۱۳۸۷ مرداد ۲۶, شنبه

فال حافظ

دیروز تو خیابون رد میشدم دیدم یه آقای داره فال حافظ میفروشه. یکم با خودم فکر کردم بخرم یا نخرم و رد شدم رفتم. یکیم رفتم جلو پشیمون شدم با خودم فکر کردم بد نیست یه بار برای خودم بخرم، کسی رو که ندارم براش بخرم یا برام بخره (این از پخمه ایمونه دیگه ). خلاصه رفتم از آقاهه یکی خریدم، گفتم چند؟ گفت هر چی دوست داری بده، منم که قیمتش دستم نبود تا حالا نخریده بودم یه 100 تومنی بهش دادم، دیم چپ نگاه میکنه و گفت: " 200 تومن میشه" . من مونده بودم این که گفت هر چی دوست داری بده، خب از ول میگفت 200 تومن من میدادم!!! اینم محتویات فال ما :

من که از آتش دل چون خم می در جوشم
مهر بر لب زده خون میخورم و خاموشم
پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت
من چرا ملک جهان را به جویی نفروشم

تفسیر : شما شخص سخاوتمند و با گذشتی هستید آنقدر زیاد که خود نیز تهی دست میشوید (ای بابا این حافظ هم یه نظر ما رو تو خیابون دید فهمید ما تهی دستیم، یعنی اینقدر تابلو هستم ؟ !! حافظ جان، ما تهی دست نمیشویم، شدیم و رفت ) ، اینجاست که خداوند باری تعالی به کمک شما میآید (خدایا غیر از خودت به دادم برسی ) ، میگویند هر دست که بدهی از همان دست پس میگیری (حالا اگر با هیچکدوم از دستامون به کسی چیزی نداده باشیم چی ؟ !! ) ، مسافرتی در پیش داری که نفع زیادی از آن به شما میرسد (والا تا الان که مسافرتی در پیش نداریم که ، مگر اینکه خدا کمک کنه و یه مسافرتی بریم ) ، در عبادت خدا کاهلی نکن (چشم !!) .
فقط من نفهمیدم اون تیکه مسافرت و ... از کجای اون دو بیت شعر نتیجه گرفته شده !!!

۱۳۸۷ مرداد ۲۳, چهارشنبه

چهره واقعی زهرا اچ بی

امروز رفته بودم دانشگاه و طبیعتا مثل همیشه سری هم به سایت کامپیوتر زدم. خب وسط تابستون بود و به دلیل تعطیلات تابستونی سایت از همیشه خلوتتر بود . دیدم چند تا کامپیوتر خالی اونجا هست. یه دفعه یه فکری به ذهنم رسید . فکر کردم چطوره که چک کنم ببین از اینجا میشه برای زهرا اچ بی کامنت گذاشت یا نه (نه اینکه فکر کنین کشته مرده کامنت گذاشتن براش باشم ، فقط میخواستم ببینم واقعا آی پی اینترنت من رو در خونه فیلتر کرده یا نه ) . خلاصه یه کامنت بلند بالا آماده کردم و با همون مشخصات همیشگی خودم براش فرستادم . دیدم باز هم همچین پیامی ظاهر شد : "کامنت شما در انتظار تایید قرار دارد" . تعجب کردم ، آخه ممکنه آی پی دستگاه خونه من رو فیلتر کرده باشه ولی آی پی کامپیوتر غیره ای رو که نداره . فکر کردم شاید نسبت به اسم و آدرس وبلاگم حساسه . حذفش کردم آدرس وبلاگ رو حذف کردم و "حجت" رو هم ایجوری نوشتم ، "ح.ج.ت" . باز هم دیدم همون پیام قبلی اومد . باز هم با خودم فکر کردم شاید ردم رو از کامنت قبلی گرفته و آی پی این دستگاه رو هم فیلتر کرده . رفتم پشت یه دستگاه دیگه نشستم و همون کامنت رو با اسم جعلی فرستادم ، دیدم نخیر باز هم تایید نشد . دیگه به تنها چیزی که میتونستم شک کنم فیلتر کلمات بود که به شیوه مسخره ای در کامنت دونی این بانو استفاده شده . اولش فکر کردم که نکنه فحشی چیزی دادم به حضرت خانم که کامنت دونیش اینجوری عکس العمل نشون میده. خلاصه هر چی گشتم نه فحش رکیکی پیدا کردم و نه اصلا فحشی . دنبال کلمات شک بر انگیز گشتم ، گفتم نکنه شاید به بعضی از کلمات حساس باشه. در ضمن برای امتحان دو خط اول کامنتم رو جداگانه با اسم جعلی فرستادم دیدم دوباره در انتظار تایید قرار گرفت. ایندفعه پیش خودم گفتم خب شاید چند دقیقه دیگه این سیستم هوشمند کامنت دونیش وقتی ببینه حرف بی ربطی نزدم تاییدش کنه . خلاصه 5-6 دقیقه منتظر شدم بعد دوباره صفحه رو رفرش کردم . فکر میکنید چی دیدم ؟ هر چی کامنت گذاشته بودم حذف شده بود. ایندفعه دیگه خیلی کنجکاو شدم ، مصمم شدم تا این راز رو کشف رمز کنم. اون دو خط رو بیشتر گشتم در پی کلمات شبهه بر انگیز . (مثل اینکه میخواستم در سایت سازمان اطلاعات و امنیت کامنت بزارم!!) . دو تا کلمه به چشمم خورد ، "ترور " و "خرابکارانه" . دوتاش رو اینجوری عوض کردم "ط.ر.و.ر" و "خر.اب.کار.ان.ه" . مطمئن بودم ایدفعه دیگه تایید میشه . ولی باز هم نشد . ایندفعه تصمیم گرفتم همین دو خط کامنت رو از دستگاه دیگه ای بفرستم. باز هم نشد . به کلمه "خرابکارانه" دقت کردم ، گفتم شاید داره از "خر" اولش ایراد میگیره !!! "خر" رو هم اینجوری نوشتم ، "خ.ر" . باز هم نشد . دیگه اعصابم خرد شده بود . (اوضاع این کامنت دونی خیلی خرابتر از اون چیزی بود که فکر میکردم ). خیلی حساس شده بودم ، یه کامنت دیگه با یه محتوای کاملا متفاوت و با یه نام متفاوت نوشتم (البته بار هم مخالف نظر اچ بی ) و فرستادم . ایدفعه تایید شد و اومد جزو کامنتها . اینجا بود که فهمیدم یک کلمه ای او وسطها هست که کامنت دونی زهرا اچ بی یا تعبیر سکسی و جنسی ازش میکنه و یا تعبیر فحشناک .
کلمه به کلمه و ایندفعه با ذهنیت کلمات سکسی متن رو خوندم. فکر میکنید چی پیدا کردم . " ترور کرده " خب من "ترور" رو که قبلا به هم ریخته بودم ، مونده بود کلمه "کرده" . اینجا بود که به این اندازه علامت تعجب بالای سرم بوجود اومد (!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)
تصورش رو بکنید ، ذهنیت این خانم چقدر باید کثیف باشه که در متنی که هیچ ربطی رفتار جنسی نداره چنین خطایی میگیره . (تصور میفرمایید ، ایشون در ذهنیت خودشون پر از فحش رکیک و کثیفه، اونوقت فکر نمیکنید حق داشته باشند که هر نوشته معمولی ما رو پر از فحش ببینند ؟ !!) (یادمه یک بار دیگه هم هر کاری کردم کامنتم تایید نشد ، آخرش فهمیدم در جایی نوشتم "تکان خوردن" و خطایی که میگرفت این بود که کلمه "تکان" باحذدف ت به "کان " میشد. که البته بعدشم خوردن بود که دیگه فاجعه میشه اگر به دید ... نگاش کنی ) . خلاصه من این کلمه رو هم تغییر دادم و خوشحال از اینکه از شد فیلتر این خانم گذشتم . خب کامنتم تایید شد . ولی باز هم مطمئن نبودم . کامپیوتر (رایانه) چهارم رو انتخاب کردم و دوباره و دوباره وبلاگ اچ بی رو باز کردم (البته 5 دقیقه بعد ) . فکر میکنید چی دیدم ؟ کل کامنتهام حذف شده بود، چه اونهایی که به اسم خودم بود چه اونهایی که با نام جعلی و با محتوای مخالفت بود. شما بودید چه نتیجه می گرفتید ؟ و اما من یه چیزی فهمیدم . کامنتها در چندین مرحله فیلتر میشه :
1 ) اول چک میکنه که آیا آی پی شما جزو افراد فیلتر شده است یا نه .

2 ) اگر نه ، چک میکنه که کلمات با محتوای سکسی و یا فحشناک در بین کلمات شما مستتر نشده باشه . (مثل "تکان خوردن" ، "ترور کرده" و کلماتی از این دست) .
3 ) اگر از دو مرحله بالا عبور کردید ، اینجاست که یک نیروی انسانی وارد عمل میشه و تا جایی که میتونه کامنتهی با محتوای مخالف رو حذف میکنه . من این رو امروز به شخصه امتحان کردم ، از 4 تا کامپیوتر متفاوت 4 تا کامنت متفاوت گذاشتم اول تایید شدن ولی بعد از چند دقیقه حذف شدن .
آیا زهرا اچ بی تمام مدت بالای سر وبلاگش نشسته و همه کامنتها رو چک میکنه ؟
آیا کسی براش این کار رو انجام میده ؟ به هر صورت کار بسیار کثیفیه .
اچ بی در یکی از کامنتهایش میگوید : "
من مشکلی برای بحث با مخالفینم نمی بینم ترجیح میدم در یک فضایی آرام همه با هم بحث کنن ولی نه اینکه شعور همدیگه رو زیر سوال ببرن" . آیا اینگونه جملات بجز عوامفریبی است ؟ آیا ایشان واقعا به حرفی که زده اند اعتقاد دارند ؟ ایشان با چه مجوزی کامنتهای مخالف را حذف میکند . آی پی من را میداند ، اسم من را میداند ، و کامنت من را عمدا حدف میکند قبول . آن کامنتهایی را که از کامپیوترهای دیگر و با نامهای دیگری گذاشتم را چرا حذف کرد ؟ (اتفاقا عمدا این کار را کردم) . ایشان از کل کامنت من که بیش از 20 خط بوده تنها یک جمله را نگه داشته است . کامنتی که من به نام "بی نام" در اینجا گذاشته ام. ایشان فقط چنین کامنتهایی را تایید میکند : "
سلام عزیزم
من یکی از طرفدارها ی وبلاگ زیبای تو هستم
ولی یه انتقاد : فکر نمی کنی داری زیاد به سیاست می پردازی؟!
مرسی"
این نوشته فقط برای نشان دادن چهره واقعی زهرا اچ بی وبلاگستان است که هستند کسانی که برای او اینچنین دلسوزی میکنند .

متاسفم از جوی که علیهت راه افتاده تو وبلاگستان زهرا جان تو شخصیت قابل احترامی داری با این که با برخی از عقایدت موافق نیستم اما از صمیم دل برات آرزوی موفقیت می کنم. به نظر من این زیبایی قلم و حقیقت نوشته هست که به یه وبلاگ ارزش می ده نه ورد پرس و بلاگفایی بودنش.

کامنت اصلی من رو که ایشون حذف کردند رو از اینجا بخونید .

۱۳۸۷ مرداد ۲۲, سه‌شنبه

دروغ بزرگ "کردان"

همین چند روز پیش بود که احمدینژاد 3 وزیر خودش رو به مجلس معرفی کرد تا مجلس به اونها رای اعتماد بده !!! مجلس هم ظاهرا به وظایف قانونیش عمل کرده و به هر سه تا گزینه پیشنهادی آقای ریسجمهور رای اعتماد داده . اما این وسط یه مورد خیلی سرو صدا کرد . رای اعتماد مجلس به کردان ، گزینه پیشنهادی برای وزارت کشور. ظاهرا آقای کردان یک مدرک دکتری جعلی برای مجلس نشینان رو کرده و آقای حسینیان این اصول گرای سرسخت رو اینچنین آشفته کرده . جالب اینجاست که بنا به گفته آقای زاکانی (نماینده تهران) مدرک فوق لیسانس جناب کردان هم ایراد داره . زاکانی میگوید : " زماني كه من سئوال كردم كي فوق‌ ليسانس خود را شروع كرديد و كي به اتمام رسانديد در مدت زمان تحصيل خودشان هم ترديد داشتند. البته ذكر مي‌كرد مجموعه‌اي كه من درس خواندم وزارت علوم اساسا از بنيان قبول دارد." . نکته بسیار جالبتر اینکه ظاهرا ایشون با مدرک فوق دیپلم سمت هیات علمی دانشگاه رو هم میگیرن . (از عجایب روزگار که فقط ممکنه در ایران اتفاق بیفته) . خب تا اینجای کار ایشون نه مدرک فوق لیسانس درست حسابی داره و نه دکتری . نه تنها دکتری نداره بلکه جعلی هم هست . اما نکته بسیار جالب توجه و تامل برانگیز در اینجا اینه که ایشون چطور رای اعتماد گرفتن از مجلس!! اینطور که از شواهد برمیاد آقای احمدینژاد در مجلس برای تحریک احساسات نمایندگان و رای آوری صد درصد وزرای پیشنهادی جمله ای رو از رهبری به این مضمون نقل قول میکنند : "من خدمت آقا گفتم كه مي خواهم اين سه نفر را معرفي كنم، ايشان فرمودند چقدر شناخت داريد، ويژگي ها و سوابق را براي ايشان گفتم. ايشان نيز موافقت كردند و فرمودند برويد براي رأي آوري آنها تلاش كنيد" . خب اصولا وقتی چنین نقل قولی از رهبری برای نماینذگان ذوب شده در ولایت نقل میشه باید هم انتظار داشت که به وزرا رای اعتماد بدن. ظاهرا آقای احمدینژاد دیگه خوب بلده با احساسات نمایندگان ذوب شده در ولایت بازیکنه ، میدونه که اینها در مقابل امر ولی فقیه عقل از کف میدهند و دست زبانشان فقط به فرمان معظم له حرکت میکند. حالا دیگر فرقی نمیکند که آقای کردان مدرک داشته باشد یا نداشته باشد، جعلی باشد یا نباشد ، دروغ گفته باشد یا نگفته باشد. من با نمیاندگان اکثریت یا همان اصولگزایان کاری ندارم، تعجب من از نمیایندگان به اصطلاح اصلاح طلب است که اینهمه سنگشان را به سینه میزدند که بروید به آنها رای بدهید. خب ما که رای ندادیم ، شما که رای دادید چه شد؟ چرا نمیندگان شما سکوت مرگ گرفته اند. آیا وقتش نشده که 2 کلمه حرف بزنند تا حداقل صدایشان را بشنویم و بگوییم زنده اند و نفس میکشند؟ واقعا این اصلاح طلبان با چه رویی دوباره میخواهند از مردم رای بگیرند؟ اینجاست که من از شرکت نکردن در انتخابات مجلس احساس رضایت میکنم و احساسا میکنم رایم را برای اینان حرام نکرده ام.
اما ایندفعه آش اینقدر شور بوده که صدای حسین شریعتمداری (سردبیر روزنامه کیهان) را هم درآورده و ادعا میکند : " مطابق اطلاع دقيق و موثق نگارنده، آقا درباره يكي از سه وزير پيشنهادي نظر موافق نداده اند، بلكه فقط فرموده اند«مخالفتي ندارم»" . و اما ببینید بیانیه دفتر رهبری رو در تایید حرفهای ریسجمهور که میگوید : "قل قول جناب آقاي رئيس جمهور از مقام معظم رهبري (مد ظله العالي) در رابطه با بعضي از اعضاي پيشنهادي مربوط به كابينه، با توجه به مجموعه مذاكراتي كه در اين مورد صورت گرفته است، خلاف واقع نيست و مضمون آنچه ايشان ذكر كرده اند، همان "عدم مخالفت" است. " . خب این وسط ما باید حرفهای احمدینژاد رو باور کنیم باور کنیم یا شریعتمداری رو ، بالاخره یک نفر این وسط دروغ گفته دیگه ، نه ؟ جالبه که شریعتمداری بلافاصله بعد از این بیانیه حرفش رو پس میگیرد و میگوید : "گلايه ديروز نگارنده -آنگونه كه در يادداشت آمده بود- از ارادت اينجانب به برادر عزيزم دكتراحمدي نژاد نمي كاهد و بدخواهاني كه در اين ميان دندان تفرقه برهم مي سايند بايد بدانند كه ژاژ مي خايند" . بالاخره ما دم خروس رو باور کنیم یا قسم حضرت عباس رو ؟ !!! (شرعتمداری یا در مطلب قبلیش دروغ گفته و یا در این مطلب جدیدش ) .

اما در مورد مدرک جعلی آقای کردان . فکر نمیکنم تا حالا تردیدی باقی مونده باشه که این مدرک جعلی بوده خصوصا با تکذبیه ای که دانشگاه آکسفورد ارائه کرده. تا حالا در مدرک جناب آفای کردان بیش از بیست مورد اشتباه فاحش کشف شده. از غلطهای دستوری گرفته تا غلطهای تایپی و نگارشی و ... .
و اما حالا که به همت سایت "الف" و پیگیریهای مستمرش جعلی بودن مدرک دکترای جناب آفای کردان قطعی شده ، آقای لاریجانی تازه یادشون اومده که بعد از رای اعتماد چند روز پیش به ایشون برن درباره مدرک آقای کردان تحقیق کنند. اما آقای لاریجانی تحقیق و تفحص درباره مدرک آقای کردان رو به چه کسی سپرده، آقای زاهدی وزیر علوم که خودش هم سوابقی روشنتر از آقای کردان در جعل مردک نداره. بنا به گزارش خبرنامه "امیرکبیر" : "وقتی محمد مهدی زاهدی ادعا کرد که از سوی کمبریج به عنوان « نابغه ریاضی قرن» معرفی شده است، عماد افروغ نماینده اصولگرای مجلس که در آن روزها طرفدار احمدی نژاد بود، به این سابقه علمی شک کرد. وی گفته بود که در سال های ۱۹۹۷- ۹۸ به عنوان مرد علمی سال انتخاب شده است. نشریه روزآنلاین همزمان اطلاعاتی را به چاپ رساند که برآن اساس « مرکز بین المللی کمبریج» که هیچ ربطی به دانشگاه معروف کمبریج ندارد، در قبال دریافت مبلغ ۱۹۵ دلار هرکسی را به عنوان مرد سال علم معرفی می کند و در صورتی که بخواهد نام وی روی نقره حک شود، ۳۶۰ دلار می گیرد. معلوم شد که وزیر علوم جدید آگهی چاپ نامش را به مرکز بین المللی تجاری شهر کمبریج در قبال پول آگهی داده است. " .
نمیدونم شما به گوسفند اعتقاد دارین یا نه ولی من فکر میکنم که جناب آقای احمدینژاد و کل سیستم حکومتی ایران مردم رو گوسفند حساب کردند با این کارهاشون. آیا واقعا این توهین به ملت نیست که اینچنین افرادی رو در بالاترین مناسب مملکتی قرار میدن ؟

این هم مدرک جعلی آقای کردان وزیر محترم کشور ، امبن مردم و تامین کننده امنیت و آسایش کشور :این رو داشته باشید :
ماده 527 قانون مجازات اسلامی ـ هر کس مدارک اشتغال به تحصیل یا فارغ التحصیلی یا تاییدیه یا ریز نمرات تحصیلی دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی و تحقیقاتی داخل یا خارج از کشور یا ارزشنامه تحصیلات خارجی را جعل کند یا با علم به جعلی بودن آن را مورد استفاده قرار دهد علاوه بر جبران خسارت به حبس از یک تا سه سال محکوم خواهد شد . در صورتی که مرتکب یکی از کارکنان وزارتخانه ها یا سازمان ها و موسسات وابسته به دولت یا شهرداریها یا نهادهای انقلابی باشد یا به نحوی از انحا در امر جعل یا استفاده از مدارک و اوراق جعلی شرکت داشته باشد به حد اکثر مجازات محکوم میگردد.
تعریف جعل عبارت است از ساختن نوشته یا سند یا ساختن مهر یا امضاء اشخاص رسمی و نظایر اینها به قصد تقلب
باید دید این قانون برای خودشون هم اجرا میشه یا فقط برای مردم عادی نوشته شده ؟

پی نوشت :
سایت "الف " به دلیل افشای اسناد جعلی بودن مدرک دکتری آقای کردان به سزای اعمالش رسید و فیلتر شد. این است سزای کسی که پا در کفش بزرگان بکند . این فیلتر شدنها اصلا نشانه های خوبی نیست، حد تحمل حکومت به طور چشمگیری کاهش پیدا کرده . ولی این شیوه سانسور کردن دیگر در دنیای مجازی بکار نمیآید، در این دنیای مجازی دیگر نمیتوان چیزی را برای ابد که هیچ برای 1 ساعت هم سانسور کرد. فقط مادربزرگ من است که نمیتواند از سد فیلتر مخابرات رد شود. (آن هم بدلیل ناآشناییش، آموزشش بدهم در 5 دقیقه رد میشود ) !!!


۱۳۸۷ مرداد ۲۰, یکشنبه

من و امتحان تافل (TOEFL)


اینجانب "خودم " مقتخرم به عرض شما یرسانم که امروز در طی یک عملیات پیچیده و از نوع استشهادی (که البته خوشبختانه یا متاسفانه منجر به به شهادت رسیدن من نشد و فقط چند درصدی جانبازی نسیبم شد- که البته هنوز هم تاییدیه جانبازیم نیامده ) ، امتحان تافل (اونم از نوع آی بی تی ) رو برگزار کردم و و بعد از روزهای متمادی تلاش فراوان و پشتکاری مثال زدنی؛ هیچی دیگه گند زدم رفت . یعنی رسما و واقعا گند زدم. البته در آخر وقتی دیدم اوضاع خبلی خرابه از متد بسیار پیشرفته و های تک (High Tech) شانسی هم استفاده کردم . یعنی دیگه بعضی جاها رسما 10، 20، 30، 40 میکردم . آقا شما جای من ، یه متنی رو دارن برات به سرعت نور میخونن (حالا نور نه صوت) اونم به مدت 10 دقیقه یه ریز و پشت سر هم ، اونم به زبان مادری من انگلیسی (خب البته چون یه مدت دور بودم از اون محیط کند شدم یه کمی ) بعدش میاد از توی نکات اون متن یه مشت سوال مسخره درمیاره. باورتون نمیشه ؟ !! یه نمونش رو میارم خودتون قضاوت کنید :
سوال : منظور این خانم (یعنی اون خانمی که در متن حرف میزد ) از گفتن WOW چی بود ؟!!
1 ) هیجان زده شده بود 2 ) هیجان همراه با ترس بود 3 ) دردش گرفته بود 4 ) اصلا منظوری نداشت.
البته توجه دارید که امتحان به زبان فارسی نبوده، من اینجا ترجمش رو نوشتم. :-)
تازه به پست من بدبخت یه قسمت اضافی Listening هم خورده بود. :-( . از Reading هم که دیگه نگو ، یه تومار بلند بالا داده بود که هر چی میخوندی تمام نمیشد. بعدش هم 14 تا سوال !!! از این متن در آورده بود. اونم چه سوالهایی ، اکثر سوالهاش اینجوری بود که با خوندم پاراگراف 5 و 6 (مثلا) چه برداشتی میکنید . حالا این خودش مستلزم این بود که بری دوباره اون 2 تا پاراگراف رو دقیقتر بخونی تا شاید بفهمی کدوم گزینه درسته . اینجاست که من ترجیح دادم از متد بسیار پیشرفته ، شانسی استفاده کنم . : دی . تازه فکر میکنید هر متنی چقدر وقت داشت ، 20 دقیقه . (دلم میخواد بزنم تو سرم ، آخه اینهمه سوال و 20 دقیقه وقت (اسمایلی خیلی عصبانی))
تازه این یکی بود که 20 دقیقه وقت داشت ، 2 تا متن بعدی وقتش با هم بود (یعنی سوا کردنی نبود ) .
بعدشم نوبت Speaking و Writing بود که من هم رسما هر چی دری وری بلد بودن فقط سعی میکردم توی اون 45 ثانیه یا 60 ثانیه وقت حرف زدن بگم . مثلا یکی از مکالماتم رو اینجا برای شما مینویسم ؛
The door is closed and the window is open so I think that I am a good student. Why ? because the sky is high . So I can conclude that it is finished.
خب از نظر من این مکالمه قابلیت این رو داره که برای موضوعات متفاوتی بکار بره . (خب شما هم اگر به محتوا و جمله بندی محکم متن نگاه کنید با من همعقیده میشید) . Writing هم به همین منوال.
یه نکته جالب آخر امتحان این بود که ، پر رو پر رو آخرش بعد از اینهمه سوال جواب یه متنی ظاهر میشه که ازت میپرسه ، آیا مایل هستید امتحان شما تصحیح شود یه نه ؟ آخه من 156 $ پول دادم ، اونوقت میخواد تصحیحش هم نکنه . (این اجنبیها هم عجب رویی دارن ، همینه بهشون میگن جهانخوار) . حالا بالفرض که من بگم تصحیحش نکنه، اون باید اینقدر بی حیا باشه که تصحیح نکنه ؟ !!
البته بعدش یه سوال خوبی ازم پرسید که فهمیدم ارزش کار من رو در این امتحان درک کرده و از من راضی بوده ( : دی ) ، چون از من پرسید آیا اجازه میدهید از محتوای امتحان شما در جهت آموزش استفاده شود ؟ منم پیش خودم فکر کردم چرا باید این جوانها رو از معلومات خودم محروم کنم ، اینجوری 4 تا جوون میتونن با دیدن پاسخهای شیوا و سلیس من یه چیزی یاد بگیرن و من هم ثوابی کرده باشم . من هم اینجا بود که تصمیم گرفتم بگم Yes . آره دیگه تو کشور خودمون که قدرمون رو ندونستن ، ولی این اجنبیها چی ، فوری تا 4 تا سوال جواب از من کردن فهمیدن من چه سطح معلومات بالایی دارم فوری از من دعوت کردن تا ار معلوماتم جهت آموزش دیگران استفاده بشه.
این بود خلاصه ای از ماجرای امروز من . و اما توصیه من به جوانان ؛ دختر گلم ، پسر نازنینم اگر میخوای در امتحان تافل آی بی تی شرکت کنی گول این کتابهای آمادگی رو نخور ، اینها در سی دی همراه کتاب مکالمات ساده و با صحبت کردن آروم رو دارن، در صورتی که در امتحان واقعی چندان فرقی با حرف زدن عادیشون نداره. (یک بار امتحان آزمایشی دادن شاید بد نباشه -البته اگر پول اضافی دارین بدین سازمان سنجش ، ناقابل 40$- این سازمان سنجش بی صحاب شده هفته ای یک باز آزمون آزمایشی داره ).

سایت مرکز برگزار کننده تافل و ...

۱۳۸۷ مرداد ۱۳, یکشنبه

هموطنانمان را میکشند و همه ما سکوت مرگباری اختیار کرده ایم!!!

این نوشته از میرا رو خوندم و خیلی متاسف شدم . آیا ارزش جان این جوانان ایرانی کمتر از آن فلسطینی است که خبر کشته شدن او را بارها از تلویزیون و رادیو پخش میکنند؟؟ هفته ای 2 نفر از هموطنانمان را میکشند و کسی در این مملکت صدایش هم در نمیآید. باید به حال خودمان و صدا وسیمایمان و سیاستهای ... و بی تفاوتیمان و ... خون گریه کنیم. (ما را همین بس که احمدینژاد در مصاحبه با ان بی سی ایران را کشوری امن بخواند ) .


چرا در این مرز و بوم کسی مرصیه ای برای کشته شدن این جوانان نمیخواند ? !!

مرتبط : وقتی خودمان جان هموطنانمان برایمان ارزشی ندارد، از دیگران چه انتظاری میرود . (یک نفر دارد کور می‌شود؛ لطفا کمک کنید!)

۱۳۸۷ مرداد ۲, چهارشنبه

فقه پویای شیعه و ورزش بانوان

این متنی که در پایین میارم رو در آرشیو ایمیلهام پیدا کردم . نمیدونم مطلب طنزه و یا واقعیه . ولی به نظر من زیاد هم از واقعیت دور نیست. بیشتر در موردش توضیح ندم بهتره ، خودتون بخونید (متاسفانه منبعش رو هم نمیدونم!) :

یکی از چیزهایی که این طرفها به وفور یافت می شود، بچه های کم سن و سالی هستند که به ظاهر ایرانی اند، اما هیچ شباهتی به ایران و ایرانی ندارند. بسیاری از آنها حتی زبان فارسی را هم بلد نیستند و برخی از آنان که می توانند دست و پا شکسته منظورشان را برسانند، چیز زیادی از ایران نمی دانند.
چند وقت پیش به همراه دوستی که خیلی برای مترقی نشان دادن سیمای جمهوری اسلامی احساس وظیفه می کند، منزل یکی از دوستان بودیم که یک فرزند 16 ساله داشت با همان تفاسیری که ذکر شد. گویا این هموطن 16 ساله به دیدن یکی از مسابقات ورزشی رفته بود که بانوان ایرانی هم در آن شرکت داشتند. نوع پوشش بانوان ایرانی سوالاتی را در ذهن این هموطن 16 ساله و دیگر دوستان وی ایجاد کرده بود که وی را بر آن داشت تا آن سوالات را با یک ایران شناس متبحر!! در میان بگذارد. از آنجایی که بنده اعتقاد دارم ملاقه فرو کردن در بعضی چیزها اصلا خوب نیست و باعث می شود تا بوی بد آن به مشام همه برسد، سعی کردم تا موضوع بحث را عوض کنم اما این دوست ما با نادیده گرفتن توصیه های ایمنی و به قصد تنویر افکار عمومی، به جنگ نوجوان 16 ساله ای رفت که با سوالات ساده و بی آلایش خود به ما فهماند که بایدها و نبایدهای امروز ایران از چنان منطق بی پشتوانه ای برخوردارند که حتی از قانع کردن یک نوجوان 16 سالهء سوئدی هم ناتوان است. توجه شما را به این سوال و جواب جلب می کنم:

_ میگم خانومای ایرانی تو ایران هم مجبورن با همین لباسا ورزش کنن یا فقط وقتی که از ایران میان بیرون باید اینا رو بپوشن.
_ نه تو ایران مجبور نیستن این لباسا رو بپوشن.
_ یعنی اگه شما اونا رو بدون این لباسا ببینین اشکال نداره؟
_ من این رو گفتم؟
_ آره دیگه، خودت گفتی تو ایران مجبور نیستن این لباسا رو بپوشن.
_ اونا مجبور نیستن این لباسا رو بپوشن واسه اینکه آقایون اصلا نمی تونن ورزش کردن خانوما رو ببینن، چون دیدن ورزش اونا با این لباسا هم اشکال داره.
_ ولی اینجا که اشکال نداره.
_ خب، اونجا داره.
_ چرا؟
_ چون ما می خواهیم خانومهامون در مسابقات جهانی شرکت کنن، ما که نمی تونیم به اینا بگیم آقایون نگاه نکنن ولی تو کشور خودمون میتونیم بگیم.
_ اینکه آقایون ورزش خانوما رو ببینن، اشکالش واسه خانوماست یا آقایون؟
_ واسه هر دو
_ اگه واسه خانوما هم اشکال داره، پس چرا خانوما میان اینجا تا آقایون خارجی نگاشون کنن؟
_ واسه اینکه اشکالش این قدر نیست که ما خانومهامون رو از مسابقات جهانی محروم کنیم
_ اشکالش چقدره؟
_ نمی دونم
_ پس فقط آقایون ایرانی نباید ورزش کردن خانومای ایرانی رو ببینن؟
_ احتمالا
_ ولی اینجا آقایون ایرانی میان ورزش خانومای ایرانی رو می بینن
_ کیا؟
_ ورزشکاران مرد ایرانی و اعضای سفارت
_ خب اینا میان تا تیم بانوان رو تشویق کنن
_ مگه تو ایران آقایون واسه چه کاری میرن ورزشگاه؟
_ خب اونجا به اندازهء کافی خانم هست که تشویق کنن
_ یعنی اگه خانم ها برای تشویق به اندازهء کافی نبودن، آقایون می تونن برن تشویق کنن؟
_ نه
_ یعنی فقط آقایون ایرانی که تو ایران زندگی می کنن نمی تونن برن ورزش خانومهای ایرانی رو ببینن؟
_ ولش کن بابا. راستی می خواهی چی کاره بشی؟

اما از آنجایی که این هموطن 16 ساله دوست ما را با سفیر ایران عوضی گرفته بود، اصلا ول کن معامله نبود.

_ میشه بگی اشکاله دیدن ورزش خانوما چیه؟
_ مشکل شرعی داره
_ شرعی یعنی چی؟
_ شرعی یعنی دینی
_ چرا؟
_ ببین عزیزم، شاید تو این کشور این چیزا عادی باشه اما تو ایران عادی نیست. به همین خاطر ممکنه آقایون با دیدن این چیزا به مشکل بیافتن
_ چه مشکلی؟
_ ممکنه به گناه بیافتن
_ یعنی شما هم ممکنه با دیدن مامان من به گناه بیافتی؟
_ مگه مامان تو ورزشکاره؟
_ آره
_ جدی؟ نه خب.منظورم اونا بود
_ اونا کی هستن؟
_ اونایی که این قانون رو گذاشتن منظورشون این بوده که ممکنه بعضی از مردا به گناه بیافتن نه همه شون
_ تو کشور شما واسه اینکه بعضی از مردا به گناه نیافتن، جلوی همهء مردا رو می گیرن؟
_ آره
_ خب دیدن ورزش خانوما از تلوزیون که بیشتر میتونه آقایون رو به گناه بندازه، چون تلوزیون تصویر بسته تری نشون میده.
_ من گفتم که ورزش خانوما از تلوزیون پخش میشه؟
_ مگه نمیشه؟
_ نه
_ پس اون خانومی که نمیتونه بره ورزشگاه چه جوری ورزش خانوما رو میبینه؟
_ احتمالا نمی بینه
_ این جوری که هیچ تبلیغی برای ورزش خانوما نمی شه و بتدریج خانومای کشور علاقه مندی خودشون رو به ورزش از دست میدن
_ نه بابا، این طورا هم نیست
_ من اگه جای خانومهای کشورتون بودم در اعتراض به این مسأله دیدن مسابقات ورزشی آقایون رو تحریم می کردم
_ کی به تو گفته که خانوما می تونن برن ورزش کردن آقایون رو ببینن؟
_ مگه نمی تونن؟
_ نه
_ چرا؟
_ چون اون هم مشکل شرعی داره
_ یعنی تلوزیون شما اصلا ورزش رو پخش نمی کنه؟
_ چرا ورزش آقایون رو پخش می کنه
_ این که خانومها ورزش آقایون رو از تلوزیون ببینن که بدتره
_ چرا؟
_ وقتی که من به استادیوم میرم با خودم یک دوربین هم میبرم چون از اون بالا چیزی پیدا نیست ولی از تلوزیون همه چیز پیدا است
_ خب، آره .... راستی بابات کجاست؟
_ اگه خانومها نباید ورزش کردن آقایون رو ببینن، پس چرا خانومهای ورزشکار شما وقتی میان اینجا، ورزش کردن آقایون رو میبینن
_ ببین! یه چیزایی هست که شاید خودش بد نباشه ولی اشاعهء اون اشکال داره
_ اشاعه یعنی چی؟
_ اشاعه یعنی ترویج و همگانی کردن اون
_ یعنی اگه همه بیان و ورزش رو ببینن خوب نیست؟ من قبلا فکر میکردم که دولتها کلی پول خرج میکنن تا همه بیان سراغ ورزش.
_ نه! ترویج بی بند و باری اشکال داره
_ مگه دیدن ورزش بی بند و باریه
_ ببین! این حرفا واسه اینه که تو دلیل حجاب رو نفهمیدی. ما اعتقاد داریم که حجاب یک محدودیت نیست بلکه مصونیت هست.
_ معنی این جمله که الان گفتی چیه؟
_ یعنی اینکه من غلط بکنم دیگه بیام خونهء شما

بعد نوشت : آقای قاضی زاده لطف کردن و لینک اصلی مطلب رو که ظاهرا مال خودشون بوده برای من فرستادن . (اینهم توضیح اضافی)

پی نوشت مرتیط :
بایدها و نبایدهای ورزش بانوان از نگاه مراجع تقلید

پی نوشتهای بی ربط :
1 ) خانم سمیه توحیدلو به تازگی بحث جالبی رو درباره امید و ناامیدی در جامعه شروع کردند .
2 ) کمانگیر عزیز هم به تازگی یه سری پادکست رو با عنوان صدای وبلاگستان منتشر کرده و البته این روند هنوز هم ادامه داره.
3 ) و باز هم کمانگیر که از جنگ مینویسه.
4) بررسی حجاب در برداشتی زنانه از قرآن
5) سلسله مقالات تحقیقی "محمد مطهری" (فرزند شهید مطهری) در باب اطلاع رسانی درست درباره جرم و جنایت. (جالبه)


۱۳۸۷ تیر ۲۸, جمعه

نقدی بر سریال "ترانه مادری"


تازگیها یه سریالی داره به عنوان یه سریال 90 قسمتی از شبکه 3 سیما پخش میشه به عنوان " ترانه مادری " . ظاهرا بعد از سریال "نرگس " شبکه 3 سیما باز هم هوس کرده که مردم رو یه 70-80 شب دیگه بزاره سر کار و یه فیلم مزخرف دیگه از همون دست سریال نرگس به خورد مردم بده . راستی کسی آخرش فهمید که سریال نرگس چه ربطی به انرژی هسته ای داشت ؟ !!! بگذریم این سریال اینقدر مزخرف بود و سوتی داشت که اگر بخواهیم یکی یکی بشماریم یه طومار طولانی میشه. فایده ای هم نداره دیگه .

و اما این سریال " ترانه مادری " دیگه آخر شاهکاره . ظاهرا ماجرای یه پسر مامانیه که دانشگاه قبول میشه و میاد تهران . (هنوز من نتونستم کشف کنم که این فیلم در محیط کدوم یکی از دانشگاههای تهران فیلم برداری شده ) . خلاصه این پسر پاستوریزه قصه ما میاد تهران و چشم و گوشش کم کم باز میشه و یه گناه کبیره مرتکب میشه . عاشق میشه !!!!!!!!!!!!!!!! به این تعداد علامت تعجب دقت کنید که وافعا لازم بود . چون کارگردان و نویسنده این سریال دقیقا به همین مفدار تعجب میکنن که این پسرک وقتی وارد دانشگاه میشه با دختر خانمی حرف میزنه و بهش دل میبنده . چنان این رویداد براشون عجیب و غیر قابل باوره که تا اینجای کار قصه رو حول عاشق شدن این پسرک نوشتن . این نویسنده نمیدونم بر چه اساسی به خودش اجازه میده که قصه رو طوری بنویسه که نشون بده در فضای کلاس دانشگاه هر کسی به خودش اجازه میده که این پسر و معشوقش رو به استهزاء بگیره و هر متلکی دلشون خواست بارش کنند . حتی اینقدر این سریال مسخرست که نشون میده یکی از همکلاسیهای این پسر به خودش اجازه میده که بدون اجازه دست در کیف پسر قصه ما بکنه و هدیه ای رو که خریده بوده (برای دختر مورد نظر) دربیاره و به تخته کلاسشون بچسبونه بعنوان تحقیر همکلاسیش .

جالبتر اینجاست که در این فیلم طوری نشون داده شده که اون دختر مورد نظر هم سر کلاس حضور داره ولی هیچ عکس العملی نشون نمیده . و باز هم جالبتر اینه که در قصه این فیام نشون داده میشه که پسرک عاشق پیشه وقتی وارد کلاس میشه و صحنه رو میبینه به جای اینکه در مقام شاکی باشه که بدون اجازه به کیفش دست زدن و اسرارش رو به نمایش عموم گذاشتن ناگهان جای خودش رو به متهم قصه میده و اصلا هم معلوم نیست چرا ؟ حالا سوال اینجاست که چرا این داستان طوری نوشته شده که برای پسرک ما جای دفاع مشروعی رو در نظر نگرفته . و اما مسخره ترین قسمت ماجرا جاییه که وقتی پسرک با همکلاسیش در حیاط دانشگاه درگیر میشه (و البته باز هم سرکوفت میخوره بخاطر عاشف پیشگیش!!!! ) و ضربه ای به دماغ همکلاسیش میزنه . یکدفعه پلیس وارد ماجرا میشه و افسر نیروی انتظامی وارد میشه، پسرک رو دستگیر میکنن و میبرن میندازن زندان و... حالا هر کسی از اول در جریان ماجرا نباشه واقعا فکر میکنه که این وسط یه قتلی چیزی رخ داده که نیری انتظامی به این شکل قاطعانه برخورد میکنه. واقعا من نمیدونم کجای مملکت ما اینجوریه که بخاطر یه دماغ خون اومدن پلیس خبر میکنن و دستگیری و زندان و... اونم پلیس در محیط دانشگاه !!!!!!!!!

من تنها فرضیه ای که میتونم مطرح کنم اینه که کارگردان و نویسنده این سریال نه تنها در عمرشون دانشگاه نرفتن بلکه محیط دانشگاه و کلاس درس رو هم تا حالا ندیدن . (چون یه سری روابط مسخره دیگه هم در سر کلاس درس نشون میدن که گفتنش واقعا خجالت آوره) یا شاید هم این حضرات در آمریکا درس میخوندن، چون تا اونجایی که من میدونم و سراغ دارم محیط کلاسهای دانشگاه اصلا و ابدا به این شکلی نیست که نشون داده میشه.

هنوز هم باید منتظر بود تا ببینیم تا انتهای کار باز چه شاهکارهایی خلق میشه .
 
موج سبز