۱۳۸۷ خرداد ۲۸, سهشنبه
قانون مجازات ما "ناموس پرست" است
۱۳۸۷ خرداد ۲۰, دوشنبه
مصلحت نظام !!!!
مدت زیادی است که این دو کلمه جداناپذیر " مصلحت نطام " که عقد اخوت آنها در آسمانها بسته شده است را میشنوید. محدوده مصلحت نظام چیست ؟ مصلحت نظام را چه کسی تعیین میکند ؟
اصولا بوجود آمدن این کلمه از آنجا ناشی میشود که اتفاقاتی در نظام و و امور مملکت داری بوقوع میپیوندد که اگر بر ملا شود و مورد نقد و بررسی منتقدان و یا حتی مخالفان نظام قرار بگیرد ، دستاویزی برای آنها خواهد شد تا بتوانند نیشخندی به نظام بزنند و این را در جایگاه مقایسه با سایر نظامها قرار دهند و ناکارآمدی آن را نشان دهند و آن را مورد تمسخر قرار دهند و برای اینکه این اتفاق نیفتد و در بعضی موارد اقتدار و حقانیت نظام زیر سوال نرود از بیان آن جلوگیری میشود چرا که اگر بر ملا شود بسیاری از موارد در تعارض آشکار با روح اسلامی ! قوانین ما فرا میگیرد و باعث میشود تا تمامی ادعای مسوولین و رهبران نظام مبنی بر پیشبرد یک حکومت اسلامی زیر سوال خواهد برد . اینجاست که مصلحت نظام بعد ملی و حتی تکلیفی شرعی پیدا میکند . مصلحت کلمه ایست که مصداقهای آن را از زبان پایه گذاران نظام زیاد شنیده ایم ، مانند مصاحبه هایی که با آیت الله هاشمی رفسنجانی پیرامون قتلهای زنچیره ای صورت گرفته است . هر زمان که مصاحبه کننده به موضوع اصلی ، که در پس پرده این قتلها چه کسی این رهبری را بعهده داشت ، شما فقط ایم جمله را از هاشمی میشنوید " دیگر فکر نمیکنم صلاح باشد بیشتر از این وارد موضوع شوم چرا که اینها جزو اسرار نظام است و هر وقت صلاح بدانم آن را مطرح میکنم " (هنوز هم آن وقت نیامده) . اما این مصلحت اندیشی تا کجا و تا چه حد ؟ چرا هیچ معیار مشخصی برای این مصلحت اندیشی ها وجود ندارد ؟ تا کی میخواهیم بخاطر مصالح نظام از حقیقتهای غیر اسلامی حکومت اسلامی مان چشم بپوشیم و آن را از مرد م که به قول خود آقایان ولی نعمت آنها هستند ، پنهان کنیم . ما باید اول حقیقت جو باشیم بعد مصلحت اندیش ، تا کی میخواهیم در جاده بی پایان مصلحت حرکت کنیم و هر از چند گاهی نیم نگاهی هم به حقیقت داشته باشیم ؟
اما مصلحت اندیشی از یک حکومتی است که دارای نقص است (که البته هیچ حکومتی بی نقص نیست ) . از بارزترین تفاوتهای این حکومت (نظام جمهوری اسلامی ) با حکومت صدر اسلام در رهبریت آن است. چرا که در آن زمان رهبریت بر عهده معصوم بوده است ولی در حال حاضر بعهده یک غیر معصوم است که بدنبال آن اشتباهاتی را بواسطه غیر معصوم بودن شامل میشود . البته این نظریات در ابتدای بوجود آمدن حکومت وجود داشت ولی کم کم و تدریجی پس از رحلت امام این نظریات نیز از بین رفت و از اسلام برای مقدس کردن عده ای در پاره ای از دستگاهها استفاده شد که هم به آنها مصونیت میداد و هم به دستگاه مطبوعشان که صحبت کردن و انتقاد در مورد این دستگاهها بسیار هزینه بردار مینمود. ولی این اعمال زمانی با اشتباه یکی از عوامل اجرایی روبرو میشود ، که بصورت اتفاقی خبرش به بیرون درز میکند فضاحت عظیمی به بار میآورد که اگر چنانچه این تقدس بوجود نیامده بود این اندازه حساسیت بوجود نمی آورد. در واقع سیاسی کردن دید بجای دینی کردن سیاست ضربات جبران ناپذیری بر پیکره جامعه وارد آورده است که نمونه آن را در جریان فساد اخلاقی فرمانده نیروی انتظامی مشاهده کردید.در بعد دیگر افرادی هستند که به یکباره به قول معروف به سیم آخر میزنند و به فول خودشان پرده از اسرار برمیدارند ، که باز هم نمونه آن در جریان اسعفای اجباری وزیر اقتصاد و دارایی بود و خبر از تصمیمات و سیاستهای شتابزده ای که از سوی ریاست جمهوری و بدون کارشناسی اتخاذ شده است که مطمئنا اگر ایشان در مسند وزارت همچنان باقی بودند هیچگاه این مسائل از جانب ایشان گفته نمیشد چرا که این آقا خودش بخشی از دستگاه بود . بعد دیگری هم وجود دارد که بسیار نادر است ولی هر از چند گاهی بصورت بسیار شگفت انگیزی دیده میشود و آن هم فاش کردن اسرار توسط کسانی است که به برخی پایه های نظام (که یک ناهمگونی محسوس با دیگر ارکان دارند) تکیه زده اند و از هیچ کس و دستگاه نظارتی به واسطه روابطشان ترس ندارند و فقط بعضی وقت ها که حس کنند نظام دیگر نمیخواهد آنان را در معادلات شرکت دهد ، این اسرار را فاش میکنند که باز هم نه از سر دلسوزی برای مردم که برای ضربه به حریف اتفاق می افتد . ما بخشی که اهمیت دارد چرایی بوجود آمدن این حس پنهانکاری در دستگاههای دولتی و نظارتی است و اینکه چه کسی این سیاست را برای نظام تبین میکند . چرا در مدت 2-3 سال رشد زیادی یافته است .
آیا بیان این سخن (جدای از بحث درست یا غلط بودن آن - که به نظر من چندان درست نیست) در یک جمع به این بزرگی درست است ؟ و نمیتواند مورد سوء استفاده عده ای فرصت طلب قرار بگیرد ؟ ؟ بله میتواند ، همانطور که قرار گرفته است. اما اینکه این سخن بر زبان جاری میشود نشان از آن دارد که این واقعیت ها آنقدر زیاد شده است که دیگر نمیتوان ساکت نشست ، باید تذکری نسبت به واقعیتهایی که بر زبان دولت مردان جاری میشود داده شود . این میشود که آقای خامنه ای بخش مهمی از سخنرانی خویش را به این موضوع اختصاص میدهد . یعنی بجای اینکه تلاشی برای بهبود اوضاع موجود اجام شود و حل این مسئله کنیم میخواهیم صورت مسئله را پاک کنیم ...
آبرويش را بريز و او را به مردم معرفي کن!
پیامی با یک محتوا ، تکرار پس از یک دهه
۱۳۸۷ خرداد ۱۹, یکشنبه
افشاگری
و حافظ چه زیبا گفته که :
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند
گوییا باور نمیدارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور میکنند
یا رب این نودولتان را با خر خودشان نشان
کاین همه ناز از غلام ترک و استر میکنند
ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان
میدهند آبی که دلها را توانگر میکنند
حسن بیپایان او چندان که عاشق میکشد
زمره دیگر به عشق از غیب سر بر میکنند
بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی
کاندر آن جا طینت آدم مخمر میکنند
صبحدم از عرش میآمد خروشی عقل گفت
قدسیان گویی که شعر حافظ از بر میکنند
۱۳۸۷ خرداد ۱۸, شنبه
محیط زیست
دوست داشتم الکی اینجا وبلاگ درست کنم . :-
خب چند وقته وقت نمیکنم بیام اینجا چیزی بنویسم .
راستی ملت بالاغیرتا اگه اومدین از این طرفها رد شدین اقلا تو بخش نظرات یه سلامی علیکی چیزی بنویسید . دل ما هم خوش بشه 4 نفر میان اینجا . : دییی
ظاهرا 16 خرداد همه وبلاگ نویسها قرار بوده از محیط زیست و طبیعت بنویسند . من هم به سهم خودم همه شما ملت شهید پرور و خودم را به رعایت حفظ محیط زیست دعوت میکنم . بابا ملت چرا وقتی میرین بیرون آشغالاتون رو میریزین تو پارک و جنگل و رودخونه و ... . آخه خجالت هم خوب چیزیه به خدا . بزرگ شدین دیگه نکنین این کارها رو . خب امیدوارم حالا که دعواتون کردم دیگه متنبه شده باشین و این کارها رو نکنین دیگه .
این مطلب رو که خوندم خیلی دلم سوخت . دریاچه ارومیه داره خشک میشه . ملت به داد برسید . (اسمایلی گریه و زاری :-( )
این یکی از عکسهای دریاچه ارومیه در این اواخر است . آدم یاد فیلمهای تخیلی میفته که زمین بر اثر حمله موجودات فرازمینی خالی از سکنه شده . واقعا جای تاسف داره که بر اثر بی دقتی مسوولین در ساختن سدها غیر اصولی چه بلایی داره بر سر یکی از مهمترین زیستگاههای طبیعی ایران و دنیا میاد . این دیگه عمق فاجعه است که دریاچه به این زیبایی که میتونست منبع درآمدی به لحاظ جذب گردشگر باشه الان به روزی افتاده که زندگی خودش هم به خطر افتاده .
۱۳۸۷ خرداد ۹, پنجشنبه
قاعده بازی
گفته ای که : " در پاسخ می توان گفت با توجه به آن شرط ها و شرایطی که در کامنت دوم گفتم، طبیعتا آقای خاتمی نمی توانست و نمی باید بر خلاف سخن رهبری حرکت کند(توجه داشته باشید که ایشان به قول آقا حمید قواعد بازی را پذیرفته بود و به میدان ریاست جمهوری آمد. لذا نمی توانست خلاف آن عمل کند) "
اتفاقا آقای خاتمی هم همین کار را کرد و طبق نظر رهبری عمل کرد هیچ کس هم منکر این نیست که آقای خاتمی کار دیگری کرده باشد . ولی موضوع بحث ما این بود که اگر هر یک از ما بجای آقای خاتمی بودیم چه کار دیگری می توانستیم انجام دهیم . اینجور که شما گفتید مثل اینکه آقای خاتمی خود در اینجا عملی را از روی اراده خود انجام نداده است و تنها نظر رهبری را اجرا کرده است ، پس با این حساب چه تفاوتی می کند که من بجای آقای خاتمی باشم یا شما یا هر کس دیگری ؟ !!!
به این ترتیب فکر می کنم شما با این حرفتان دقیقا حرف ((حمید )) را در چند کامنت قبل را تایید می کنید که گفته بود : " همچین رییس جمهوری مترسک هست و نمیتواند کاری پیش ببرد با وجود یک دیکتاتور مانند ولایت مستبده فقیه . پس این بازی مضحک هست.و از بیخ باطل است. ". میبینید که (( حمید )) هم همین حرف را می زند. آیا به نظر شما قواعد این بازی که شما می گویید خاتمی آن را پذیرفته بود ، قوانینی عادلانه است که هر کس در این مسند بود باید از آنها اطاعت کند ؟ واقعا این با کدام عدالت جور در میآید که در حساسترین مواقع بازی (لازم هم نیست زیاد حساس باشه در بقیه جاها هم همینطوره ولی نه به این صورت مستقیم – بطور غیر مستقیم ) ریسجمهور منتخب 22 میلیون نفر از مردم از خود اراده ای نداشته باشد و از همان اول قاعده ای را قبول کند که بر طبق آن میلیونها رای مردمی که به ریسجمهور (به قول شما مردمی) رای میدهند به یک رای (( رهبر )) نیارزد ؟!!!!
حال مردم به کدامین قانون باید چنگ بزنند تا ذره ای از حقشان را بستانند ؟ فانونی که ، قانون اساسیش حکم حکومتی رهبر را فرای میلیونها رای مردم میبیند ؟ !!!
آبا این این رهبر چه میداند که میلیونها مردم از مردو زن ، عامی و تحصیلکرده و روشنفکر نمیدانند ولی او میداند ؟ چه سریست که حتی مردمی که به این قانون بی قاعده تن داده اند حتی نباید بدانند که رهبرشان (بالفرض محال که همه این رهبر را قبول داشته باشند) به چه فکر می کند و چه مصلحتی را برای مردم و نظام در نظر گرفته که چنین می کند ؟ !!!! قاعده بازیی که شما از آن می گویید به این میماند که دو تیم فوتبال با هم بازی کنند با این قاعده پذیرفته شده بین طرفین که اگر مثلا تیم الف از تیم ب در نتیجه جلو بود تیم ب این حق را داشته باشد تا بدون مزاحمت تیم الف به تعدادی گل به تیم الف بزند که نتیجه بازی به نفع تیم ب تغییر کند. اگر هم تیمی این قاعده بازی را قبول نکند خودبخود از گردونه مسابقات حذف میشود. خب در اینجا ظاهرا تیمها با هم رقابت سختی را دارند ولی در نهایت هر کسی که کمترین بهره را از ضریب هوشی برده باشد میداند که در نهایت این تیم ب برنده تمام بازیها خواهد بود و قهرمانی از آن اوست .
(( طلبه )) جان قبول کن که قاعده بازی از بیخ و بن غلط است و ناعادلانه و انتظاری که مردم از آقای خاتمی داشتند این بود که حداقل یک بار هم که شده از موضعی که توسط 22 میلیون نفر به او تنفیض شده بود از حق آنها دفاع کند . مسلما این احقاق حق شوریدن بر علیه رهبری را میطلبید و نه آقای خاتمی هر کس دیگری هم بعد از ایشان نه با 22 میلیون رای بلکه با 44 میلیون رای هم وارد این بازی شود بدون اینکه جسارت شکستن قاعده بازی را داشته باشد ، وضع همین است که بوده و خواهد بود .
۱۳۸۷ خرداد ۳, جمعه
به بهانه سالروز آزادسازی خرمشهر
مهم اینه که قلب مقام رهبری به درد نیاد ، مهم اینه که کسی به ایشون نگه بالای چشمتان ابرو فدایت شوم شهری به نام خرمشهر بعد از جنگ بر جای مانده وبال گردن ما و مشکلاتی دارد . آیا نمی دانید قلب ایشان از لطیف ترین قلوب عالم است و با شنیدن این حرفها به درد میآید ؟ !!!
ما را همین بس که سالی به سالی بگوییم و با هم بخانیم و اشکها بریزیم که :
ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته / خون یارانت پر ثمر گشته / آه و واویلا / کو جهان آرا / نور چشمان تر ما
ما را همین بس که سالی به سالی عمو پورنگ به شهر خون و قیام برود و دشداشه ای به تن کند از قهرمانی ان روز مردانی برای کودکان این مرز بوم بگوید که حقیقتا آن روزها دلیرانه خرمشهر را آزاد کردند .
کجایید ای شهیدان خدایی ، کجایید که ببینید این مردمان نامردم شهری را که شما به بهای قطره قطره های خونتان تحویلشان دادید ، هنوز دست نخورده باقی گذاشته اند. گویی اینان خرمشهر را به مثابه یک اثر باستانی می خواهند . کو "جهان آرا " که ببیند چه به روز مردم جنگزده خرمشهر می آورند . نمی دانم تویه خبرنگاری که سالی یک بار به عنوان ماموریتی ویژه برای تهیه گزارشی از خرمشهر اعزام می شوی وقتی به این شهر میرسی از همان آبی مینوشی که مردم آنجا مینوشند یا بطریهای آب معدنی را همراه خود برده ای تا مبادا به عفونتی چیزی دچار شوی . وای بر تو اگر از آن آب نوشیده ای و خبرش را به تمامی دنیا نفرستاده باشی .
البته درکت میکنم ، تو وظیفه داری قلب مقام عظمای ولایت را به درد نیاوری .
البته مسولوین هر از چند گاهی به این منطقه سر میزنند و در گفتگوهایی کاملا صمیمانه با تک تک مردم این دیار به تک تک آنها قولهای مساعدی برای رسیدگی به مشکلشون میدن . و چه بهتر از یک قول مساعد و یک گفتگوی کاملا صمیمانه . در کجای دنیا چنین گفتگوهای صمیمانه ای بین مسولین مملکتی و مردم عادی کوچه و خیابان (انسانهای بی ارزش ) رخ میدهد . به قول مقام عظمای ولایت " این مردم برای ما نعمتند ، این مردم ولی نعمتان ما هستند " . ولی هنوز کارشناسان نتونستند پی به سخنان باریک بینانه و ظریف ایشون ببرند که منظور ایشون کدوم مردم هستند .
" مردم خرمشهر ميگويند: ما درخواست اضافي از دولتهايي كه آمدند و رفتند و دولت كنوني نداريم، تنها ميخواهيم خرمشهر پيش از جنگ را به ما تحويل بدهند. آنان ميپرسند: آيا پس از گذشت بيست سال از بازسازي، باور اين مطلب آسان است كه خانههايشان حتي پلاك هم نداشته باشد و مسئولان از عهده كنترل يك خيابان و حل بهداشت يك بازار و يك محله برنيايند؟!آنان ميگويند، خرمشهر تنها اسير شعارهاي مسئولان شده و بهانهاي براي پر كردن اوقات پشت تريبون آنها و نگاه ويژه پيش از آنكه رنگ واقعيت به خود بگيرد يك شعار دهانپركن است. براي همين برخي از مردم اين شهر، ماندن در شهر را جايز ندانسته و زادگاه خود را ترك و در جستجوي زندگي بهتر به شهرهاي ديگر كشور كوچ كردهاند. " (تابناک 2/3/87)
ما را همین بس که سالی یک روز در تمام 7-8 کانال سیمای جمهوری اسلامی به مدت 24 ساعت برای ما بخوانند :
ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته / خون یارانت پر ثمر گشته / آه و واویلا / کو جهان آرا / نور چشمان تر ما
فیلم
۱۳۸۷ خرداد ۲, پنجشنبه
متهمان قتل زهرا بنی یعقوب آزادند
درخواست نبش قبر زهرا بنی یعقوب
برادر زهرا بنی یعقوب: خودکشی را باور نمی کنیم
آیا ریاست قوه قضاییه از این پرونده خبر دارند ؟
آیا رهبر معظم انقلاب از این حادثه بی خبرند ؟ یا خبر دارند و خود را به بی خبری می زنند ؟ یا شاید واقعا جان یک انسان چندان ارزشی نداشته باشد .
فرازی از سخنان رهبر انقلاب در مورد عدالت
عدالت 2
نمردیم و فهمیدیم عدالت یعنی چی
یه فیلتر شکن بسیار خوب بنام Ultrasurf رو میتونید از اینجا دانلود کنید .



