری پرونده فرزندشان تاثیر نامطلوب خواهد داشت ، خواهان انتقال این پرونده به تهران شده اند .&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; در همین ارتیاط :&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2007/12/071225_mf_zahra_2.shtml"&gt;درخواست نبش قبر زهرا بنی یعقوب   &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:100%;"  &gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به برادر زهرا بنی یعقوب: خودکشی را باور نمی کنیم" href="http://www.autnews.info/archives/1386,10,0007113" rel="bookmark"&gt;برادر زهرا  بنی یعقوب: خودکشی را باور نمی کنیم&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا ریاست قوه قضاییه از این پرونده خبر دارند ؟&lt;br /&gt;آیا رهبر معظم انقلاب از این حادثه بی خبرند ؟ یا خبر دارند و خود را به بی خبری می زنند ؟ یا شاید واقعا جان یک انسان چندان ارزشی نداشته باشد .&lt;br /&gt;فرازی از سخنان رهبر انقلاب در مورد&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 102, 255);font-size:100%;" &gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;a href="http://bamdades.blogfa.com/post-12.aspx"&gt;عدالت&lt;/a&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: bold;font-size:100%;" &gt;&lt;br /&gt;&lt;a style="color: rgb(51, 51, 255);" href="http://www.rajanews.com/News/?25773"&gt;عدالت 2 &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نمردیم و فهمیدیم عدالت یعنی چی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                             &lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt;  یه فیلتر شکن بسیار خوب بنام Ultrasurf  رو میتونید از&lt;/span&gt; &lt;a href="http://www.4shared.com/file/32142737/6c39f9b4/UltraSurf.html"&gt;اینجا&lt;/a&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 0);"&gt; دانلود کنید .&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-5868155493174377780?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/5868155493174377780/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/05/blog-post_22.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/5868155493174377780'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/5868155493174377780'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/05/blog-post_22.html' title='متهمان قتل زهرا بنی یعقوب آزادند'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-4921980730653277138</id><published>2008-05-21T13:25:00.003+04:30</published><updated>2008-05-21T13:36:52.490+04:30</updated><title type='text'>بدون عنوان</title><content type='html'>سلام&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;این روزها خیلی سرم شلوغه اصلا وقت نمی کنم بیام اینجا. باور کنید یه عالمه چیز دارم برای نوشتن ، ولی افسوس که وقت ندارم :-( &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;حالا هم برای خالی نبودن عریضه یکی دو تا لینک جالب پیدا کردم که میذارم اینجا. ( برداشت آزاد ) :-) &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://heidariam.blogfa.com/post-384.aspx"&gt;جماعت خواب&lt;/a&gt; (بیست و یکمین کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی) D-: &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://www.aftabnews.ir/vdch-xnz.23nz68ji2t1.html"&gt;يكي از وزراي كابينه احمدي نژاد، در جمع مسئولان سازمان بهزيستي . . . &lt;/a&gt;(توضیح اینکه +18) &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-4921980730653277138?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/4921980730653277138/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/05/blog-post_21.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/4921980730653277138'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/4921980730653277138'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/05/blog-post_21.html' title='بدون عنوان'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-7839717322311606336</id><published>2008-05-15T00:18:00.009+04:30</published><updated>2008-05-15T00:58:55.358+04:30</updated><title type='text'>منم Feed Burner  دارم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;مفتخر است به عرض ملت همیشه در صحنه هسته ای برساند که &lt;/span&gt;&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/mr-hzf"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;Feedburner&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt; اینجانب آماده ارائه هر گونه خدمات به شما هم هموطنان عزیز می باشد . خواهشمند است برای بهره مند شدن از این خدمات متنوع در کوتاه ترین زمان ممکن در &lt;/span&gt;&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/mr-hzf"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;Feedburner&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt; اینجانب ثبت نام کنید . لازم به ذکر است ظرفیت محدود میباشد و اولویت با کسانی است که زودتر اقدام به به ثبت نام کنند . :-)&lt;br /&gt;لطفا بری تکمیل ثبت نام و شرکت در قرعه کشی به این &lt;/span&gt;&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/mr-hzf"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;آدرس&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/mr-hzf"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;http://feeds.feedburner.com/mr-hzf&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt; برید و ثبت نام کنید . در ضمن میتونید روی همین آیکون نارنجی رنگ که در گوشه سمت راست بالا میبیند هم کلیک کنید. همون کار رو میکنه.&lt;br /&gt;هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم . :-)&lt;br /&gt;در ضمن توصیه می کنم که &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.google.com/help/reader/faq.html"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;Gogle reader&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt; تون رو هم تکمیل کنید البته لازمش داشتن یه آی دی Gmail است . این مورد Google reader شدیدا توصیه میشه که خیلی سودمنده . ولی از همه مهمتر و سودمندتر رفتن به این آدرس &lt;/span&gt;&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/mr-hzf"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;http://feeds.feedburner.com/mr-hzf&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt; و تکمیل ثبت نامتون است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امشب اصلا وقت ندارنم براتون توضیح بدم بیشتر از این . آخه خیر سرم فردا صبح امتحان دکترا دارم ( چقدر هم خوندم حالا ، حتما هم قبول میشم ).&lt;br /&gt;در مورد Feed burner میتونید&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.feedburner.com/fb/a/about"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt; اینجا &lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;بخونید .&lt;br /&gt;اگر هم مثل من حوصله خوندن انگلیسی رو ندارید میتونید از&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.ihamed.com/1386/11/14/whats-feed/"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt; اینجا&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt; بخونید .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راستی امروز آقای احمدینژاد مردم رو از یک اشتباه بزرگ نجات داد و مردم فهمیدن که &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.etemaad.com/Released/87-02-25/103.htm#72418"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;وضعیتشون از قبل بهتر شده.&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آآآآخ داشت یادم میرفت ، حتما به این آدس برید &lt;/span&gt;&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/mr-hzf"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;http://feeds.feedburner.com/mr-hzf&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt; بعدا بهنون میگم چیه .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-7839717322311606336?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/7839717322311606336/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/05/feed-burner.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/7839717322311606336'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/7839717322311606336'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/05/feed-burner.html' title='منم Feed Burner  دارم'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-293227435023906621</id><published>2008-05-13T12:19:00.008+04:30</published><updated>2008-05-14T00:03:04.870+04:30</updated><title type='text'>چه باید بشود تا احمدینژاد استیضاح بشود ؟ !!!</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;در تاریخ " دوشنبه 28 مه 2007 - 07 خرداد 1386 " بخش فارسی خبرگزاری بی بی سی خبر داد که " &lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/worldnews/story/2007/05/070528_shr-japan-minister.shtml"&gt;وزیر ژاپنی 'خودکشی کرد' &lt;/a&gt;" . آدم وقتی یه همچین خبری رو میشنوه کنجکاو میشه بره ببینه چه اتفاقی افتاده که وزیر کشاورزی ژاپن خودکشی کرده . ممکنه فکر کنین که لابد یه گندی زده که باعث شده تمام محصولات کشاورزی ژاپن در طی سال جاری نابود شده و یا خشک بشه یا اینکه خود ایشون شبانه رفته تمام مزارع ژاپن رو آتیش زده و یا شاید به تمام کشاوزهای ژاپنی تجاوز کرده که از فرط خجالت رفته خودکشی کرده . !!! &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;وقتی که میری خبر رو میخونی میبینی که ای بابا اصلااز این خبرها نبوده ، فقط یه رسوایی مالی ساده بوده. اونم به این دلیل : &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;" &lt;em&gt;&lt;strong&gt;وزیر کشاورزی ژاپن در چند ماه گذشته با اتهام فساد مالی مواجه بود چون برای یک دفتر کار، که همه هزینه های آن توسط دولت پرداخت می شده است، بالغ بر 230 هزار دلار هزینه دریافت کرده بود.&lt;br /&gt;وی همچنین از یک تاجر ژاپنی که به خاطر تخلفات مالی تحت پیگرد قانونی بوده، کمک مالی دریافت کرده بوده است.&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt; " &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;آخه آدم به اینا چی بگه . کسی هم میره بخاطر دریافت 230 هزار دلار ناقابل خودکشی کنه. من نمیدونم اینا خجالت نمیکشن به خاطر یه همچین مبلغ ناچیزی وزیر رو میکشن مجلس ماخذش می کنن. من الان چندتا دلیل محکم میارم برای روح این آقای وزیر که کاری که کرده اشتباه بوده و ایشون هیچ عمل خلافی مرتکب نشدن ؛ &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;مثلا همین احمدی نژاد خودمون رو ببینید ماشاالله میلیارد میلیارد جابجا میکنه هیچ اتفاقی هم نمیافته هیچ هر روز &lt;a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8702240061"&gt;اقتصاد ایران شکوفا تر &lt;/a&gt;هم میشه . مثلا همین تازگیها&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/business/story/2008/05/080513_he-ka-petrol.shtml"&gt; 2 میلیارد دلار&lt;/a&gt; از صندوق درخیره ارزی برداشت کرده ( البته میدونید که ارث پدرشه اختیارش رو داره - برمنکرش ... ) بدون مجوز مجلس و هیچ اتفاق خاصی هم نمیافته . ( البته بگم که این براشت فقط جهت رفاه حال مردم بوده و بس ) خب 2 میلیارد دلار هم که چیزی نیست . مجلس هم دیگه نباید دیگه اینقدر مته به خشخاش بزاره . ریسجمهور اختیار مال پدرش که از طریق قاونی 3 سال پیش بهش ارث رسید رو نداشته باشه پس دیگه چه اختیاری براش میمونه . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;اصلا بعصی مواقع هست آدم دلش می خواد که از دست این نماینده های مجلس سرش رو به یه جایی بکوبه . بعنوان مثال این نطق پیش از دستور امروز &lt;a href="http://www.tabnak.ir/pages/?cid=10643"&gt;محمدرضا تابش، رئيس فراكسيون اقليت مجلس&lt;/a&gt; بخونید . هر چی که از دهنش در میاد به ریسجمهور مردمی میگه . در جایی از صحبتهاش وقاحت رو به نهایت میرسونه و با دشمنان اسلام و نظام هم صدا میشه و میگه "&lt;em&gt;&lt;strong&gt; براساس محاسبات انجام شده عايدي كشور در سالهاي 84 و 85 و 86 از محل فروش نفت و گاز و ميعانات گازي حدود دويست ميليارد دلار بوده است، بنابه گزارشهاي رئيس جمهور محترم هنگام تقديم لوايح بودجه ظرف سه سال گذشته منابع ارزي خرج شده توسط دولت هشتاد و پنج ميليارد دلار عنوان شده است .مجلس و منتقدين دولت رقم خرج كرد دولت طي سالهاي 84 و 85 و 86 را حدود صد و پنجاه ميليارد دلار مي‌دانند. حق طبيعي مجلس و مردم است تا از ريز هزينه‌هاي دولت آگاهي يابند و توضيح داده شود مابه‌التفاوت رقم هشتاد و پنج ميليارد دلار تا دويست ميليارد دلار و يا صد و پنجاه ميليارد دلار تا دويست ميليارد دلار از كجا ناشي مي‌شود؟&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt; " &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;آخه یکی نیست بگه به تو چه که 50-60 میلیارد دلارکجا رفته . مگه پول تو و من بوده که براش حرص بخوریم . مال خودش بوده هر جور که صلاح بدونه خرجش می کنه . اصلا رفته برای پسرش عروسی گرفته به تو چه . آخه ریسجمهور که نمبتونه هر روز پاشه بیاد مجلس به سوالهای بچگانه تو و امثال تو جواب بده . البته آقای احمدینژاد هم بیکار ننشسته و با&lt;a href="http://www.shahabnews.com/vdcg.n9wrak9xnpr4a.html"&gt; یک حرکت زیرکانه و تیزهوشانه &lt;/a&gt;راه هر انتقادی رو بسته . من به داشتن همچین ریسجمهوری افتخار میکنم شما چطور ؟ ! &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;ما باید به این ریسجمهور اعتماد کامل داشته باشم . صبح تا &lt;a href="http://www.tabnak.ir/pages/?cid=10629"&gt;نصفه های شب&lt;/a&gt; میشینه مشکلات مردم رو حل میکنه و مفسدین اقتصادی رو رسوا میکنه .&lt;a href="http://www.tabnak.ir/pages/?cid=10634"&gt;نرخ سود بانکی &lt;/a&gt;رو با کار شبانه روزی و به تنهایی تعیین میکنه . من فکر میکنم اینطور فحاشی ها فقط نتیجه&lt;a href="http://www.noandish.com/com.php?id=15983"&gt; آزادی بیش از حد &lt;/a&gt;در جامعه است که هر کسی بلند میشه در رسانه ها و تریبونهایی که در اختیار داره علیه دولت خدمگزار مردمی شایعه پراکنی میکنه . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;من واقعا در عجبم که چرا دیگه &lt;a href="http://www.aftabnews.ir/vdcgwz9akn9nu.html"&gt;بعضی از روحانیون شناخته شده &lt;/a&gt;عزیز به صفوف دشمن پیوستن و خواستار استیضاح ریسجمهور شدن . مگر غیر از این است که دولت مردمی احمدیژاد تحت نظارت کامل امام زمان اداره میشه و ایشون فقط در جایی این حقیقت ناب رو فاش کردند . من فکر میکنم ریسجمهور نباید تمام حقایق حکومت داری اسلامی رو برای عموم مردم فاش کنند چرا که ممکن است کوردلانی پیدا شوند و این حقایق را انکار کنند. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;من فکر میکنم با آوردن همین چندتا دلیل روح قرین رحمت شده اون وزیر ژاپنی قانع شده باشه که کاری که انجام داده اصلا فساد مالی نبوده و اشتباه کرده که خودش رو مسنحق مجازات دونسته . احمدینژاد رو بینید ماشاالله هر روز سر حالتر و راسختر در انجام وظیفه برای مردم . من واقعا روح بلند ریسجمهور و سعه صدر ایشون رو در مواجهه با این جاهلان ستایش می کنم .&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;**************************************&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;امروز یه شیر پاک خورده ای یه مطلب نوشته بود به این عنوان : &lt;a href="http://www.tabnak.ir/pages/?cid=10602"&gt;چرا کشورمان چنين جرم خيز شده است؟ &lt;/a&gt;. از اول تا آخرش که داشتم می خوندم داشتم به این فکر می کردم که یعنی رئیس قوه قضایینه - جناب شاهرودی - تز این چیزها اطلاع نداره ؟ &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;به نظر من دو حالت بیشتر متصور نیست : 1 - این آقای رئیس این چیزها رو میدونه و اهمیت نمیده که در این صورت ظالمی بیش نیست و صلاحیت این مقام رو به هیچ عنوان نداره . 2 - یا نمیدونه که این عذر بدتر از گناه است و باز هم لیاقت این پست رو نداره . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;البته می دونیم که عوض کردن رئیس این قوه فقط از دست رهبری بر میاد ، پس رهبری هم یا این وضعیت رو میدونه و یا نمیدونه و به همون دلایل بالا ایشون هم لیاقت رهبری رو ندارن . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;کلا در کشور ما سر هر چیزی رو که بگیریم میرسیم به یه نقطه و اون مقام عظمای ولایت است . از ریسجمهور بگیر تا قوه قضائیه تا مجلس . ولی خب هممون میدونیم که یکی از گناهان کبیره انتقاد از رهبر معظم انقلاب و پیشوای مسلمین عالم است . به همین خاطر مجبوریم خودمون رو با انتقاد الکی و بی فایده از رئیس این قوه و اون قوه و گیر دادن به این و اون گرم کنیم تا هم کاری کرده باشیم و هم سرگرم شده باشیم . هممون هم میدونیم هیچ فایده ای نداره . رهبری هم اون بالا نشسته به هممون میخنده . خب البته حق هم داره . &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;واقعا تا حالا شده از خودمون بپرسیم که چرا هر طیفی چه اصلاح طلب چه اصول گرا بیاد سر کار هیچی عوض نمیشه ؟ ؟!!!&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-293227435023906621?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/293227435023906621/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/05/blog-post_13.html#comment-form' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/293227435023906621'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/293227435023906621'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/05/blog-post_13.html' title='چه باید بشود تا احمدینژاد استیضاح بشود ؟ !!!'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-3584773309491798960</id><published>2008-05-12T00:26:00.008+04:30</published><updated>2008-05-12T01:09:23.975+04:30</updated><title type='text'>من از ظالم متنفرم !!!!</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;اول بگم که پیش نیاز مطلب زیر خوندن این مطلب از&lt;a href="http://www.zahra-hb.com/1387/02/22/why-i-hate-israe/"&gt; زهرا&lt;/a&gt; است : &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;آیا فکر می کنید که پولی که میره برای حزب الله و حماس از طرف ایران صرف چی میشه ؟ آیا صرف رفاه آسایش مردمان اون مناطق میشه ؟ آیا صرف آبادانی و بازسازی اون سرزمینها میشه ؟&lt;br /&gt;من فکر نمی کنم . چون این پولها فقط صرف خرید سلاح و ابزار جنگی میشه ، که حزب الله و حماس باز هم بتونن با قدرت بیشتری جلوی دشمنی که در واقع دشمن ایرانه بجنگند . جنگ هم که حتما میدونید یعنی چی . یعنی آوارگی مصیبت و بدبختی و . . .&lt;br /&gt;خب همتون هم می دونید که این جنگ کجا در جریانه . مطمئنا در مرزههای ایران و در نزدیکی مرزهای ایران نیست . آره در مرزهای لبنان و فلسطن در جریانه .&lt;br /&gt;خب پس نتیجه اینکه تمام مصیبتها و بدبختی و هزارتا بلای دیگه میمونه برای مردم مظلوم فلسطین که اسیر شهوات و خودخواهیهای دو گروه حماس و حزب الله و دولت جمهوری اسلامی شدن . راستی اون جنگ 33 روزه اخیر لبنان و اسرائیل ، بخاطر اسیر کردن احمقانه یک سرباز اسرائیلی ارزش اینهمه کشته و زخمی و اینهمه خرابی و ویرانی برای لبنان رو داشت ؟ آیا به این نمیگن خیانت حزب الله به مردم لبنان ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زهرا خانم تو که اینهمه سنگ طرفداری از حزب الله و حماس رو به سینه میزنی چرا بجای پول دادن خودت نمیری اونجا براشون بجنگی ؟ آیا میدونی این پولی که جمهوری اسلامی داره به اینا مبده تومن به تومنش خیانت به ملت ایران و فلسطین و لبنان است ؟ آیا با این پولهای کلان (&lt;a href="http://kambiztheone.wordpress.com/2008/05/05/iran_municilapity_money_lebanon/"&gt;150 میلیارد دلار برای بازسازی لبنان&lt;/a&gt; - که مطمئنا هدف اصلی بازسازی نیست ) تا حالا اوضاع ذره ای به نفع مردم فلسطین و لبنان عوض شده ؟&lt;br /&gt;آیا کورسویی از اتمام این جنگ خانمانسوز 60 ساله میبینید ؟ مطمئنم که همه شماهایی که این حرف رو میزنید هیچ تصوری از جنگ ندارید . هر چی که اطلاغات از جنگ دارید یا از تو فیلمها دارید یا از کارتونها یا بازیهای کامپیوتری . میدونید وسط خونتون یه خمپاره بخوره یعنی چی ؟ نه نمیدونی چون تو الان نشستی پشت رایانت ( کامپیوترت ) و رگ گردنت قلمبه شده که آره من از اسرائیل متنفرم !!!!!!!!!!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زهرا خانم و شماهایی که اینهمه طرفدار آتش افروزی بین اسرائیل و حزب الله و .. هستید آیا میتونبد تصور کنید یه نفر در یک وضعیت جنگی به دنیا بیاد و تمام عمرش رو تا سن 60 سالگی هنوز در همون وضعیت جنگی سپری کنه . میتونید تصور کنید ؟ اصلا آخر این قضیه چیه ؟ تا کی آخه تا کی این جنگ ادامه داره ؟ تا چند سال دیگه ؟ آهای شماهایی که اینقدر از اسرائیل متنفرید چرا خودتون بر نمیدارید برید اونجا در کنار برادران و خواهران حزب الله بر علیه اسرائیل بجنگبد ؟ مگه شماها فریاد برادر مسلمانتون رو نمیشنوید ؟ پس زود باشید که داره دیر میشه .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اشکال نداره تو متنفر باش ، پولهای مردم رو جمع کن بفرست برای هم کیشانت تا اونا بجنگن و فردا شب که اخبار گوش میکنی اعلام کنه که " محمد یاسر ... " در درگیری با نیروهای رژیم صهیونیستی به شهادت رسید و تو باز هم از اسرائیل متنفر باش و باز هم . . .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من واقعا نمی دونم کدوم یکی از اینها خونخوارتر و ظالمانتره ؟&lt;br /&gt;1 - جمهوری اسلامی ایران 2 – حزب الله لبنان 3 - حماس 4 – اسرائیل&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در انتها باید بگم که سران حکومت اسرائیل هم دقیقا به همون اندازه افراطی مذهبی هستند که سران حکومت جمهوری اسلامی هستند . اگر بنا به استفاده واژه تنفر باشه (که البته به نظر من ناشی از احساسات محضه ) این کلمه شایسته هر دو نوع حکومت است . &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;پی نوشت کمی تا قسمتی با ربط : &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;در ارتباط با کمک 3 میلیارد تومنی شهرداری تهران به حزب الله لبنان دو تا مطلب جالب پیدا کردم گفتم بد نیست شما هم بخونید . &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;لازم به توضیح اضافه من نیست، هر دو مطلب خود گویا هستند . &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;a title="آیا می‌توان به کمک‌های ایران به لبنان واقع‌بینانه‌ نگاه کرد؟" href="http://bamdadi.com/2008/05/06/is-impartial-observation-of-iran-lebanon-support-possible/" rel="bookmark"&gt;آیا می‌توان به کمک‌های ایران به لبنان واقع‌بینانه‌ نگاه کرد؟&lt;/a&gt; ( &lt;a href="http://bamdadi.com/"&gt;بامدادی&lt;/a&gt; ) &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;و جواب &lt;a href="http://kambiztheone.wordpress.com/"&gt;هزاران  نقطه &lt;/a&gt;به ایشون &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;a title="نگاه واقع بینانه به ولخرجی جمهوری اسلامی در خاورمیانه" href="http://kambiztheone.wordpress.com/2008/05/07/iran_spending_money_middle_east/" rel="bookmark"&gt;نگاه واقع بینانه به ولخرجی جمهوری اسلامی در خاورمیانه&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-3584773309491798960?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/3584773309491798960/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/05/blog-post_12.html#comment-form' title='9 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/3584773309491798960'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/3584773309491798960'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/05/blog-post_12.html' title='من از ظالم متنفرم !!!!'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>9</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-1614647778968334337</id><published>2008-05-10T11:42:00.001+04:30</published><updated>2008-12-10T09:30:40.311+03:30</updated><title type='text'>طرفدار جدید مطبوعات !!!!!!</title><content type='html'>به به ، میبینم که طرفداران آزادی مطبوعات داره هر روز زیاد دو زیاد تر میشه . حدس بزنید ایندفعه کی پرچم رو بلند کرده .&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;زیاد به خودتون فشار نیارید . چون نمی تونید بگید . خودم می گم . &lt;a href="http://www.tabnak.ir/pages/?cid=10435"&gt;آقای هاشمی رفسنجانی &lt;/a&gt;در خطبه های نماز جمعه دیروز ( 20/2/87) &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;مملکت جالبی داریم . همین آقایونی که الان اومدن شعار آزادی مطبوعات رو سر میدن زمانی که خودشون در راس قدرت بودند به بدترین وجه ممکن جلوی مطبوعات رو می گرفتن . خب الان چی شده که یهو اومدن طرفدار آزادی مطبوعات شدن ؟ اتفاق خاصی افتاده آقای هاشمی ؟ منافعتون به خطر افتاده خدای نکرده ؟ مطمئن باشید همین آقای هاشمی که اگر دوباره در راس قدرت قرار بگیره دوباره به همان شیوه سابق با مطبوعات برخورد می کنه . آقای هاشمی شما اون موقع که باید عمل می کردی نکردی حالا دیگه حرف زدن چه فایده ای داره . اگر می تونی عمل کنی بفرما ... . &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;توجه شما رو به فرازی از سخنان ایشون جلب می منم :&lt;br /&gt;" &lt;em&gt;&lt;strong&gt;وي با بيان اين كه در قانون اساسي به شدت با سانسور مخالفت و به آزادي مطبوعات توجه ويژه‌ شده، همچنين تاكيد شده كه در رسيدگي به تخلف مطبوعات بايد مسير و حركت عادلانه‌اي را در پيش گرفت، گفت: مطبوعات ما در حال حاضر با آن چه در قانون اساسي آمده فاصله دارند و بايد نيرومندتر و صحيح‌تر، مسوولانه‌تر و بالنده‌تر با مسائل واقعي جامعه برخورد كنند&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;."&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;با توجه به سخنان ایشون میشه اینجوری نتیجه گرفت که در زمان ریاست جمهوری خودشون قانون اساسی در کشور وجود نداشته یا شاید هم ایشون از وجود همچین قانونی بی اطلاع بودند . !!!!!!!!!!!!!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;یک احتمال دیگه ای هم که وجود داره اینه که شاید ریاست جمهوری و رهبری و قوه قضاییه و وزارت خانه ها و .... در کشور ما قانون اساسی جداگانه ای دارند که با قانون اساسی که برای مردم عادی نوشته شده و در دسترس عموم هست کاملا متفاوت . اگر دفت کرده باشین احمدی نژاد هم تا قبل از ریاست جمهوری که یک فرد عادی در جامعه محسوب میشد یه حر فهای دیگه ای رو بر طبق قانون اساسی میزد ولی به محض تحویل پست ریاست جمهوری به ایشون بالکل کن فیکون شد . !!!!!!!!&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;بله البته ، اصولا، &lt;em&gt;مرگ خوبه ولی برای همسایه .&lt;/em&gt; &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;البته به نطر من باز هم جای شکرش باقیه که حداقل آقای هاشمی تا قبل از اینکه پاشون به اون دنیا برسه به یه همچین نتیجه ای رسیدن . البته امیدوارم ایشون از ته قلب این حرف رو زده باشه و واقعا بهش اعتقاد داشته باشه ( من زیاد نیستم مگر اینکه با یه حرکت عملی همراه باشه ) . &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;کلا ریاست جمهوری در ایران 8 سال دوره کار آموزی داره و تازه بعد از 8 سال که طرف یه چیزای داره یاد میگیره متاسفانه دیگه نمیذارن که باشه و بعدش طرف از اون بالا که اومد پایین و در کنار مردم و هم اندازه اونا شد ( البته نه دقیقا کنار مردم و نه دقیقا هم اندازه اونا ) تازه میقهمه که اه ه ه ه ... چه گندی زده . و در اینجاست که دوباره شروع میکنه به سخنرانی که ، بله ، اگر من دوباره برم اون بالا چه میکنم و چه میکنم و .... . مردم هم حالاست که ... :-))&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;به همین زودی منتظر باشید که آقای احمدینژاد هم وقتی از قدرت کنار رفت طرفدار پرو پاقرص مطبوعات بشه و چه سخنرانیهای در وصف آزادی مطبوعات انجام بده که هر کسی ندونه فکر کنه اولین کسی که شعار آزادی مطبوعات رو در تاریخ سر داده آقای احمدینژاد بوده . &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;پی نوشت های بی ربط :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;پ ن 1: اینم یه لینک جالب از رهبر معظم انقلاب ، ببینید و لذت ببرید . در باب آزادی دانشجویان ، واقعا شما ملت دانشجو دیگه چی می خوایین ؟&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=1rz_N7voAko"&gt;http://www.youtube.com/watch?v=1rz_N7voAko&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;پ ن 2 : حتما از اون &lt;a href="http://radiozamaaneh.com/news/2008/05/_3_3.html"&gt;3 میلیارد تومنی &lt;/a&gt;که شهرداری تهران برای هموطنان لبنانی ما فرستاده خبر دارین . خوبه منبع خرج کردنشون رو هم بدونید : &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5198660360635292002" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 494px; CURSOR: hand; HEIGHT: 361px; TEXT-ALIGN: center" height="300" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SCVaDeeSGWI/AAAAAAAAAAk/llL6ZccqmJU/s400/126.jpg" width="465" border="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینم بقیه عکسهای کشور دوست و برادر مسلمان ، لبنان : &lt;a href="http://www.libanmall.com/fredd1.htm"&gt;http://www.libanmall.com/fredd1.htm&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;پ ن 3 : اینم ملت همیشه در صحنه هسته ای خودمون . البته میدونید که 3 میلیارد تومن پولی نیست که بشه به اینا کمک کرد . طبق آخرین اخبار یکی از مسئولین مملکتی دولت خدمتگذار مردمی در بازدیدی صمیمانه و در ط&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SCVYp-eSGVI/AAAAAAAAAAc/cjCcYrmwyqc/s1600-h/125.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5198658823037000018" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 350px; CURSOR: hand; HEIGHT: 253px" height="253" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SCVYp-eSGVI/AAAAAAAAAAc/cjCcYrmwyqc/s320/125.jpg" width="400" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;ی گفتگویی صمیمانه تر با این هموطنان قول رسیدگی دادند و گفتند " انشاالله " درست می شود : &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-1614647778968334337?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/1614647778968334337/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/05/blog-post_10.html#comment-form' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/1614647778968334337'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/1614647778968334337'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/05/blog-post_10.html' title='طرفدار جدید مطبوعات !!!!!!'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/SCVaDeeSGWI/AAAAAAAAAAk/llL6ZccqmJU/s72-c/126.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4091917990298787155.post-6552580735557328712</id><published>2008-05-08T20:12:00.002+04:30</published><updated>2008-05-11T12:51:41.552+04:30</updated><title type='text'>چگونه من وبلاگ نویس شدم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;به نام خدا ، او که نامش آرامش بخش دلهاست&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;سلام به همگی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;این اولین پست من در این وبلاگ هست . اصلا خودم هم نمی دونم چجوری شد که اومدم اینجا و این وبلاگ رو درست کردم . راستش من هیچوقت فکر نمیکردم که یه روزی این کار رو بکنم . ولی خب اینم برای خودش یه ماجرایی داره . من یه چند وقت بود که علاقه وافری پیدا کرده بودم به خوندن وبلاگ این و اون . خلاصه وارد یه وبلاگ میشدم باید از اول تا آخرش رو می خوندم ( البته اگر ازش خوشم میومد ) حتی کار به جایی میرسید که آرشیو بعضیهاشون رو هم میرفتم می خوندم . نمی دونم چی بود ولی هر چی که بود یه حس کنجکاوی در من بوجود که می خواستم بدونم اینی که این وبلاگ رو نوشته چجور آدمیه و چجوری فکر میکنه . برام هم فرقی نمیکرد چجور چیزی نوشته باشه . حالا هر چیزی ممکن بود توجه من رو به خودش جلب کنه . سیاسی ، اجتماعی ، طنز ، خاطرات فردی ، بعضی مواقع هم خب رمی خوردم به موارد س.ک.سی و .... و البته که اونم می خوندم . اصلا هم برام مهم نیست در مورد من چی فکر می کنید به نظر من وبلاگهایی هم که به مقوله مهم پورن می پردازن مبتونن هم جالب باشند و هم شاید کمی تا قسمتی آموزشی . ( راستی ، راست میگن که اگر س.ک.س رو اینجوری بنویسیم فیلتر نمیشیم ؟!!!!!!!! اگر اینجوریه که باید بگم رباطهای فیلتر کن مخابرات خیلی احمق هستند . ) خلاصه داشتم می گفتم همینجوری که من در این دنیای وبلاگی می چرخیدم بعضیهاشون رو من با دقت بیشتری دنبال میکردم و کم کم شروع کردم به کامنت گذاشتن برای بعضیهاشون . اولش کامنت هام خیلی کوتاه و الکی بود و همینجوری برای ابراز وجود و اینکه بگم آره منم دارم میام اینجا مطلبت رو دبدم یه چیزی مینوشتم . بعدش کم کم توجهم به کامنتهای بقیه افرادی که میومدند اونجا کامنت میگذاشتن جلب شد و اونها رو که می خوندم از بعضیهاشون واقعا لجم می گرفت و حسابی .... مخصوصا که موضوع بحث سیاسی باشه ، منم حساس نسبت به این قضیه با رگ گردنی ورقلمبیده شروع می کردم به شخص مزبور در ان کامنت دونی . کم کم دیدم بعضی از کامنتهام زیادی داره طولانی میشه خودش در حد یک پست در اومده . از اون طرف هم خیلیها ( و حتی نویسنده وبلاگ ) صداش در میومد که " آقا به ما چه مربوطه که تو میای اینجا با فلانی دعوا می کنی " . از یه طرفی هم بعضی از طرفدارن آن شازده محترم ( شاید خود شازده با اسمهای جعلی متفاوت ) با بهانه های بی تربیت بودن من و خارج شدن من از ادب و احترام ( حالا نه اینکه خودشون سرمنشا اخلاق و ادب و احترام بودن ) به من حمله می کردن و .... خلاصه سرتون رو درد نیارم ( البتخ فعلا فقط خودم هستم که با خوذم حرف میزنم امیدوارم بعدا کسانی باشند که این مطلب رو بخونن D -: )&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;من هم کمر همت بستم تا از این بن بست رهایی پیدا کنم . بهترین کار رو این دیدم که بیام بشینم اینجا برا خودم تو خونه خودم هر چی که دلم خواست بنویسم که دیگه مزاحم کسی نباشم و به قولی سربار نویسنده وبلاگهای دیگه هم نباشم .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;آآآآآآآآآخیششششششششش چقدر اینجا خوبه . هر چی دلم بخواد مینویسم هیچکس هم نیست که به من گیر بده . ( چار دیواری ، اختیاری ) این هم خلاصه ای بود از ماجرای وبلاگ نویس شدن من ... : ) و اما چرا اومدم در blogspot مطلب بنویسم . خیلی ساده است . من به سایتهای ایرانی هیچ اعتقادی ندارم . چون تنها چیزی که لارمه یه همچین محیطی است در انها حاکم نیست . . . . . آزادی .... از طرفی من ایمان عجیبی به Google و هر آنچه که این کمپانی میسازه دارم . واقعا امکاناتش فوق العادست . از یه چیزه دیگش که خوشم میاد اینه که در قسمت نظردهیش یه جور تنظیمی داره که میتونیم جوری تنظیمش کنیم که هر کسی با هر اسم جفنگی نتونه بیاد نظر بده . یعنی اول باید login کنه با آی دی گوگل بعد نظرش رو ثبت کنه . ( فکر میکنم این روزها همه دیگه یه آی دی جی میل داشته باشند ) فکر هم نمیکنم دیگه کسی اینقدر احمق باشه که برای نطر دادن با اسمهای متفاوت بره 5-6 تا آی دی جی میل درست کنه . خب یه کم زیادی حرف زدم . موضوعاتی که من در اینجا میخوام در موردشون حرف بزنم شامل موارد زیر میشه :&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;1 - سیاسی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;2 - اجتماعی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;3 - اقتصادی &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;4 - فرهنگی &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;5 - ورزشی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;6 - حوادث &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;7 - آشپزی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;8 - خاطره &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;9 - انتقادی ( حالا از هر چی می تونه باشه ) &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;10 - درسی &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;11 - غیر درسی &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;12 خیاطی ( که شامل گلدوزی هم میشه ) &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;13 - و غیره . . . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;من در مورد هر کدوم از این مسائل در اندازه فهم و آگاهی خودم ( که البته کم هم نیست بلکه خیلی زیاد هم هست ) حرف میزنم و نظرات و دیدگاههای خودم رو ارائه میدم. خوستم قبلا گفته باشم که کسی نگه آقا چرا در مورد فلان چیز که سر رشته و تخصصی نداری حرف میزنی . راستش از وقتی که آقای احمدی نژاد ریسجمهور ما شده من اعتماد به نفس عجیبی پیدا کردم . آخه وقتی ایشون میتونه ریسجمهور ایران بشه و در مورد همه چیز در عالیترین سطح ممکن اظهار نظر بکنه جرا من نتونم. نه تحصیلاتم چندان کمتره نه سوادم و نه مطالعاتم ( البته از نظر مطالعه مطمئنم که من بیشترم - اینم شمه ای از اعتماد به نفس من ) خب وقتی ایشون به خودش اجازه میده که به تنهایی تصمیم بگیره که نرخ سود بانکی یه کشور 70 میلیون نفری رو تنهایی تعیین کنه و بیارش پایین من میفهمم که با این سابقه ای که دارم میتونم در هر زمینه ای نظر بدم اونم خیلی دقیق .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;خیلی خب دلم نمی خواد در این پست اولم زیاد به این ریسجمهور محترم گیر بدم . وقت بسیار ... خلاصه امیدوارم که دوستان خوبی رای هم باشیم . مقدم شما میهمانان گرامی را به این وبلاگ گرامی میداریم . خوش آمدید راستی اون وبلاگی که سبب شد من هم وبلاگ دار ( بر وزن سرمایه دار ) بشم &lt;/span&gt;&lt;a href="http://smto.ir/"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;این&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt; بود .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;color:#ff0000;"&gt;بزودی میبینمتون . :-)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;color:#ff0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;color:#ff0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;منتظر نظرات اتنقادی و پیشنهادی شما دوستان گرامی هستم . به امید دیدار . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;ورود خودم رو به این دنیای جدید تبریک میگم ( از طرف همتون )&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4091917990298787155-6552580735557328712?l=mr-hzf.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mr-hzf.blogspot.com/feeds/6552580735557328712/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/05/blog-post.html#comment-form' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/6552580735557328712'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4091917990298787155/posts/default/6552580735557328712'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mr-hzf.blogspot.com/2008/05/blog-post.html' title='چگونه من وبلاگ نویس شدم'/><author><name>حجت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='25' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_OAeFbyEqYo8/STg-dYzvCBI/AAAAAAAAAJY/3YfonlUgDDM/S220/pray.jpg'/></author><thr:total>4</thr:total></entry></feed>
